رکود سنگین در بازار لوازم خانگی؛ مشتری هست، اما قدرت خرید نیست
بازار لوازم خانگی در پاییز ۱۴۰۵ زیر فشار همزمان گرانی و کاهش قدرت خرید خانوار قرار گرفته است؛ بهطوری که تهیه چند قلم اصلی لوازم خانه به سرمایهای چندصد میلیون تومانی نیاز دارد و بسیاری از مشتریان خرید خود را به تعویق انداختهاند.
بازار لوازم خانگی در روزهای ابتدایی پاییز ۱۴۰۵ با وجود تنوع کالا و عرضه گسترده، با کاهش تقاضای واقعی مواجه است. فروشندگان میگویند مشتری در بازار حضور دارد، اما بخش قابل توجهی از مراجعهکنندگان پس از اطلاع از قیمتها، خرید خود را به زمان دیگری موکول میکنند.
افزایش قیمت کالاهای اصلی موجب شده خانوارها دیگر نتوانند مانند گذشته چند قلم لوازم خانگی را بهصورت همزمان خریداری کنند. بهویژه در خرید جهیزیه، بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند تأمین کالاها را مرحلهای انجام دهند و ابتدا وسایل ضروریتر را خریداری کنند.
قیمت لوازم خانگی چقدر است؟
بررسی قیمتها نشان میدهد خرید لوازم خانگی اصلی به سرمایه قابل توجهی نیاز دارد. برای نمونه، یک یخچال فریزر سایدبایساید ۳۲ فوت جیپلاس مدل GSS-R۷۶۳۸W حدود ۲۰۰ میلیون تومان قیمت دارد.
در بازار لباسشویی نیز مدلهای ۸ تا ۹ کیلویی در طیف گستردهای عرضه میشوند و قیمت مدلهای میانرده عموماً بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان قرار دارد. مدلهای خارجی و ردهبالا نیز ممکن است قیمتهای بیشتری داشته باشند.
در بازار تلویزیون، قیمت به عواملی مانند اندازه صفحه، فناوری نمایشگر و برند وابسته است، اما برای خرید یک مدل هوشمند میانرده باید حدود ۳۰ تا ۷۰ میلیون تومان بودجه در نظر گرفت. مدلهای بزرگتر و پیشرفتهتر با قیمتهای بالاتری عرضه میشوند.
ماشین ظرفشویی نیز برای مدلهای متعارف حدود ۴۰ تا ۸۰ میلیون تومان قیمت دارد و نمونههای خارجی و مجهزتر ممکن است از این محدوده عبور کنند.
اجاق گاز نیز از جمله کالاهایی است که اختلاف قیمت زیادی در بازار دارد. مدلهای اقتصادی از حدود ۲۰ میلیون تومان آغاز میشوند و مدلهای مبله و مجهز میتوانند به ۵۰ میلیون تومان و بیشتر برسند.
در بازار جاروبرقی نیز مدلهای متعارف حدود ۱۵ تا ۳۰ میلیون تومان قیمت دارند، در حالی که مدلهای ردهبالا میتوانند به محدوده ۸۰ تا ۹۰ میلیون تومان برسند.
بر این اساس، برای تهیه یک مجموعه معمولی از کالاهای اصلی خانه، شامل یخچال، لباسشویی، تلویزیون، ظرفشویی و اجاق گاز، باید چندصد میلیون تومان سرمایه در اختیار داشت؛ رقمی که برای بسیاری از خانوارها با درآمد فعلی، تأمین آن دشوار است.
مشتری در بازار هست، اما خرید نمیکند
تغییر قدرت خرید خانوارها، رفتار مصرفکنندگان را نیز تغییر داده است. مشتریان همچنان به بازار مراجعه میکنند، اما بخش قابل توجهی از آنها به جای خرید فوری، قیمت چند مدل و برند را مقایسه میکنند و درباره شرایط فروش اقساطی سؤال میپرسند.
در بسیاری از موارد، خرید تنها به یک وسیله ضروری محدود میشود. اگر ماشین لباسشویی خراب شود، تعویض آن در اولویت قرار میگیرد، اما خرید تلویزیون جدید یا جایگزینی یخچال قدیمی ممکن است برای ماهها به تعویق بیفتد.
در نتیجه، مشکل اصلی بازار کمبود کالا نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید و عقبنشینی تقاضای واقعی است. فروشنده کالا را در اختیار دارد، اما مشتری توان خرید آن را ندارد.
تعمیر وسایل قدیمی جایگزین خرید شده است
کاهش قدرت خرید موجب شده تعمیر لوازم خانگی قدیمی نیز برای بخشی از خانوارها به گزینهای جدی تبدیل شود.
اگرچه هزینه قطعات و دستمزد تعمیرکاران افزایش یافته است، اما پرداخت چند میلیون تومان برای تعمیر یک وسیله همچنان برای بسیاری از خانوارها قابلتحملتر از پرداخت دهها یا حتی صدها میلیون تومان برای خرید کالای جدید است.
به این ترتیب، افزایش هزینه جایگزینی کالا، عمر استفاده از لوازم خانگی را افزایش داده و بخشی از تقاضای بازار خرید را به سمت تعمیرات سوق داده است.
مشکل بازار فقط گرانی نیست
در کنار گرانی و افت تقاضا، موضوع ورود کالا از مسیرهای غیررسمی و ابهام درباره اصالت برخی محصولات نیز از چالشهای بازار لوازم خانگی است.
برخی فعالان بازار معتقدند در مواردی کالاهایی که حتی در داخل کشور تولید شدهاند، به مناطق مرزی منتقل و پس از تغییر برند، بستهبندی یا مشخصات ظاهری، دوباره با عنوان کالای خارجی وارد بازار داخلی میشوند.
این وضعیت میتواند تشخیص منشأ واقعی کالا را برای مصرفکننده دشوار کند. خریدار ممکن است تصور کند محصولی متعلق به یک برند معتبر خارجی خریداری کرده، در حالی که مشخصات واقعی کالا با آنچه روی بستهبندی یا نام تجاری درج شده، متفاوت باشد.
ابهام درباره منشأ کالا تنها مسئله خرید نیست و میتواند در ادامه، مشکلاتی برای تشخیص کیفیت، اصالت قطعات، استانداردهای تولید و تأمین قطعات یدکی ایجاد کند.
کالای ارزانتر همیشه خرید اقتصادیتری نیست
نبود خدمات پس از فروش رسمی، یکی دیگر از ریسکهای خرید کالاهای غیررسمی است. در صورت خرابی دستگاه، مصرفکننده ممکن است با نبود شبکه مشخص برای تعمیر یا تأمین قطعات مواجه شود.
این مسئله در لوازم خانگی اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه قطعات اصلی مانند برد، موتور و کمپرسور قیمت بالایی دارند و تعمیر دستگاه بدون گارانتی میتواند هزینه قابل توجهی به خانوار تحمیل کند.
بنابراین ممکن است کالایی در زمان خرید قیمت پایینتری داشته باشد، اما هزینه تعمیر و تأمین قطعات در آینده، اختلاف قیمت اولیه را جبران یا حتی بیشتر کند.
بازار لوازم خانگی در انتظار بازگشت قدرت خرید
رکود فعلی بازار لوازم خانگی بیش از هر چیز به کاهش قدرت خرید خانوارها گره خورده است. کالا و تنوع مدل در بازار وجود دارد، اما فاصله قیمتها با توان مالی مصرفکنندگان باعث شده تقاضای واقعی کاهش پیدا کند.
از سوی دیگر، تولیدکنندگان نیز با افزایش هزینههای تولید و تأمین قطعات مواجهاند و فروشندگان نمیتوانند بدون توجه به هزینه جایگزینی کالا، محصولات را با قیمتهای پایینتر عرضه کنند.
در چنین شرایطی، تقویت قدرت خرید خانوار، کنترل هزینههای تولید، شفافیت در مسیر واردات، امکان استعلام اصالت کالا و تضمین خدمات پس از فروش، از مهمترین عواملی است که میتواند به بازگشت رونق به بازار لوازم خانگی کمک کند.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما