شکستی که ترامپ در حمله به قلب صنعت ایران خورد
حمله ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات صنعتی ایران، با هدف فلج کردن اقتصاد و زندگی مردم، در مواجهه با تابآوری ساختاریافته اقتصاد ایران و اراده کارگران و صنعتگران، ناکام ماند و حتی منجر به آغاز فاز جدیدی از بازسازی و خودباوری در صنعت فولاد شد.
بیش از یک ماه از حملات ترکیبی آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران میگذرد؛ حملاتی که نه فقط تأسیسات نظامی، بلکه قلب تپنده اقتصاد ملی یعنی صنایع مادر و زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار داده است. در این مدت، مناطق مسکونی، اقتصادی و صنعتی کشور خسارت دیده و جمعی از مدافعان میهن به شهادت رسیدهاند. اما آنچه در میانه غبار این حملات کمتر دیده میشود، روایت امید و ایستادگی در برابر سناریوی پیچیده دشمن برای فلج کردن زندگی روزمره مردم ایران است.
تحلیلگران اقتصادی معتقدند هدف راهبردی مهاجمان، فراتر از مختل کردن موقت تأسیسات، «تغییر رفتار» ایران از طریق تحمیل فشار حداکثری بر سفره و معیشت مردم تعریف شده است. دونالد ترامپ، با ادعای واهی «حمایت از مردم ایران»، در عمل سناریویی را طراحی کرده که در آن، زیرساختهای اقتصادی به خط مقدم جنگ تبدیل میشوند. صنعت فولاد به عنوان ستون تولید و نماد خودکفایی صنعتی ایران، در صدر این فهرست قرار دارد؛ چراکه هرگونه اختلال در آن، زنجیره خودروسازی، لوازم خانگی، ساختمان و صدها صنعت وابسته را با چالش مواجه میکند.
با این حال، نگاهی به میدان و اظهارات مقامات صنعتی نشان میدهد که این محاسبه دشمن، دستکم در افق کوتاهمدت، با شکست راهبردی مواجه شده است.
فولاد؛ سناریوی «شوک اقتصادی» که کلید نخورد
شرکتهای فولاد مبارکه و خوزستان، به عنوان یکی از بزرگترین واحدهای صنعتی خاورمیانه، نقشی فراتر از یک کارخانه دارد. این مجموعه با اشتغال مستقیم و غیرمستقیم بیش از ۱۰ هزار نفر و تأمین نیاز صنایع پاییندستی، عملاً جزئی از معادله امنیت معیشتی کشور محسوب میشود. حمله به چنین تأسیساتی، در زبان اقتصاد جنگی، یعنی هدف قرار دادن «بازوی تدارکات معیشت» مردم.
دشمن گمان میکرد با ضربه به صنعت فولاد، میتواند سه حلقه کلیدی را بشکند؛ اطمینان سرمایهگذاران، زنجیره تأمین صنایع پاییندستی و در نهایت، رشد اقتصادی کشور. اما برخلاف این سناریوی بدبینانه، واکنش میدانی صنعتگران ایرانی روایتی دیگر رقم زده است.
وعده بازسازی فوری؛ توقف فعالیت غیرممکن است
در شرایطی که انتظار میرفت حملات گسترده به صنایع مادر منجر به سقوط تولید و توقف کارخانهها شود، بهرام سبحانی، رئیس انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، با قاطعیت از خنثی شدن این طرح خبر داده است. سبحانی با محکوم کردن حمله به فولاد مبارکه، این اقدام را «جنایت در حق مردم» خواند و تأکید کرد: مالک این صنایع، مردم و سهامداران خُرد هستند و هرگونه آسیب به آنها، ضربه به سفره هزاران خانواده است.
با این حال، نکته امیدبخش در ادامه صحبتهای او نهفته است: شرکتهای فولادی آسیبدیده در اسرع وقت با برنامهریزی دقیق، فعالیت خود را بازسازی و ادامه میدهند. دشمنان بدانند با این گونه آسیبها نمیتوانند فعالیت صنایع را متوقف کنند.
این ادعا تنها یک شعار رسانهای نیست؛ بلکه مبتنی بر تجربه صنعت فولاد ایران در عبور از تحریمهای فلجکننده و بومیسازی دانش فنی است. صنعتی که سالها تحت شدیدترین محاصره اقتصادی رشد کرد، اکنون نشان داده که در برابر حملات فیزیکی نیز چرخهای آن از حرکت بازنمیماند.
معادله شکست خورده ترامپ؛ افزایش هزینه زندگی یا تقویت تابآوری؟
واقعیت این است که هرگونه اختلال در تولید فولاد، هزینه نهایی را به مصرفکننده نهایی یعنی مردم عادی منتقل میکند. افزایش قیمت خودرو، مسکن و لوازم خانگی، کاهش قدرت خرید و تهدید اشتغال هزاران کارگر، همان «فشار حداکثری» مورد نظر ترامپ است. اما آنچه سناریوی دشمن را ناقص میگذارد، نادیده گرفتن «تابآوری ساختاریافته» اقتصاد ایران است.
در حالی که بسیاری از کشورها در مواجهه با چنین حملاتی با فروپاشی زنجیره تولید روبهرو میشوند، اقتصاد ایران بر اساس دادههای موجود، توانسته با اتکا به صنایع جانشین، مدیریت هوشمندانه ذخایر و بسیج منابع داخلی، از «شوک معیشتی فوری» جلوگیری کند. بازسازی سریع تأسیسات آسیبدیده، ادامه فعالیت خطوط کلیدی تولید و تأمین مواد اولیه صنایع پاییندستی، نشانههایی از یک الگوی جدید مقاومت اقتصادی است.
حقیقت تلخ این است که هدف حملات اخیر، «کمک به مردم» نبوده، بلکه «معلول کردن زندگی عادی» آنها از طریق فروپاشی زیرساختهای معیشتی بوده است. اما روایت میدانی حکایت از چیز دیگری دارد، کارخانهها آسیب دیدهاند، اما کارگران در سنگر تولید باقی ماندهاند. سرمایهگذاران نگرانند، اما چرخ صنایع پاییندستی با قدرت قبلی نمیچرخد، بلکه با هوشیاری بیشتری به حرکت ادامه میدهد.
گزارشها حاکی از آن است که صنعت فولاد ایران، پس از این حملات، وارد فاز جدیدی از بازسازی و بومیسازی خواهد شد؛ فازی که در آن، وابستگی به هرگونه زنجیره بیرونی به حداقل میرسد.
شاید این بزرگترین شکستی باشد که ترامپ در محاسبات خود مرتکب شد، با هدف قرار دادن قلب صنعت ایران، نبض تازهای از خودباوری و مقاومت را در آن به حرکت درآورد.
مردم ایران نشان دادهاند که حتی اگر زیرساختها آسیب ببیند، اراده آنها برای ساختن و ادامه دادن، قابل هدف قرار دادن نیست.