چالش تازه کارفرمایان؛ چگونه بدون واگذاری کارهای ساده، نیروی متخصص تربیت کنند؟
گسترش هوش مصنوعی و واگذاری وظایف تکراری به سامانههای خودکار، مشاغل ابتدایی را در حال دگرگونی قرار داده و کارفرمایان را با چالش تازهای مواجه کرده است؛ اینکه کارکنان تازهوارد چگونه بدون تجربه فعالیتهای معمول، مهارتهای حرفهای و قدرت تحلیل خود را برای پیشرفت شغلی تقویت کنند.
گسترش هوش مصنوعی و خودکارسازی فعالیتهای تکراری، ساختار مشاغل ابتدایی را تغییر داده و ضرورت بازنگری در شیوه آموزش، کسب تجربه و ارتقای شغلی نیروی انسانی را افزایش داده است. در شرایطی که بخشی از وظایف معمول کارکنان به ابزارهای هوشمند سپرده میشود، کارفرمایان باید راههای تازهای برای آمادهسازی نیروهای تازهوارد و انتقال تجربه به آنها پیدا کنند.
مدیران حوزه کسبوکار و آموزش معتقدند کاهش وظایف تکراری در مشاغل ابتدایی، اگرچه میتواند فرصتهایی برای ایجاد فعالیتهای جدید و جذابتر فراهم کند، اما همزمان این پرسش را به وجود آورده است که کارکنان جوان و کمتجربه چگونه مهارتهای لازم را به دست آورند و مسیر پیشرفت حرفهای خود را طی کنند.
کیتی جورج، معاون مایکروسافت در حوزه هوش مصنوعی و تحول محیط کار، با اشاره به گستردگی تغییرات ناشی از این فناوری گفت: به اعتقاد او، تحول هوش مصنوعی تنها به نیروی انسانی محدود نمیشود، بلکه شیوه کار، اجرای فرایندهای کسبوکار، تصمیمگیری و حفاظت از زیرساختها را نیز دستخوش تغییر میکند.
بازطراحی مشاغل ابتدایی در عصر هوش مصنوعی
جورج با تشریح نحوه استفاده از هوش مصنوعی در مایکروسافت اظهار کرد: این فناوری بسیاری از وظایف سنتی و زمانبر کارکنان را خودکار کرده است. در چنین شرایطی، بهجای آنکه فعالیتهای تکراری به کارکنان تازهکار سپرده شود، میتوان مشاغل ابتدایی را به شکلی بازطراحی کرد که جذابیت و ارزش حرفهای بیشتری داشته باشند.
با این حال، این تغییر به معنای افزایش انتظارات از نیروهای تازهوارد است. به گفته وی، کارکنان جدید باید در مدتزمان کوتاهتری توانایی قضاوت، تحلیل و تصمیمگیری خود را تقویت کنند؛ مهارتهایی که در محیط کار مبتنی بر هوش مصنوعی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
این تحولات در شرایطی مطرح میشود که گزارشهایی درباره پیشنهاد بازخرید داوطلبانه به حدود ۶۰ هزار نفر از کارکنان مایکروسافت منتشر شده است؛ رقمی که معادل یکچهارم نیروی کار جهانی این شرکت عنوان شده است.
جورج در واکنش به این گزارشها تأکید کرد که مایکروسافت همچنان به استخدام نیروی جدید ادامه میدهد. وی نقش هوش مصنوعی در این شرکت را فراتر از کاهش هزینهها و خودکارسازی وظایف دانست و گفت این فناوری از نظر راهبردی میتواند به رشد و نوآوری، کاهش ریسکها و ایجاد فرصتهای جدید برای افراد کمک کند.
تغییر اولویتهای آموزشی؛ از مهارتهای فنی تا تفکر انتقادی
همزمان با تغییر نیازهای بازار کار، نظام آموزشی نیز ناگزیر از بازنگری در محتوای دورهها و شیوه آمادهسازی دانشجویان برای ورود به محیطهای کاری جدید است.
لورا رودرمن، مدیرعامل اتحادیه فناوری، معتقد است گسترش هوش مصنوعی موجب شده مدارس و برنامههای آموزشی به سمت مجموعه مهارتهای متفاوتی حرکت کنند. به گفته وی، مربیان و مدرسان بیش از گذشته بر اهمیت تفکر انتقادی و مهارتهای نرم تأکید دارند؛ تواناییهایی که میتوانند در کنار دانش فنی، نقش تعیینکنندهای در عملکرد کارکنان داشته باشند.
پل بینگهام، معاون ارشد و رئیس اجرایی دانشکده فناوری دانشگاه وسترن گاورنرز آمریکا نیز درباره آمادگی دانشجویان برای ورود به بازار کار مبتنی بر هوش مصنوعی توضیح داد که این دانشگاه در حال وارد کردن مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی به تمام برنامههای آموزشی پیشین خود است.
این تغییرات حوزههایی مانند علوم رایانه، امنیت سایبری، تحلیل داده، مهندسی رایانش ابری و مهندسی شبکه را در بر میگیرد.
چالش جدید کارفرمایان در تربیت نیروی متخصص
تحولات ناشی از هوش مصنوعی نشان میدهد که الگوی سنتی ورود به بازار کار، که در آن کارکنان تازهوارد با انجام وظایف ساده و تکراری تجربه کسب میکردند، در حال تغییر است. با خودکار شدن بخشی از این فعالیتها، شرکتها باید مسیرهای تازهای برای آموزش عملی، انتقال تجربه و ارزیابی توانایی کارکنان طراحی کنند.
در این شرایط، صرف برخورداری از دانش تخصصی برای ورود و ماندگاری در بازار کار کافی نخواهد بود و مهارتهایی مانند تحلیل اطلاعات، تفکر انتقادی، قضاوت حرفهای، حل مسئله و سازگاری با فناوریهای جدید اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
برای کارفرمایان نیز مسئله اصلی تنها استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و افزایش بهرهوری نیست؛ بلکه چگونگی حفظ مسیر رشد نیروی انسانی و تربیت متخصصان آینده در محیطی است که بخش قابلتوجهی از وظایف اولیه آن به ماشینها واگذار شده است.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما