تنگه هرمز؛ اهرم فشار ایران و راهحل موقت آمریکا؛ جنگی که اقتصاد جهانی را به لرزه درآورد
در حالی که تنشها در تنگه هرمز ادامه دارد، ایران با استفاده از اهرم فشار بر مسیرهای دریایی، به دنبال تغییر منطق درگیری به سمت جنگ اقتصادی فرسایشی است. آمریکا با آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت، به دنبال مدیریت موقت بحران است، اما تحلیلگران معتقدند این اقدام راه حلی پایدار نیست.
یک پژوهشگر ارشد انرژی، معتقد است استفاده از ابزار آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت توسط آمریکا برای مقابله با محدودیتهای اعمال شده در تردد کشتیها در تنگه هرمز، تنها یک راهحل موقت است. رضا مختار با اشاره به ادامه جنگ بین ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تحلیل میکند که پیامدهای واقعی این درگیری، بیش از آنکه در میدان نبرد آشکار شود، در اقتصاد جهانی، بازار انرژی و ساختار قدرت بینالمللی نمایان خواهد شد.
تحریمهای سالها، ایران را ناگزیر به سازگاری با شرایط فشار اقتصادی کرده است؛ سیاستگذارانی که به انبارسازی کالاهای ضروری، مدیریت مصرف و آمادگی برای شوکهای ناگهانی روی آوردهاند. در مقابل، بیانیههای رسمی در واشنگتن و تلآویو حاکی از انتظار یک عملیات محدود و کوتاهمدت بود، نه درگیریای که هفتهها یا ماهها ادامه یابد و شریانهای اصلی انرژی جهان را مختل کند.
مختار پیامدهای اقتصادی جنگ را برای ایالات متحده نیز پیچیدهتر از آنچه در نگاه نخست به نظر میرسد، توصیف میکند. وی با اشاره به کسری تجاری مداوم، وابستگی به واردات مواد خام صنعتی و سطح بالای بدهی عمومی در آمریکا، بیان میدارد که یک شوک گسترده انرژی، نه تنها هزینه واردات را افزایش میدهد، بلکه با کند شدن رشد اقتصاد جهانی، بازارهای صادراتی آمریکا را نیز کوچکتر میکند.
آزادسازی ذخایر استراتژیک؛ راه حلی بدون هزینه؟
این پژوهشگر حوزه انرژی تاکید میکند که گرچه آمریکا و متحدانش میتوانند از ذخایر استراتژیک نفت استفاده کنند، اما این ابزار تنها برای مدیریت یک وقفه موقت مفید است و قادر به جبران یک اختلال عمیق و طولانیمدت در یکی از مهمترین شاهراههای انرژی جهان نیست. به گفته وی، آزادسازی ذخایر استراتژیک، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت بازارها را آرام کند، اما در صورت ادامه بحران، خود به منبعی از آسیبپذیری تبدیل میشود و سپر امنیت انرژی کشورهای مصرفکننده را نازکتر خواهد کرد.
پیامدهای مزمن جنگ برای اقتصاد آمریکا و نظم جهانی
مختار ادامه میدهد که این تجاوز، رابطه گستردهتر میان ثبات اقتصادی و قدرت جهانی را نیز به چالش کشیده است. جایگاه دلار و بازارهای مالی آمریکا تنها به قدرت نظامی واشنگتن وابسته نیست، بلکه به اعتماد جهانی به تابآوری اقتصاد این کشور و توانایی آن در جذب و مدیریت شوکهای جهانی نیز مرتبط است. اگر یک جنگ منطقهای بتواند بازارهای انرژی را برای مدت طولانی مختل کند، تورم جهانی را تشدید نماید و هزینههای مالی و اجتماعی آمریکا را افزایش دهد، این پرسش مطرح میشود که آیا نظم تکقطبی پس از جنگ سرد همچنان استحکام گذشته را دارد یا جهان به سمت نظمی چندقطبی حرکت میکند؟
وی اشاره میکند که امکان ادامه نوعی اختلال کنترلشده در خلیج فارس، که حتی پس از پایان رسمی خصومتها نیز کشتیهای تجاری آمریکایی را هدف قرار دهد، میتواند پیامدهای جنگ برای ایالات متحده را طولانیتر و مزمن کند.
پیچیدگیهای نظامی و استراتژیک درگیری
از منظر نظامی و سیاسی نیز این درگیری پیچیدگیهای خاص خود را دارد. حملات اولیه اگرچه شوکهکننده و پرهزینه بودهاند، اما نتیجه قاطعی به همراه نداشتهاند. در مقابل، ایران با تکیه بر ابزارهای نامتقارن، از جمله فشار بر مسیرهای دریایی، حملات موشکی و پهپادی، و تلاش برای گسترش هزینهها بر دشمنان خود، منطق درگیری را از یک تقابل صرفاً نظامی به یک جنگ فرسایشی اقتصادی و استراتژیک تغییر داده است.
گزینههای مختلفی برای تشدید درگیری همچنان وجود دارد، از جمله اختلال گستردهتر در ترافیک دریایی، فعالتر شدن بازیگران همسو در جبهههای دیگر و حملات سایبری شدیدتر. با این حال، هر یک از این گزینهها خطر گسترش بحران در سطح منطقه را افزایش میدهد و مهار آن را برای همه طرفها پرهزینهتر میکند.
مختار معتقد است که در چنین شرایطی، هدف محتمل واشنگتن ممکن است نه دستیابی به یک پیروزی آشکار، بلکه رسیدن به نوعی خروج قابل مدیریت باشد؛ خروجی که از تبدیل بحران به یک شوک ساختاری برای اقتصاد جهانی جلوگیری کند، بدون آنکه نیاز به اعتراف صریح به شکست وجود داشته باشد. با این حال، هرگونه توافق پایدار نیازمند درک مشترکی با ایران خواهد بود که شامل تضمینهایی علیه بازگشت سریع به جنگ، به رسمیت شناختن برخی خطوط قرمز استراتژیک و نوعی جبران خسارت برای هزینههای تحمیلشده باشد.
آثار جنگ بر آینده نظام بینالملل
با اشاره به تاکید ایران بر ادامه اهرم فشار بستن تنگه هرمز، مختار بیان میدارد که این اقدام، اهرمی برای حفظ فشار بر دشمنان است و به همین دلیل آمریکا اعلام کرده بخشی از ذخایر استراتژیک نفت خود را آزاد خواهد کرد. وی در پایان تاکید میکند که اهمیت این جنگ ممکن است کمتر در آنچه امروز در میدان نبرد رخ میدهد، و بیشتر در آنچه درباره آینده نظام بینالملل آشکار میکند، باشد. اگر تنگه هرمز به اهرمی پایدار تبدیل شود، اگر بازارهای انرژی در برابر یک بحران منطقهای چنین آسیبپذیر باقی بمانند و اگر قدرتهای بزرگ نتوانند پیامدهای اقتصادی آن را مهار کنند، این وضعیت میتواند نشانهای از شکنندگی اقتصاد جهانی، محدودیتهای قدرت آمریکا و شتاب گرفتن حرکت جهان به سوی نظمی پیچیدهتر و چندقطبیتر باشد.
*بازنویسی:تحریریه پژواک کارفرما