وقتی ریال کارکرد ذخیره ارزشی خود را از دست میدهد/ بازگشت به طلا و ارز حق طبیعی مردم
یک اقتصاددان و استاد دانشگاه، با تأکید بر اینکه کارکرد اصلی پول ذخیره ارزش است نه صرفاً وسیله مبادله، گفت: در شرایط تورمی فعلی، بازگشت مردم به داراییهای دارای ارزش ذاتی مانند طلا و ارز، رفتاری عقلانی و حق طبیعی اقتصادی برای حفظ سرمایه است، نه سفتهبازی.
اقتصاددان و استاد دانشگاه، با تحلیل وضعیت انتظارات تورمی در فضای اقتصادی ایران تأکید کرد که در شرایط فعلی، آتشبسهای اقتصادی بیشتر از آنکه نوید ثبات باشند، نشانهای دوپهلو برای بازارها هستند و همین ابهام باعث میشود تورم از پیش در قیمتها لحاظ شود.
مهدی منصوری بیدکانی گفت: انتظارات تورمی یک پدیده روانشناختی صرف نیست، بلکه حاصل تقابل سه نهاد دولت، بازار و خانوار است. در وضعیتی که دوام آتشبسهای مقطعی شکننده است، بازار با درک این ناپایداری، تورم را پیشخور میکند. مهار این وضعیت مستلزم تغییر واقعی رژیم پولی و توقف کامل تامین کسری بودجه از محل چاپ پول است.
بازگشت به طلا و ارز، واکنش طبیعی به بیثباتی ارزش ریال
منصوری بیدکانی با اشاره به حق طبیعی مردم برای حفظ ارزش داراییهایشان گفت: پول زمانی کارکرد اصلی خود را دارد که بتواند ارزش را ذخیره کند. وقتی ریال به دلیل تورم مزمن این کارکرد را از دست میدهد، رو آوردن مردم به طلا و ارز نه خطای رفتاری، بلکه سازوکاری عقلانی برای پوشش ریسک است.
به گفته وی، این رفتار برخلاف تصور عمومی، ماهیت سفتهبازانه ندارد و دادهها نشان میدهد بیش از ۹۰ درصد خریداران طلا در ایران نگهداری بالای شش ماه دارند که به معنای حفظ سرمایه در بلندمدت است، نه نوسانگیری کوتاهمدت. او تأکید کرد که نسبت دادن این رفتار به «دلالی» سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدی سیاست پولی است.
نقد سیاست پولی و لزوم تغییر رژیم
این استاد دانشگاه افزود: در بازی سیگنالدهی بین دولت و بازار، بانک مرکزی باید نقش «لنگر انتظارات» را ایفا کند؛ نه با افزایش صرف نرخ بهره، بلکه با اعلام قاعدهای قابل باور که دیگر از محل استقراض از بانک مرکزی، کسری بودجه دولت را پوشش نخواهد داد. این رویکرد یک تغییر رژیم پولی واقعی است.
او خاطرنشان کرد که تا وقتی بازار بداند دولت دستور چاپ پول میدهد، هیچ نرخ بهره حقیقی مثبتی نمیتواند تورم را مهار کند. از سوی دیگر، وزارت اقتصاد باید درک کند که اوراق متصل به تورم، تنها ابزار مالی نیست، بلکه قرارداد شفافیت میان دولت و مردم است که اثر تورم را حداقل جبران میکند.
سه اصل راهبردی برای حفظ دارایی مردم
منصوری بیدکانی در ادامه سه اصل راهبردی برای حفاظت از داراییهای خرد را برشمرد:
1- تنوعبخشی داراییها: هیچ فردی نباید تمام سرمایه خود را به یک دارایی، حتی طلا، تبدیل کند.
2- پرهیز از معاملات مکرر: هرچه خرید و فروش بیشتر شود، احتمال گرفتار شدن در نوسانات قیمتی و برچسب سفتهبازی بالاتر میرود.
3- شفافیت در مبدأ وجوه: خرید از کانالهای رسمی با امکان ردیابی و اثبات منشأ وجوه، بهترین محافظ در برابر خطرات اقتصادی و حقوقی است.
دفاع از نظام نرخ ارز ثابت در شرایط جنگ اقتصادی
این اقتصاددان در ادامه تحلیل خود از وضعیت جنگ اقتصادی تصریح کرد: در شرایط بحران و آتشبس شکننده، هدف اصلی سیاستگذاری نباید صرفاً کارایی تخصیص منابع باشد، بلکه باید انتظارات را مهار کند. در چنین وضعی، نرخ ارز شناور به یک مارپیچ خودتغذیهکننده تورم تبدیل میشود، در حالی که نظام نرخ ارز ثابت با انضباط مالی شدید، نقش لنگر اسمی اقتصاد را ایفا میکند.
او گفت: هر کس بترسد دلار گران شود، پیشدستانه خرید میکند و همین ترس، تورم را فعال میکند. نرخ ارز ثابت این چرخه را قطع میکند، نه با سرکوب قیمت، بلکه با اعلام یک نرخ رسمی پایدار که پشتوانه ذخایر راهبردی دارد و ذهن مردم را از هیجان خالی میسازد.
جمعبندی نهایی
منصوری بیدکانی در پایان خاطرنشان کرد: در اقتصاد جنگی، نرخ شناور ارز همانند «زره گران» است که در بحران به هدفی برای حمله سفتهبازان تبدیل میشود، اما نرخ ارز ثابت مانند «زخم ارزان» است که با وجود هزینههای مداخله و مصرف ذخایر، انتظارات تورمی را خاموش میکند.
او افزود: دولت باید شجاعت انجام «جراحی ارز ثابت» را داشته باشد و همزمان با انتشار اوراق شفاف و توقف استقراض از بانک مرکزی، هزینه تورم را صادقانه به مردم اعلام کند؛ در غیر این صورت، تاریخ اقتصاد ثبت خواهد کرد که دولتها قربانی انتظارات شدند، نه قربانی تحریم.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما