استارلینک هنوز جایگزین اینترنت ایران نیست/ اما قواعد قدرت دیجیتال را تغییر میدهد
رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی با تشریح ظرفیتهای فعلی و آینده اینترنت ماهوارهای میگوید استارلینک در کوتاهمدت توان جایگزینی شبکه ارتباطی ایران را ندارد، اما توسعه فناوری اتصال مستقیم تلفن همراه به ماهواره میتواند شیوه حکمرانی ارتباطات و نقش ابزارهایی مانند رجیستری را تغییر دهد.
رئیس مرکز پایش و فراداده مرکز ملی فضای مجازی با بررسی ابعاد فنی اینترنت ماهوارهای و فناوری اتصال مستقیم تلفن همراه به ماهواره تأکید کرد که استارلینک را نمیتوان پایان حکمرانی فضای مجازی دانست و در عین حال، ظرفیتهای فناورانه آن را نیز نباید صرفاً در حد یک ابزار تبلیغاتی ارزیابی کرد.
محمدامین اللهداد در یادداشتی با اشاره به نمایش یک پایانه استارلینک از سوی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دوم مهر ۱۴۰۵، این اقدام را بخشی از پیامرسانی سیاسی و جنگ روایتها توصیف کرد؛ با این حال، معتقد است پشت این نمایش سیاسی، ظرفیتهای فناورانهای وجود دارد که باید از منظر امنیت ملی و آینده حکمرانی فضای مجازی مورد بررسی قرار گیرد.
به گفته وی، استارلینک معمولی برای اتصال به اینترنت به پایانه زمینی نیاز دارد و توزیع تعداد محدودی ترمینال به معنای فراهم شدن امکان دسترسی میلیونها نفر به اینترنت پرسرعت نیست. بنابراین، تصور اینکه با ارسال چند پایانه یا حتی چند ماهواره بتوان شبکه ارتباطی کشور را کنار زد، با واقعیتهای فنی فاصله دارد.
فناوری اتصال مستقیم گوشی به ماهواره چه تغییری ایجاد میکند؟
اللهداد فناوری مهمتر در این حوزه را Direct-to-Cell یا ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه میداند. در این فناوری، ماهواره با استفاده از تجهیزات ارتباطی ویژه میتواند نقش نوعی دکل مخابراتی در فضا را ایفا کند و با تلفنهای همراه سازگار ارتباط برقرار کند.
استارلینک طی سالهای گذشته توسعه این فناوری را آغاز کرده و خدمات پیامرسانی ماهوارهای آن در برخی کشورها بهصورت تجاری فعال شده است. این شرکت همچنین از برنامههای خود برای توسعه خدمات داده و تماس و استفاده از نسلهای جدید ماهوارههای D2C خبر داده است.
با این حال، فناوری فعلی هنوز از نظر ظرفیت و امکانات با یک شبکه تلفن همراه زمینی با ظرفیت نامحدود قابل مقایسه نیست. شرکت اسپیسایکس نیز میان خدمات کنونی و نسل آینده این فناوری تفاوت قائل شده و افزایش قابل توجه ظرفیت و ارائه ارتباطات پهنباند مستقیم به تلفنهای همراه را از اهداف مراحل بعدی توسعه آن اعلام کرده است.
از این منظر، باید میان ظرفیتهای عملیاتی امروز و چشمانداز آینده این فناوری تفاوت قائل شد. آنچه در حال حاضر وجود دارد، به معنای امکان جایگزینی فوری شبکه ارتباطی ایران نیست؛ اما میتواند به ایجاد یک مسیر ارتباطی مستقل از زیرساختهای زمینی منجر شود.
تغییر معماری ارتباطات و کاهش وابستگی به شبکه زمینی
در الگوی سنتی ارتباطات تلفن همراه، مسیر اتصال کاربر به اینترنت از گوشی، سیمکارت، اپراتور، شبکه ارتباطی داخلی و سپس اینترنت عبور میکند. این ساختار نقاط متعددی برای تنظیمگری و مدیریت در اختیار حاکمیت قرار میدهد؛ از اپراتورها و سیمکارتها گرفته تا شناسه دستگاه، شبکه انتقال، دروازههای ارتباطی و زیرساختهای داده.
اما در معماری ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه، مسیر ارتباطی میتواند به شکل متفاوتی تعریف شود:
- شبکه زمینی: گوشی، سیمکارت، اپراتور، شبکه ارتباطی داخلی و اینترنت
- شبکه ماهوارهای: گوشی، ماهواره، شبکه ماهوارهای و اینترنت
البته فناوری D2C در وضعیت فعلی همچنان به همکاری اپراتورها، تخصیص طیف فرکانسی و چارچوبهای مقرراتی وابسته است. برای نمونه، مدل تجاری کنونی استارلینک در بسیاری از کشورها بر همکاری با اپراتورهای تلفن همراه استوار است.
برآوردهای پایهای که این یادداشت به آنها اشاره میکند، نشان میدهد اگر فناوری D2C قرار باشد تنها ۲۰ درصد از ظرفیت فعلی ارتباطات سیار ایران را پوشش دهد، تحقق چنین ظرفیتی به زمانی طولانیتر از سال ۱۴۱۵ نیاز خواهد داشت. این برآورد به معنای توقف توسعه فناوری نیست؛ بلکه نشان میدهد ایجاد شبکهای با ظرفیت قابل توجه برای پوشش ارتباطات عمومی، به زیرساخت و زمان زیادی نیاز دارد.
با این حال، از نگاه نویسنده یادداشت، برای ایجاد آثار امنیتی و سیاسی لزوماً به پوشش گسترده و ظرفیت بالا احتیاج نیست. حتی یک شبکه محدود نیز میتواند در شرایط بحرانی، مسیر مستقلی برای انتقال اطلاعات فراهم کند. به همین دلیل، اهمیت این فناوری تنها به تعداد کاربران یا سرعت اینترنت آن محدود نمیشود.
رجیستری تلفن همراه چه سرنوشتی پیدا میکند؟
یکی دیگر از موضوعات مطرحشده در این یادداشت، تأثیر گسترش ارتباط مستقیم ماهواره با تلفن همراه بر سامانه رجیستری است.
اللهداد معتقد است نقش رجیستری ممکن است تغییر کند، اما این سامانه الزاماً از بین نخواهد رفت. در شرایط فعلی، رجیستری بهعنوان یکی از ابزارهای مدیریت بازار و دسترسی ارتباطی اهمیت دارد؛ زیرا تلفن همراه برای استفاده از شبکه ناگزیر به اتصال به اپراتور داخلی است.
اما اگر دستگاهی بتواند بدون عبور از شبکه اپراتور داخلی به شبکه ماهوارهای متصل شود، رجیستری ممکن است نتواند همان نقش پیشین را در کنترل دسترسی به شبکه ایفا کند. با وجود این، شناسه دستگاه، هویت کاربر، اطلاعات حساب، دادههای مکانی و سایر اطلاعات مرتبط همچنان میتوانند در نظام مدیریت و تنظیمگری دستگاهها مورد استفاده قرار گیرند.
بر این اساس، نویسنده یادداشت پیشبینی میکند که رجیستری در آینده از یک «دروازه دسترسی به شبکه» به یکی از اجزای «مدیریت دستگاه و هویت دیجیتال» تبدیل شود؛ تغییری که نمونهای از جابهجایی محل اعمال قدرت در فضای دیجیتال است.
سه سطح از توسعه اینترنت ماهوارهای
در جمعبندی فنی این یادداشت، برای بررسی توانایی استارلینک در عبور از شبکه ارتباطی کشورها، سه سطح از خدمات ماهوارهای از یکدیگر تفکیک شده است.
سطح نخست، ارتباطات اضطراری و کمظرفیت مانند پیامرسانی و خدمات محدود است که هماکنون نیز در برخی بازارها عملیاتی شده و ظرفیتها و مخاطرات آن نیازمند بررسی است.
سطح دوم، دسترسی محدود به خدمات داده و اینترنت است که فناوری برای حرکت به سمت آن در حال توسعه قرار دارد.
سطح سوم نیز ارائه اینترنت پرظرفیت و همزمان به میلیونها کاربر است. تحقق این سطح به عواملی مانند ظرفیت ماهوارهها، تعداد کاربران، طیف فرکانسی، گستره پوشش، معماری شبکه و محدودیتهای فنی وابسته است.
بر همین اساس، تصور اینکه در آینده نزدیک تمام کاربران، حتی در یک کلانشهر، بتوانند بدون محدودیت به شبکهای ماهوارهای با ظرفیت بالا متصل شوند، با وضعیت فعلی فناوری فاصله دارد.
با این حال، حتی شبکهای با ظرفیت محدود نیز میتواند در شرایط خاص، مسیری مستقل برای انتقال اطلاعات ایجاد کند. از این رو، استارلینک را باید بیش از آنکه جایگزینی فوری برای اینترنت کشورها دانست، یک لایه ارتباطی خارج از کنترل شبکه زمینی تلقی کرد که ظرفیت آن بهتدریج در حال افزایش است.
شبکه ماهوارهای هم آسیبناپذیر نیست
بخش دیگری از یادداشت به ملاحظات امنیتی اینترنت ماهوارهای اختصاص دارد. در شبکههای زمینی، بخش قابل توجهی از زیرساخت در قلمرو جغرافیایی کشور قرار دارد و از طریق ابزارهای فنی، حقوقی و اجرایی قابل مدیریت است؛ اما در شبکههای ماهوارهای، بخش مهمی از زیرساخت خارج از مرزهای سرزمینی فعالیت میکند.
این تفاوت به معنای آسیبناپذیر بودن شبکههای ماهوارهای نیست. به گفته اللهداد، اختلالات رادیویی، محدودیتهای طیفی، شناسایی پایانهها و سایر اقدامات فنی میتوانند عملکرد چنین شبکههایی را محدود کنند.
در همین زمینه، دبیر شورای عالی فضای مجازی در ۱۳ مهر ۱۴۰۵ اعلام کرده بود که ایران توانسته است فعالیت پایانههای استارلینک را برای مدتی مختل کند و از آمادگی فنی برای مقابله با تهدیدهای احتمالی برخوردار است. نویسنده یادداشت با اشاره به بازتاب این موضوع در برخی رسانههای غربی، نتیجه میگیرد که استارلینک نه شبکهای غیرقابلاختلال است و نه میتوان آن را دقیقاً مانند یک شبکه زمینی مدیریت کرد.
مسئله اصلی فراتر از فیلترینگ و رجیستری است
اللهداد در بخش دیگری از یادداشت خود تأکید میکند که مسئله اصلی ایران نباید صرفاً به اینترنت ماهوارهای، فیلترینگ یا رجیستری محدود شود؛ بلکه موضوع مهمتر، جایگاه کشور در معماری جدید قدرت دیجیتال است.
در الگوی سنتی، بخش عمده قدرت دیجیتال کشورها بر زیرساختهای ملی مانند اپراتورها، فیبر نوری، مراکز داده، دروازههای بینالمللی و شبکههای زمینی متکی بود. اما معماری جدید فضای دیجیتال مجموعهای از عناصر ملی و فراملی را در کنار یکدیگر قرار داده است.
ماهوارههای ارتباطی، پلتفرمهای جهانی، خدمات ابری، هوش مصنوعی، تراشهها، زنجیره تأمین فناوری، دادهها، استانداردهای فنی، شبکههای پرداخت و زیرساختهای دیجیتال فرامرزی، اکنون در شکلگیری قدرت دیجیتال کشورها نقش دارند.
در چنین شرایطی، قدرت دیجیتال صرفاً به توانایی کنترل اینترنت در محدوده مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود؛ بلکه توانایی ساخت، مدیریت، اثرگذاری و افزایش تابآوری در برابر زیرساختها و شبکههایی که اقتصاد، امنیت، ارتباطات و اطلاعات کشور به آنها وابسته است، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
از این منظر، استارلینک بیش از آنکه تهدیدی فوری برای شبکه ارتباطی کشور باشد، نشانهای از تغییر در مرزهای قدرت دیجیتال است؛ تغییری که نشان میدهد مرزهای جغرافیایی دیگر لزوماً با مرزهای شبکهای منطبق نیستند.
ضرورت عبور از «حکمرانی بر شبکه» به «قدرت در شبکه»
نویسنده یادداشت معتقد است در گذشته بخش مهمی از حکمرانی ارتباطات بر مدیریت نقاط اتصال به شبکه متمرکز بود؛ اما با تغییر معماری ارتباطات، پرسش اصلی این است که اگر بخشی از ارتباطات دیگر از نقاط اتصال داخلی عبور نکند، قدرت ملی چگونه باید حفظ و اعمال شود؟
پاسخ این مسئله صرفاً توسعه ابزارهای مقابلهای نیست. کشوری که در حوزه ارتباطات ماهوارهای، هوش مصنوعی، زیرساخت ابری، داده، پلتفرم، امنیت سایبری، تراشه و اقتصاد دیجیتال ظرفیت داشته باشد، حتی در شرایطی که بخشی از شبکههای خارجی خارج از کنترل آن قرار دارند، قدرت مانور بیشتری خواهد داشت.
در مقابل، اگر قدرت دیجیتال عمدتاً به کنترل شبکه داخلی محدود بماند و ظرفیت بازیگران داخلی برای توسعه فناوری و زیرساخت کافی نباشد، ظهور هر فناوری جدیدی که لایه مستقلی به معماری ارتباطات اضافه کند، بخشی از این قدرت را با چالش مواجه خواهد کرد.
بر این اساس، اللهداد معتقد است پاسخ ایران به تحولات ارتباطی نباید در دو رویکرد «وادادگی دیجیتال» یا «اجتناب دیجیتال» خلاصه شود؛ بلکه کشور به ابزارهای واقعی قدرت متناسب با تحولات فناوری نیاز دارد.
وی توسعه زیرساخت، فناوری، داده، هوش مصنوعی، امنیت سایبری، اقتصاد دیجیتال، خدمات ابری، ارتباطات ماهوارهای و پلتفرمهای بومی را از الزامات تقویت جایگاه ایران در معماری آینده قدرت دیجیتال میداند. در کنار این موارد، توان فنی برای مقابله با استفاده نظامی و خرابکارانه از زیرساختهای ارتباطی خارجی نیز از جمله موضوعاتی است که در این چارچوب مورد توجه قرار میگیرد.
در نهایت، جمعبندی این یادداشت آن است که استارلینک نه پایان حکمرانی فضای مجازی است و نه صرفاً یک ابزار تبلیغاتی. فناوریهایی مانند D2C نشان میدهند بخشی از ارتباطات آینده میتواند با وابستگی کمتر به زیرساختهای زمینی و مرزهای ملی برقرار شود. بنابراین، حفظ و تقویت جایگاه ایران در فضای دیجیتال، علاوه بر توانایی مدیریت تهدیدهای احتمالی، به میزان مشارکت کشور در ساخت و توسعه معماری جدید ارتباطات وابسته خواهد بود.
به بیان دیگر، قدرت دیجیتال آینده تنها در دکلهای مخابراتی، فیبرهای نوری و دروازههای اینترنت متمرکز نخواهد بود؛ بلکه مدار زمین، مراکز داده، تراشهها، پلتفرمها، دادهها و شبکههای فراملی نیز در شکلگیری آن سهم خواهند داشت.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما