مکانیسم ماشه؛ التهاب در بازار یا جنگ روانی؟
مکانیسم ماشه نباید به ابزاری برای تهدید دائمی ایران بدل شود که هر چند ماه یک بار علیه کشور به جریان بیفتد. این نگاه نشان میدهد که نزاع بر سر مکانیسم ماشه صرفاً یک دعوای حقوقی نیست، بلکه بخشی از جنگ روایتها و عملیات روانیای است که شناخت ماهیت آن برای مواجهه مؤثر ضروری است.

ماجرای اخیر مکانیسم ماشه و گمانهزنیها درباره بازگشت احتمالی تحریمهای شورای امنیت علیه ایران، در رسانههای خارجی بهویژه رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی، با بزرگنمایی همراه بوده و چنین القا میشود که این اتفاق میتواند شرایط اقتصادی ایران را بهطور بنیادین تغییر دهد. با این حال، بررسی واقعیتهای میدانی نشان میدهد که مکانیسم ماشه بیش از آنکه کارکرد اقتصادی داشته باشد، ابزاری برای جنگ روانی و ایجاد التهاب در بازار است.
نخست باید توجه داشت بخش زیادی از تحریمهایی که ذیل مکانیسم ماشه مطرح میشود، عملاً سالهاست علیه ایران اعمال شده است. بازرسی هواپیماها و کشتیها، محدودیتهای تجاری و دیگر فشارهای مشابه، تجربهای تکراری است که ایران بارها در برابر آن ایستادگی کرده است. نمونه روشن آن در ماجرای «جنگ نفتکشها» و تلاش برای ربایش نفت ایران دیده شد؛ اقدامی که نهایتاً با واکنش متقابل ایران ناکام ماند.
از منظر اقتصادی نیز باید تأکید کرد که فشار اصلی علیه ایران نه از ناحیه قطعنامههای شورای امنیت، بلکه ناشی از تحریمهای یکجانبه و ثانویه آمریکا است. حتی در صورت بازگشت تحریمهای سازمان ملل، تغییر جدی در ساختار فشارها ایجاد نخواهد شد. افزون بر این، اقتصاد ایران امروز با سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ تفاوتی اساسی دارد. در سالهای اخیر، مسیرهای جایگزین مالی و شبکههای مویرگی فروش نفت توسعه یافته و بخش خصوصی کشور تجربه گستردهای در دور زدن تحریمها اندوخته است.
به همین دلیل، التهابات اخیر در بازار ارز بیشتر ریشه در انتظارات تورمی و عملیات روانی رسانههای خارجی دارد تا واقعیتهای اقتصادی. در این میان، برخی پیشبینیهای بدبینانه داخلی ـ مانند گزارشهای منتشرشده از سوی اتاق بازرگانی ـ ناخواسته در جهت تشدید این فضای روانی عمل میکند و خود به بخشی از سازوکار التهاب بدل میشود.
در سطح دیپلماسی نیز واقعیتهای متفاوتی جریان دارد. سفر آتی رئیسجمهور ایران به چین نشانهای روشن است که کشور در عرصه بینالملل منزوی نیست. در فضای چندقطبی امروز، قدرتهایی چون چین و روسیه ایران را بهعنوان بازیگری اثرگذار میشناسند و همکاریهای اقتصادی و سیاسی با این کشورها میتواند توازن تازهای در معادلات منطقهای و جهانی ایجاد کند.
از منظر حقوقی نیز بازگشت احتمالی تحریمها هرچند ایران را دوباره در مدار پروندههای شورای امنیت قرار میدهد، اما تجربه نشان داده حتی بدون قطعنامه هم فشارها و تهدیدها ادامه داشته است. بنابراین، جنگ و دشمنی علیه ایران صرفاً وابسته به اسناد حقوقی نیست، بلکه ریشه در منازعهای عمیقتر دارد. چنانکه رهبر معظم انقلاب نیز تأکید کردهاند، مسئله اصلی دشمنان نه انرژی هستهای و نه حقوق بشر، بلکه مقابله با دین و دانش ایرانی است.
در همین راستا، نکتهای که علی لاریجانی نیز به آن اشاره کرده، اهمیت دارد: مکانیسم ماشه نباید به ابزاری برای تهدید دائمی ایران بدل شود که هر چند ماه یک بار علیه کشور به جریان بیفتد. این نگاه نشان میدهد که نزاع بر سر مکانیسم ماشه صرفاً یک دعوای حقوقی نیست، بلکه بخشی از جنگ روایتها و عملیات روانیای است که شناخت ماهیت آن برای مواجهه مؤثر ضروری است.
* بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما