هفته دولت؛ آزمون صداقت نه تکرار وعدههای بیپشتوانه؛
از شعار سهجانبهگرایی تا انحصارطلبیها/معاونتها، «شترهیجدهم» وزیر کار را دور زدند!
یکی از شعارهای اصلی دولت چهاردهم، تقویت گفتمان سهجانبهگرایی و حمایت از تشکلها و کارفرمایان بود؛ شعاری که در ابتدا امیدهای زیادی برای تغییر ایجاد کرد اما یک سال پس از آغاز به کار دولت، وعدهها نه تنهاتحقق نیافت، روز به روز کمرنگتر هم میشود؛ تشکلهای صنفی همچنان با محدودیتهای متعدد دستوپنجه نرم میکنند، کارگران از نبود امنیت شغلی و آینده نامعلوم رنج میبرند و کارفرمایان هر روز بیشتر از پیش زیر بار فشارهای مالیاتی و بیمهای خم میشوند، و بازگشایی دفتر سازمان بینالمللی کار (ILO) در ایران هم که یکی از مهمترین وعدههای وزیر کار در سفر به خوزستان بود و میتوانست نقطه عطفی در تقویت تشکلها و ایجاد گفتوگوی واقعی اجتماعی باشد، ظاهرا قربانی انحصارطلبیها و چسبندگی به میز و صندلیها شده است.

روزی که دولت چهاردهم بر سر کار آمد، بارقهای از امید در دل بخشهای مختلف جامعه شکل گرفت، امید به اینکه این دولت «صدای بیصدایان» باشد؛ دولتی که خود را پاسخگو در برابر مردم بداند و میان شعار و عمل فاصله نیندازد، اما اکنون در اولین هفته دولت چهاردهم، مرور کارنامه یکساله نشان میدهد که بسیاری از وعدهها درحد شعارهای پرطمطراق باقی مانده و تحقق نیافتهاند.
کارشناسان معتقدند، یکی از بزرگترین نقدهایی که امروز بر دولت چهاردهم وارد است، وجود گروههای انحصارطلب در بدنه دولت است؛ گروههایی که نه دغدغه اصلاح امور را دارند و نه دلمشغول حل مشکلات مردم، بلکه تنها به تثبیت منافع خود و حفظ کرسیهایشان میاندیشند.
این افراد و گروهها درهمه بخشهای اقتصادی و وزارتخانهها از جمله در وزارت عریض و طویل تعاون، کار ورفاه اجتماعی رخنه کردهاند؛ جریانهایی که مترصد فرصت برای بلااثر کردن بسیاری از ابتکارها و برنامههای وزیر کار و تیم همراه او هستند.
کارگران، کارفرمایان و بازنشستگان که سالهاست درگیر مشکلات معیشتی، حقوقی و ساختاری بوده، با آغاز به کار دولت جدید امیدوار شدند که شاید این بار صدایشان شنیده شود؛ انتخاب وزیری با سابقه نمایندگی مجلس از جغرافیای خوزستان- سرزمین تناقض فقر و ثروت ــ و همچنین سابقه معاونت رفاه در وزارت، نوید روزهای بهتری را میداد و بسیاری تصور کردند آغاز اصلاحات واقعی در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی کلید خورده است.
اما شاید انحصارطلبیها و چسبندگی به میز وصندلی، مسیر وزارتخانه را تغییر داده باشد و به نظر میرسد، برنامههای اصلاحی وزیر در پیچوخم بوروکراسی و مصلحتسنجیها متوقف شده است.
بازگشایی دفتر سازمان بینالمللی کار (ILO) در ایران که یکی از مهمترین وعدههای میدری در سفر به خوزستان بود و میتوانست نقطه عطفی در تقویت تشکلها و ایجاد گفتوگوی واقعی اجتماعی باشد، قربانی همین انحصارطلبیها شده است.
یکی از شعارهای اصلی دولت چهاردهم، تقویت گفتمان سهجانبهگرایی و حمایت از تشکلها و کارفرمایان بود؛ شعاری که در ابتدا امیدهای زیادی برای تغییر ایجاد کرد. اما یک سال پس از آغاز به کار دولت، آنچه در عرصه عمل مشاهده میشود چیزی جز کمرنگ شدن این وعدهها نیست.
تشکلهای صنفی همچنان با محدودیتهای متعدد دستوپنجه نرم میکنند، کارگران از نبود امنیت شغلی و آینده نامعلوم رنج میبرند و کارفرمایان هر روز بیشتر از قبل زیر بار فشارهای مالیاتی و بیمهای خم میشوند و بازنشستگان هم در این میان فراموششدگان اصلیاند که هر روز سفرهشان کوچکتر میشود.
وزیر کار که معتقد به نظریهای موسوم به «شتر هیجدهم» بود، وعده داد که منازعات بین کارگر، کارفرما و دولت را از طریق تقسیم عادلانه منافع حل کند، اما وقتی معاونتهای کلیدی وزارتخانه در اختیار حلقههای بسته قدرت قرار دارد، هیچ نظریهای ــ حتی اگر علمی و عادلانه باشد ــ به مرحله اجرا نمیرسد و در عمل، این نظریه هم مثل بسیاری از وعدهها، تنها در سطح شعار باقی ماند.
یکی دیگر از چالشهای جدی، رویکرد حذف و بیاعتنایی به منتقدان منصف است، در حالیکه نقد سازنده میتواند موتور اصلاح باشد، تجربه نشان داده وزیری که نقد را برنمیتابد، به انزوای مدیریتی و ناکارآمدی کشیده میشود و بیاعتمادی به تشکلها و بیاعتنایی به کارفرمایان در همین یکسال، باعث رنگباختن گفتمان سهجانبهگرایی شده است.
اگر وزارت کار در مدت باقیمانده از عمر دولت چهاردهم به وعدههایش بازنگردد و نقش واقعی تشکلها و کارفرمایان را در تصمیمگیریها نپذیرد، نه تنها کارنامهای قابل دفاع بر جای نخواهد گذاشت، بلکه این دوره بهعنوان زمانهای از شعارهای بیپشتوانه و فرصتهای ازدسترفته در حافظه فعالان کارگری و کارفرمایی ثبت خواهد شد.
هفته دولت فرصتی استثنایی برای دولتمردان است تا کارنامه یکساله خود را نه در قاب تبلیغات و آمارهای رسمی، بلکه در آیینه واقعیت و خواستههای مردم مرور کنند.
این هفته باید بهانهای باشد برای بازنگری در تصمیمهای اشتباه، پذیرش خطاها و اصلاح مسیرهایی که به نتیجه مطلوب نرسیده است، مردم انتظار دارند دولتی که خود را پاسخگو معرفی کرده، در چنین مقاطعی صادقانه از کاستیها سخن بگوید و با برنامهای روشن برای جبران آنها قدم به میدان بگذارد.
بیتردید اگر این فرصت ارزشمند به تکرار شعارها یا انکار مشکلات تقلیل یابد، سرمایه اجتماعی دولت بیش از پیش فرسوده خواهد شد و بازگرداندن آن شاید دیگر به این آسانی ممکن نباشد.
یک نصیحت ز سر صدق، جهانی ارزد
مشنو ار در سخنم فایده دوجهانی نیست
سعدی