هفته کارگر در سایه شکاف معیشتی/چرا «امنیت شغلی» برای همه یکسان نیست؟

هفته کارگر امسال در شرایطی برگزار می‌شود که تضادی عمیق میان کارگران بخش‌های رسمی و غیررسمی به چشم می‌خورد. در حالی که مسئولان از تداوم فعالیت‌های تولیدی در شرایط جنگی خبر می‌دهند.

هفته کارگر در سایه شکاف معیشتی/چرا «امنیت شغلی» برای همه یکسان نیست؟
پژواک کارفرما -

هفته کار و کارگر امسال در سایه‌ سنگین چالش‌های معیشتی و مقایسه‌ تلخ برگزار می‌شود. در حالی که شاغلین دستگاه‌های دولتی و بخش‌های رسمی حتی در شرایط اختلالات گسترده یا جنگ‌ دستمزد خود را دریافت می‌کنند، کارگران بخش‌های غیررسمی و فصلی به‌ویژه در صنایعی مانند ساختمان‌سازی در شهرهای سردسیر مانند اردبیل، با قحطی کار و بی‌پولی مواجهند. این شکاف عمیق، پرسشی بزرگ را مطرح می‌کند.

هفته کار و کارگر همیشه بهانه‌ای برای تقدیر از زحمات نیروی کار بوده است، اما امسال روایت متفاوتی از این هفته در میان کارگران شاغل در بخش‌های آسیب‌پذیر طنین‌انداز است. در شهرهای سردسیر مانند اردبیل، سرما تنها دشمن روزهای زمستان نیست؛ بلکه با قطع فعالیت‌های ساختمانی به نمادی از بی‌پولی و بیکاری اجباری تبدیل شده است. در مقابل، در کف بازارهای شهری، کارفرمایان نیز از گرانی مواد اولیه و رکود مسکن گلایه دارند، اما آمارها نشان می‌دهد که وزن رنج، به شدت به سمت دوش کارگر معلق است.

اردبیل؛ وقتی سرما کارگر را به خانه می‌راند

در استان اردبیل، صنعت ساختمان یکی از موتورهای اصلی اشتغال غیررسمی است. اما این اشتغال ذاتاً فصلی است. در روزهای گرم سال کارگاه‌ها پرشور هستند اما با شروع زمستان و به دلیل محدودیت‌های جوی و نوع اجرای سازه، پروژه‌ها متوقف می‌شوند

علی محمدی کارگر بنایی ۴۵ ساله اهل اردبیل می‌گوید: ما در تابستان از صبح تا شب کار می‌کنیم اما پولی که دریافت می‌کنیم باید خرج سه ماه تابستان باشد. وقتی هوا سرد می‌شود کارگاه‌ها تعطیل می‌شوند. ما بیمه نمی‌شویم، بیمه بیکاری نداریم و حتی حقوق مرخصی هم نداریم و در سه ماه زمستان عملاً رها شده‌ایم.

این پدیده فصلی بودن کار در شهرهای سردسیر، چرخه‌ای از فقر موقت و ناامنی اقتصادی ایجاد کرده است که سال‌هاست بدون راهکار بلندمدت حل نشده است. بسیاری از کارگران بنا در این دوران، به سمت کارهای روزمزد ریسکی یا مهاجرت موقت به شهرهای دیگر روی می‌آورند که خود پتانسیل بروز حوادث ناشی از کار را افزایش می‌دهد.

تفاوت ناعادلانه در دوران بحران

یکی از تلخ‌ترین مباحثی که در این هفته بازتاب گسترده‌ای داشته، مقایسه وضعیت نیروی کار در دوران بحران‌های کلان است. پرسشی که در ذهن بسیاری از کارگران جا خوش کرده این است: چه اتفاقی می‌افتد وقتی جنگ، تحریم شدید یا همه‌گیری آغاز می‌شود؟

پاسخ آمارها و سوابق تاریخی ساده است، برخی مشاغل حتی در سخت‌ترین شرایط جنگی یا بحرانی، حقوق و مزایای خود را بدون کسر دریافت می‌کنند. اما سرنوشت کارگر ساختمانی، روزنامه‌نویس شاغل در روزنامه‌های خصوصی یا کارگر خط تولیدی که در کارخانه‌های کوچک فعالیت می‌کند، متفاوت است.

رضا کریمی فعال صنفی در بخش ساختمان، با کنایه می‌گوید: وقتی تنش‌های منطقه‌ای بالا می‌گیرد یا جنگ‌های سایبری رخ می‌دهد، برخی مشاغل در خانه‌هایشان با حقوق کامل بسر می‌برند، اما ما که کارمان فیزیکی و در محل پروژه است، عملاً غیرفعال می‌شویم و حقوقی دریافت نمی‌کنیم. آیا بیکاری ما بخشی از استراتژی مقابله با بحران است؟ نکته جالب اینجاست که امنیت معیشتی یک قشر تضمین شده، اما برای قشر دیگر، وابسته به شرایط جوی و سیاسی است.

این نگاه انتقادی نشان می‌دهد که سیستم بیمه بیکاری و حمایت‌های اجتماعی، هنوز نتوانسته‌اند پوشش کاملی برای نیروی کار غیررسمی و فصلی ایجاد کنند. در حالی که کارگر مازاد نیرو در دوران رکود یا بحران، اولین نفری است که از چرخه تولید حذف می‌شود.

سایه سنگین گرانی بر دوش کارفرمایان

در سوی دیگر ماجرا، کارفرمایان و پیمانکاران ساختمانی نیز از شرایط اقتصادی گلایه دارند. احمد نوری پیمانکار ساختمان در اردبیل معتقد است که گرانی مواد اولیه مثل سیمان، فولاد و لوله عملاً حاشیه سود آن‌ها را به صفر رسانده است.

نوری توضیح می‌دهد: وقتی هزینه‌های تولید ۱۰۰ درصد افزایش می‌یابد، ما مجبوریم پروژه‌ها را متوقف کنیم تا ورشکسته نشویم. بیکار کردن کارگر برای من هم دردناک است، اما اصرار به ادامه کار با همین شرایط، یعنی ورشکستگی کل کارگاه. ما نیز قربانی تورم هستیم، اما مشکل اصلی اینجاست که وقتی پروژه تعطیل می‌شود، بار رنج آن مستقیماً روی دوش کارگری می‌افتد که بیمه نیست و پس‌اندازی ندارد.

تاثیر جنگ و بی‌ثباتی بر بازار کار

بازاریان معتقدند که هرگونه تنش نظامی یا جنگ، اولویت‌های اقتصادی کشور را از تولید و اشتغال به امنیت و دفاع تغییر می‌دهد. در چنین شرایطی، پروژه‌های عمرانی و ساختمانی که ماهیت سرمایه‌گذاری بلندمدت دارند، دچار رکود می‌شوند.

تحلیلگران هشدار می‌دهند که اگر کارگران فصلی و غیررسمی که بخش بزرگی از نیروی کار ایران را تشکیل می‌دهند، تحت پوشش بیمه بیکاری واقعی یا طرح‌های حمایتی هدفمند قرار نگیرند، هرگونه بحران خارجی یا داخلی می‌تواند منجر به گسترش فقر مطلق در میان قشر زحمتکش شود.

چه باید کرد؟

کارشناسان پیشنهاد می‌کنند که دولت باید با ایجاد صندوق‌های حمایتی ویژه برای کارگران فصلی، بیمه بیکاری اجباری برای پیمانکاران و الزام به پرداخت حق بیمه در دوران تعطیلات زمستانی بخصوص برای کارگران ساختمان، این شکاف طبقاتی را پر کند. همچنین تعمیم پوشش‌های حمایتی به تمام اقشار کارگر نیازمند اراده سیاسی و بودجه‌ریزی عادلانه است.

هفته کار و کارگر امسال، دردی مشترک اما سرنوشت‌های متفاوت را برای ما روایت می‌کند؛ دردی که تنها با عدالت توزیعی و حمایت‌های همه‌جانبه از قشر زحمتکش قابل درمان است.

این در حالیست که بهروز رحیم زاده مدیرکل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان اردبیل در مراسم گرامیداشت هفته کار و کارگر در اردبیل اظهار کرد: در شرایط جنگی ما هیچ گونه تعطیلی و توقفی را در فعالیت کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی شاهد نبودیم بلکه در این ایام صاحبان واحدهای تولیدی به همراه کارگران سعی کرده‌اند با تمام ظرفیت به فعالیت خود ادامه داده و در این عرصه حاضر و مهیا باشند.

وی بیان کرد: وصول تعداد شکایت‌های جامعه کارگری در دوران جنگ در حالت طبیعی است و ما تغییر آنچنانی را در ثبت شکایت جامعه کارگری از کارفرمایان در ایام جنگ نظاره‌گر نیستیم.

انتهای پیام
۸۲۴۳
دیدگاه
آخرین‌های اقتصادی
آخرین اخبار
پربازدیدها