راهکارهای مدیریت بازارهای مالی در دوران جنگ: درسهایی از تاریخ و توصیههای کارشناسان
کارشناس بازار سرمایه با تشریح چالشهای اقتصادی دوران جنگ، بر لزوم نظارت سختگیرانه، مدیریت نقدینگی، حفاظت از سرمایهگذاران خرد و هماهنگی بینالمللی تأکید کرد تا ثبات اقتصادی حفظ و بازیابی سریع پساجنگ تسهیل شود.
یک کارشناس بازار سرمایه معتقد است: دوران جنگ، به عنوان یکی از بحرانیترین شرایط اقتصادی، چالشهای بیسابقهای را برای بازارهای مالی ایجاد میکند؛ نوسانات شدید قیمتها، اختلال در زنجیرههای تأمین، کاهش اعتماد سرمایهگذاران و فشارهای ژئوپلیتیکی، همگی نیازمند مدیریت دقیق و استراتژیک بازارهای مالی هستند.
سهیلا نقی پور در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: الزامات مدیریت در این شرایط نه تنها به حفظ ثبات اقتصادی کمک میکند، بلکه زمینهساز بازیابی سریع پساجنگ نیز میگردد. اولین الزام، برقراری نظارت سختگیرانه بر بازارهای مالی است، زیرا در دوران جنگ، ریسکهای سیستماتیک افزایش مییابد و احتمال سوءاستفاده از شرایط بحرانی مانند دستکاری قیمتها یا معاملات داخلی بالا میرود؛ بنابراین، نهادهای نظارتی مانند بانک مرکزی و سازمان بورس باید قوانین اضطراری وضع کنند، از جمله محدودیت در معاملات مشتقه، سقف نوسان روزانه قیمتها و الزام به افشای اطلاعات شفاف.
او افزود: برای مثال، در جنگ جهانی دوم، ایالات متحده از طریق قانون Securities Exchange Act نظارت بر بورس را تشدید کرد تا از سقوط بازار جلوگیری شود و در ایران نیز، در شرایط مشابه، شورای عالی بورس میتواند پروتکلهای اضطراری را فعال سازد تا از هجوم فروشندگان و سقوط شاخصها جلوگیری شود. مدیریت نقدینگی نیز ستون فقرات بازارهای مالی در جنگ است، چرا که جنگ اغلب منجر به تورم افسارگسیخته و کاهش ارزش پول ملی میشود؛ از این رو، بانکهای مرکزی موظفاند ذخایر ارزی را حفظ کرده و از ابزارهایی مانند تزریق نقدینگی هدفمند، خرید اوراق قرضه دولتی و کنترل نرخ بهره استفاده کنند و الزام کلیدی، ایجاد صندوقهای تضمین نقدینگی برای بانکها و مؤسسات مالی است تا از ورشکستگی زنجیرهای جلوگیری شود.
نقی پور تصریح کرد: همچنین، سیاستهای ارزی باید شامل محدودیت خروج سرمایه و تشویق سرمایهگذاری داخلی باشد، همانطور که تجربیات جنگ خلیج فارس نشان داد کشورهایی با ذخایر ارزی قوی توانستهاند بازارهای خود را پایدار نگه دارند. حفاظت از سرمایهگذاران خرد اولویت اخلاقی و اقتصادی است، زیرا در دوران جنگ ترس روانی منجر به خروج گسترده سرمایه میشود؛ الزامات شامل ایجاد صندوقهای حمایتی برای جبران زیانهای ناشی از رویدادهای غیرقابل پیشبینی، آموزش عمومی در مورد ریسکهای جنگی و ترویج ابزارهای مشتقه برای پوشش ریسک است و تنوعبخشی به داراییها از طریق سرمایهگذاری در بازارهای غیرمرتبط با جنگ مانند طلا، کالاهای استراتژیک یا بازارهای خارجی پایدار ضروری است.
این کارشناس بازار سرمایه عنوان کرد: دولتها نیز باید مشوقهای مالیاتی برای سرمایهگذاری بلندمدت ارائه دهند تا اعتماد بازگردد. جنگ زیرساختهای فناوری را تهدید میکند و الزامات شامل ارتقای سیستمهای پشتیبان، رمزنگاری دادهها و پروتکلهای ادامه فعالیت است؛ بازارهای مالی دیجیتال باید از حملات سایبری محافظت شوند، زیرا جنگ مدرن اغلب شامل جنگ الکترونیک است و بانکها و بورسها موظفاند سناریوهای اضطراری را شبیهسازی کنند و از فناوری بلاکچین برای شفافیت تراکنشها بهره ببرند.
او افزود: در دنیای جهانیشده، مدیریت بازارهای مالی نیازمند هماهنگی با نهادهای بینالمللی مانند صندوق بینالمللی پول است و الزامات شامل مذاکرات برای دسترسی به خطوط اعتباری اضطراری و اجتناب از تحریمهای مالی است، همانطور که کشورهایی مانند سوئیس در جنگ جهانی دوم با سیاست خنثیگرایی مالی بازارهای خود را حفظ کردند. مدیریت در جنگ نباید کوتاهمدت باشد و الزامات شامل تدوین برنامههای بازسازی مانند انتشار اوراق بازسازی و تمرکز بر بخشهای مقاوم مانند کشاورزی و فناوری است. در نهایت، مدیریت بازارهای مالی در دوران جنگ ترکیبی از تصمیمگیری قاطع، شفافیت و نوآوری است؛ اجرای این الزامات نه تنها از سقوط اقتصادی جلوگیری میکند، بلکه فرصتهایی برای رشد پایدار ایجاد میکند و سیاستگذاران باید با درسگیری از تاریخ، استراتژیهای پیشگیرانه اتخاذ کنند تا اقتصاد ملی در برابر طوفانهای جنگی مقاوم بماند.