فروپاشی تکیهگاه اشتغال دیجیتال پس از جنگ؛ کسبوکارهای اینترنتی در بحران رکود
در شرایطی که بحران اقتصادی و آسیب به زیرساختهای تولیدی، اشتغال را با فشار شدید روبهرو کرده است، کسبوکارهای اینترنتی که میتوانستند به تکیهگاهی راهبردی برای جذب نیروی کار و مهار بیکاری پس از جنگ بدل شوند، امروز خود در ضعف عمیق قرار دارند و بهجای کاهش نرخ بیکاری، بر شدت آن افزودهاند.
با گسترش کاربرد فضای مجازی در بخش قابل توجهی از مشاغل و کسب و کارها، تعداد زیادی از مشاغل از طریق این فضا توسعه یافته و در بازار کار قابل دسترس شدند. ایران نیز باوجود کندی اتصال به شبکه جهانی اینترنت، از این قاعده مستثنی نبود و چهبسا به دلیل آنکه برخی نقاط کشور از فضاهای کار خدماتی و تولیدی تهیتر بود، کسب و کار از طریق فضای مجازی باوجود جمعیت بالای جوان جویای کار و بالاتر بودن نرخ بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی، اهمیت ویژهای داشت. علاوه بر این، تولیدکنندگان کالا و خدمات نیز بخش قابل توجهی از فعالیت خود را بر بستر فضای مجازی عرضه میکردند؛ اما حالا قطع اتصال به اینترنت جهانی، فضا را به سمتی برده که مشاغل بسیاری تهدید به نابودی شده اند و جمعیت انبوهی از نیروی کار در معرض بیکاری قرار گرفته اند.
طبق آمار سال ۱۳۹۹ وزارت صنعت، معدن و تجارت ایران، در اوج گسترش و همهگیری بیماری کرونا، سهم اشتغال مستقیم فضای مجازی و اشتغال مبتنی بر اینترنت کشور در حدود ۱۱ درصد از کل مشاغل کشور بود. البته مشاغلی مثل رانندگان تاکسیهای اینترنتی و پیکها که با نرمافزارهای متصل به زیرساختهای داخلی به وجود آمده و هماکنون نیز بدون اختلال فعال هستند، ذیل این آمار محاسبه نشدند. طبق محاسبه اتاق بازرگانی ایران در سال ۱۴۰۰، برآورد شده بود که دست کم حدود ۱۰ میلیون ایرانی بهطور مستقیم از این حوزه امرار معاش میکنند.
البته یکی از ضعفهای عمده بخش مجازی بازار کار ایران، این است که هرگز آمار دقیقی درباره اشتغال، بیکاری و شاخص های شغلی آن به دلیلعدم برخورداری شاغلان فضای مجازی از پوشش سازمان تامین اجتماعی وجود ندارد. اکنون نیز با آغاز جنگ ۳۹ روزه و آتش بس بعد از آن که موجب قطع دسترسی به اینترنت بین المللی شده، آمار جمعیت بیکار شده مشخص نیست اما بدون تردید چندین میلیون نفر شغل خود را از دست داده اند.
در این میان کارشناسان امر نسبت به جایگزینی پلتفرمها، برنامهها و سکوهای داخلی به جای شبکههای اجتماعی رایگان خارجی تردیدهاییدارند و در کنار آن، به دلیل مبتنی بودن فضای مجازی به مخاطب و بیننده، نسبت به اختصاص اینترنت طبقاتی یا «اینترنت پرو» و کارایی آن برای بهبود اشتغال این بخش نیز شک دارند. آخرین نظرسنجی منتشر شده روی خروجی پایگاه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی در سال ۱۴۰۱ نشان میداد که نزدیک به ۱۵ درصد مردم از طریق شبکههای اجتماعی به کسب و کار خود میپردازند یا دستکم به آن به چشم کمک هزینه ضروری زندگی نگاه میکنند.
شاغلان فضای مجازی این روزها چگونه زنده ماندند؟
«امیر» فارغ التحصیل رشته نرمافزار از دانشگاه آزاد، جوان ۲۷ساله مجردی است که طراح صفحات اینترنتی، وب و برنامهنویس سکوهای اینترنتی است. او تا قبل از قطع شدن اینترنت به همراه سه دوست مجرد دیگر خود که در یک خانه زندگی میکنند، درآمد بالایی کسب کرد و توانست در تهران منزلی اجازه کند. او به فکر خرید خانه بود که با بروز اختلال اینترنت در جنگ دوازده روزه، دچار مشکل شد و اکنون دیگر نمیتواند با درآمدی که از ۶۰ میلیون تومان به ۲۰ میلیون تومان رسیده، خانه بخرد، زیرا اقساط کمرشکن را نمیتواند پرداخت کند.
او که به زحمت راضی به صحبت با خبرنگار ایلنا شده، میگوید: واقعیت این است که من و سه دوستم این روزها از شرکت خود تعدیل شدیم و به صورت دورکاری با ما به صورت موردی همکاری میشود. وضعیت کاملاً به هم ریخته و بیشتر دوستان من شروع به تولید فیلترشکن کرده اند. البته در این کار سود زیادی است، ولی ریسک بالایی هم دارد. یکی از نزدیکان برنامهنویس من برای مثال اخیراً توسط پلیس بازداشت شده و ما بسیار نگران هستیم. من هر اگر ترسی از دردسرهای این کار نداشتم، شاید برنامه ای برای دورزدن فیلتر -که این روزها بسیار گران شده- مینوشتم.
«نگین» نیز فارغ التحصیل علوم تربیتی در تبریز است که بعد از ازدواج، نتوانسته شغل مرتبط با تحصیل خود پیدا کند. نگین سالها به این دلیل که شوهری سختگیر دارد، در منزل کسب و کاری مجازی داشته است. او مدیر یا «ادمین» یک صفحه معروف ناخنکاری است. از سوی دیگر برای یک شرکت پیمانکاری انجام معاینات قبل از استخدام نیز تبلیغات انجام میدهد؛ اما با قطع شدن دسترسی او به شبکههای اجتماعی، هر دو صفحهاش با ریزش مواجه شده و فعلاً کسب و کاری ندارد.
او میگوید: صفحه ده هزار عضوی من در اینستاگرام که دو سال روی آن وقت گذاشته بودم، امروز هیچ بینندهای ندارد. وضعیت واقعاً دشوار است. مردم اگر فیلترشکنهای گران رایج در بازار را هم بخرند، برای دیدن چند خبر است و کسی بین صفحات تجاری برای دیدن یک طراحی ناخن، یک لباس، یک آرایشگاه یا طرز تهیه غذا نمیچرخد. چون هم گران تمام میشود و هم سرعت خیلی پایین است! فعلاً با درآمد نسبتاً پایین شوهرم که مهندس یک شرکت پتروشیمی است، زنده ماندیم اما میترسم آتش بس تمام شود و او هم بیکار شود. قبلاً من اندازه خودم درآمد داشتم و میتوانستم در خانه قدرتی داشته باشم؛ اما در این دو سه ماه، حرف اول و آخر خانه، فقط حرف اوست!
پلتفرمهایی که جایگزین نمیشوند…
محدثه شاملی (فعال در حوزه دسترسی آزاد به اینترنت و نیروی اسبق مجموعه خدمات اینترنتی پادرو) مشکلاتی که قطعی اینترنت بین الملل برای بازار کار و اشتغال در ایران ایجاد کرده را جدی میداند و ادامه آن را دارای هزینههایی بیش از مزایای مورد ادعای حامیان طبقاتی شدن اینترنت میخواند.
او تاکید میکند: ما در مجموعه پادرو با کسب و کارهای اینترنتی زیادی در ارتباط بودیم و برای کسانی که توان مالی چندانی نداشتند، فضای دسترسی به وب سایت، ساخت شبکههای اجتماعی و حساب کاربری و کانال ایجاد کرده و آموزش ارائه میدادیم. ما در آنجا متوجه شدیم اتفاقاً محرومترین بخشهای جامعه که امکان دسترسی به بازارهای بزرگ را ندارند یا پول و سرمایهای برای خریدن مغازه ندارند، از طریق کسب و کارهای اینترنتی و بازار کار فعال در شبکههای اجتماعی زندگی میکنند.
شاملی اضافه کرد: یک راننده، کشاورز یا جوان بیکار در یک روستا یا یک شهرستان دورافتاده با تبدیل شدن به یک بلاگر میتوانست در صورت داشتن توانایی، استعداد یا حتی شانس، فیلم یا کلیپی یک دقیقهای تولید کند و یک میلیون بیننده داشته باشد. این یک میلیون بیننده زندگی این جوان را زیر و رو میکرد. کار به جایی رسیده بود که برخی بلاگرهای صفحات مجازی پنجاه شغل مختلف در حول صفحه مجازی خود ایجاد کرده بودند. از تدوینگر و فیلمبردار تا سناریونویس و مدیر جذب آگهی و تبلیغات و. . همه در اطراف آنها به واسطه یک یا چند صفحه مجازی شاغل میشدند.
این فعال حوزه دسترسی به اینترنت تصریح کرد: البته بسیاری از تولیدکنندگان خرد، عرضهکنندگان محصول و. . نیز در نقاط پیرامونی و مناطق محروم به بازار اصلی دسترسی نداشته و از طریق فروش یا خرید محصول از طریق فضای مجازی و روی بستر شبکههای اجتماعی زندگی میکردند. برای مثال در بازار کفش، بیشتر مردم ایران به بازار چرم و کفش چرم تبریز دسترسی ندارند، یا در حوزه رایانه، همه به بازار پایتخت، بازار رضا و بازار کامپیوتر ایران در شهر تهران بزرگ دسترسی ندارند که بتوانند کالایی از آنجا خرید یا محصولی در آنجا به فروش برسانند. لذا برای مناطق پیرامونی که اتفاقا از نظر اقتصادی محرومتر بودند، تنها بستر داد و ستاد و کاریابی، بستر شبکههای اجتماعی بود.
وی با انتقاد از طرح جایگزینی شبکههای اجتماعی داخلی برای کسب و کارها گفت: بستر اغلب شبکههای اجتماعی ایرانی و پیام رسانهای ما نوشتاری است و برخلاف آنها، بستر شبکههای اجتماعی غیرایرانی بیشتر تصویری و مناسب فضای کسب و کار و اشتغال است. جدا از مشکلات فنی رایج در اغلب شبکههای اجتماعی ایرانی مثل آپلود و بارگزاری محتوا و…، شبکههای اجتماعی ما اغلب خدمات را برخلاف رقبای خارجی خود به صورت رایگان عرضه نمیکنند. نه تنها خدمات آنها به کسب و کارها و تبلیغات رایگان نیست، که تا حدی گران نیز هست. اینکه برای یک «پین» یا سنجاق شدن صفحه کسب و کار من ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان دریافت شود یا برای ورود مطلب یک صفحه به عنوان آگهی در بخش «جریان» یا اکسپلور یکی از شبکههای اجتماعی داخلی ۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان پرداخت شود، کمر فعالان را میشکند.
شاملی با انتقاد از کارشناسانی که اینترنت طبقاتی یا «توزیع اینترنت پرو» را به عنوان راهکار برای کسب و کارها معرفی میکنند، گفت: واقعیت این است که ما نیازمند مخاطب هستیم و مخاطبان شبکههای اجتماعی وقتی حضور نداشته باشند، دادن اینترنت بین المللی با ارائه مجوز -که دسترسی به مجوز هم برای اغلب شاغلان اینترنتی دشوار است- دردی دوا نمیکند. ارائه اینترنت بین المللی فقط برای تجار مرتبط با خارج کشور، تریدرها یا تجار حوزه ارزهای الکترونیکی و بورسهای خارجی، به تنهایی کافی نیست. اگر من با صفحه چندهزار نفری که در حوزه فروش خودرو و قطعات خارجی داشتم، اکنون اینترنت آزاد بگیرم، هیچ مشکلی از کسب و کار من رفع نمیشود، زیرا مخاطبانم نیستند. در عوض بهجای صفحه ۵ هزار نفری «اینستاگرامی» من، امروز بعد از دوماه تلاش تازه صفحه من در شبکه «بله» به ۳۰۰ نفر دنبال کننده رسیده است! این همه آن بلایی است که به صورت مختصر و خلاصه بر سر کسب و کارهای اینترنتی آمده است.
کشتیبان را سیاستی دگر باید!
رضا الفت نسب (رئیس اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی و کارشناس فضای مجازی) با اشاره به اینکه هنوز هیچ آمار دقیقی از بیکارشدگان فعال در فضای مجازی و شاغلان اینترنتی کشور بعد از شروع جنگ اخیر اعلام نشده، گفت: بسیاری از فعالان عضو اتحادیه ما و بسیاری از کسب و کارها و شاغلانی که ما با آنها در ارتباط هستیم، هنوز صفحات مجازی خود را دارند، اما درآمد آنها صفر است. بسیاری از افراد نیز با این شاغلان مرتبط بوده و از کنار درآمد آنها ارتزاق میکردند که امروز آنها نیز احتمالاً بیکار شده اند.
وی با اشاره به اینکه «بیکاری ناشی از تعطیلی فضای شبکههای اجتماعی آزاد را باید (بیکاری خاموش) نامید» خاطرنشان کرد: بخش زیادی از کسب و کارهای ما فقط روی یک شبکه اجتماعی خاص (اینستاگرام) بوده که با خروج آن از دسترس اغلب کاربران ایرانی، اکثریت کسب و کارهای اینترنتی با تعطیلی مواجه شدند. اینکه چه بلایی سر چند میلیون شاغل این بخش که تعداد آن از دست ما به عنوان اتحادیه آمده، موضوعی است که برای خود ما به عنوان یکی از متولیان صنفی جای سوال دارد!
الفت نسب خاطرنشان کرد: اینکه همه ابعاد آسیبهای اقتصادی به وجود آمده قابل اندازهگیری نباشد، برای ما نکته پذیرفتهشدهای است و ما نسبت به آن تسلیم شدیم. اما این نیز مشخص نیست که جبران کردن مشکلات به وجود آمده چقدر زمان میبرد. زیرا لازم است بدانیم آیا انبوه اشتغال این بخش امکان جایگزینی در حوزه دیگری دارد یا خیر!؟
رئیس اتحادیه کسب و کارهای اینترنتی درباره جایگزینی سکوها و شبکهای اجتماعی داخلی گفت: برای سکوها و پلتفرمهای داخلی، تعطیلی اینترنت جهانی فرصتی بیبدیل برای ارتقاء و جایگزینی کامل به جای رقبای خارجی است. اما نکته تلخ این است که به دلیل بازار انحصاری و ضعیف این بخش، هنوز فاصله کیفیت خدمات در قیاس با سکوهای خارجی زیاد است. این چالشی است که باید در نظر گرفته شود و به این آسانی نمیتوان به جایگزینی فکر کرد. محدود بودن مقیاس جامعه هدف و بازار در شبکههای اجتماعی و سکوهای داخلی در قیاس با سکوهای بینالمللی، خود موضوع بسیار مهمی برای بسیاری از کسب و کارهاست.
این فعال صنفی تصریح کرد: در روزهای اول جنگ مشاهده کردیم که برخی پلتفرمهای داخلی ایرانی حتی ظرفیت تعداد نفرات و زیرساخت فنی کافی برای جذب حجم بالای میلیونی کاربر را نداشتند. حتی جذب کاربران جدید را برای مدت کوتاهی متوقف کردند. ضعف دیگر این است که از نظر تامین ابزارهای بازاریابی، ارتباط و فروش و بخش تجاری هنوز سکوهای داخلی ضعیف هستند. البته موضوع اصلی دیگر این است که حالا به هر دلیلی (اعم از تبلیغات یا مسائل اجتماعی و سیاسی و. .) کاربران هنوز به شبکههای اجتماعی داخلی اعتماد ندارند.
وی اضافه کرد: این پایین بودن سطح اعتماد، قاعدتا در کنار ضعف تجربه کاربری، باعث شده در مجموع بسیاری از کسب و کارها نتوانند پس از چند ماه، در سکوهای داخلی فعال شوند. تصور ما نیز از ابتدا این بود که شبکههای اجتماعی بومی در هر کشور باید نقش مکمل شبکههای جهانی را ایفا کنند تا کم کم به یک جایگزین کامل تبدیل شوند. ما از اول بر این باور بودیم که بهبود و توسعه شبکههای اجتماعی و سکوهای داخلی در باز بودن و رقابت با شبکههای اجتماعی و سکوهای جهانی ممکن است.
الفتنسب در پایان بااشاره به راهکار ارائه اینترنت طبقاتی از سوی دولت و اخذ مجوز اینترنت پرو و نقش آن برای کسب و کارهای اینترنتی گفت: ارائه اینترنت پرو در شرایطی که حاکمیت ارتباط خود را به صورت موقت یا طولانی مدت با اینترنت بین الملل قطع کرده، از دید برخی مقامات برای کارهای ضروری بخشی از جامعه ضروری است، اما این دسترسی ویژه نتوانسته مسائل اساسی کسب و کارهایی را که در شرایط قطع شدن اینترنت آسیب دیدهاند، حتی تا سطح جزئی حل کند. علت اصلی این است که توزیع اینترنت بینالملل به هیچ وجه عمومی نیست. حتی برخی کسب و کارهای اینترنتی بزرگ کشور نیز به این اینترنت هنوز دسترسی پیدا نکرده اند. شاغلان در شبکههای اجتماعی اساساً به اینترنت پرو نیازی ندارند زیرا تا زمان اتصال همگانی به اینترنت بینالملل، کسب و کارشان تعطیل خواهد ماند. همین حس نابرابری در دسترسی به اینترنت، وضعیت بدی برای فعالان حاضر در شبکههای اجتماعی ایجاد میکند و مشتریان و مخاطبان آنها را به دلیلعدم بهرهمندی از اینترنتی که نیازمند فیلترشکنهای چند میلیون تومانی نیست، مانند برگ خزان روی زمین میریزد، لذا در این حوزه سیاستی دگرگونه باید اندیشید.
روی هم رفته سخن بسیاری از فعالان کسب و کارها و فعالان مدنی این است که برای مدیریت بازار کار در شرایطی که بازار کار ایران و سازمان تامین اجتماعی با بحران رشد لجام گسیخته متقاضی «بیمه بیکاری» مواجه است، وصل شدن اینترنت جهانی، نقطه گریزی در شرایط جنگی است. کسانی که هزینههای قطع شدن اینترنت بین الملل را بسیار کمتر از مواهب امنیتی ملی شدن اینترنت ارزیابی میکنند، البته باید نسبت به انباشت فشار فنر ابربحران بیکاری و نتایج امنیتی و اجتماعی آن آگاه شوند؛ آنان یکبار گسل بنزین و یکبار گسل تک نرخی کردن ارز و نتایج آن را در آبان ۱۳۹۸ و دی ماه ۱۴۰۴ دیدند؛ لذا اگر تدبیر، محور سیاستگذاری باشد، قطعاً کشتیبان را سیاستی دگر باید!