ناترازی گاز/خسارتی ۱۶ میلیارد دلاری که اقتصاد ایران را میبلعد
ناترازی گاز در ایران به مرحله هشدار رسیده و سالانه بیش از ۱۶ میلیارد دلار هزینه به اقتصاد تحمیل میکند؛ رقمی که نشانه تبدیلشدن بحران انرژی به تهدیدی جدی برای صنعت و معیشت مردم است.
آمارها نشان میدهد میانگین کسری روزانه گاز از ۱۵۵ میلیون مترمکعب در سال ۱۳۹۹ به حدود ۱۷۴ میلیون مترمکعب در سال ۱۴۰۱ رسیده و در فصول سرد به بیش از ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز نیز تجاوز کرده است. برآوردها حتی هشدار میدهند که اگر روند جاری ادامه یابد، کسری روزانه گاز تا سال ۱۴۱۰ ممکن است به ۶۰۰ میلیون مترمکعب برسد؛ رقمی که پیامدهای آن میتواند شبکه انرژی، صنایع راهبردی و معیشت خانوارها را تحت فشار شدیدی قرار دهد.
خسارت اقتصادی و خروج از بازارهای صادراتی
بخش اعظم زیان ناشی از ناترازی گاز مربوط به نابسامانی سبد سوخت نیروگاهها است؛ کمبود گاز باعث شده نیروگاهها برای تامین سوخت به مازوت و دیگر فرآوردههای نفتی روی آورند که هم هزینهبرتر و هم آلودگیزا هستند. در مجموع، ناترازی گاز سالانه بیش از ۱۶ میلیارد دلار زیان مستقیم و غیرمستقیم به همراه دارد که از این مقدار حدود ۱۱ میلیارد دلار ناشی از عدم امکان صادرات گاز برآورد شده است.
صنایع کلیدی مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی نیز متحمل خسارات سنگین شدهاند: کاهش تولید فولاد تا ۲۳ درصد، افت صادرات پتروشیمی به میزان ۱.۳ میلیارد دلار و ضرر صنعت سیمان حدود ۱.۳۶ میلیارد دلار نمونههایی از این آسیبها هستند. همچنین کشور در سال ۱۴۰۰ تنها توانست ۴۲ درصد از تعهدات صادراتی گاز خود به ترکیه و عراق را اجرا کند — وضعیتی که هم از منظر مالی و هم از منظر اعتبار بینالمللی زیانبار است.
زیان بیننسلی؛ از گاز مصرفی تا نفت از دست رفته
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده ناترازی گاز، زیان بیننسلی ناشی از عدم تزریق گاز به مخازن نفتی است. بهدلیل اولویت مصرف خانگی و صنعتی، روزانه نزدیک به ۶۰ میلیون مترمکعب گاز که باید برای تزریق و حفظ فشار مخازن نفتی به کار رود، صرف گرمایش میشود. به گفته کارشناسان این عمل بهرهبرداری بیشتر از میدانهای نفتی را محدود کرده و فرصت افزایش ضریب بازیافت را از بین برده — از جمله کاهش برداشت احتمالی ۱۶.۳ میلیارد بشکه نفت که ارزشی تقریبی بالغ بر ۸۱۵ میلیارد دلار برای کشور در پی داشت. کارشناسان این بخش از تلفات را بهعنوان زیانی استراتژیک و بلندمدت قلمداد میکنند که نسلهای آینده را بیش از امروز متضرر خواهد کرد.
چرا «افزایش تولید» تنها پاسخ مناسب نیست؟
طی سالهای گذشته سیاستگذاران عمدتاً بر افزایش تولید تمرکز داشتهاند؛ پروژههای توسعه میادین جدید و افزایش ظرفیت استخراج گاز راهحلهایی است که مورد تأکید قرار گرفتهاند. اما اجرای این پروژهها نیازمند دهها میلیارد دلار سرمایه و دههها زمان است: برآوردها حاکی از نیاز به بیش از ۵۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری و ۱۰ تا ۲۰ سال زمان برای تکمیل برخی طرحهای بزرگ است. در چنین شرایطی، افزایش تولید بدون همزمانی با سیاستهای مدیریت مصرف، در بهترین حالت راهکاری پرهزینه و در بدترین حالت بینتیجه خواهد بود — همانطور که مدیران فنی شرکت ملی گاز آن را «پر کردن سطلی سوراخ» توصیف کردهاند.
آثار مستقیم بر خانوار و محیطزیست
رفتار کنونی مصرف و جایگزینی سوختهای پاک با سوختهای سنگین، علاوه بر هزینه مالی، هزینههای محیطزیستی نیز بر جای میگذارد: افزایش آلودگی هوا، کاهش کیفیت زندگی شهری و فشار بر نظام سلامت. فشار بر خانوارها نیز محسوس است؛ کاهش توان تولید برق پایدار و اختلال در تولید کالاها میتواند به افزایش قیمتها و کاهش رفاه منجر شود.
راهکارها: چرا بهینهسازی مصرف باید در اولویت قرار گیرد؟
کارشناسان و مقامات مرتبط بر این نکته توافق دارند که بهینهسازی مصرف، سریعترین و کمهزینهترین مسیر مقابله با ناترازی است. نکات کلیدی پیشنهاد شده عبارتاند از:
پیشبرد برنامههای بهینهسازی انرژی با مشارکت بخش خصوصی: برآوردها نشان میدهد جایگزینی تجهیزات فرسوده گرمایشی (مثلاً ۷.۵ میلیون بخاری قدیمی با مدلهای بازدهی بالا A) میتواند روزانه تا ۹۰ میلیون مترمکعب صرفهجویی ایجاد کند.
اجرای بستههای نوسازی و بازدهی شبکه: تعویض کنتورهای فرسوده، ارتقای سامانههای توزیع و کاهش هدررفت در شبکه میتواند بخش مهمی از مصرف غیرضروری را بکاهد.
اصلاح نظام یارانهها و تشویق الگوی مصرف بهینه: بازطراحی یارانه انرژی بهگونهای که انگیزه صرفهجویی ایجاد کند، بهعلاوه سیاستهای قیمتگذاری هوشمند و مبتنی بر زمانبندی مصرف.
سرمایهگذاری هدفمند بخش خصوصی: با برآوردی معقول، سرمایهگذاری حدود ۲۰ میلیارد دلار از طریق بخش خصوصی میتواند ظرف ۳ تا ۵ سال کمک کند تا روزانه نزدیک ۱۹۷ میلیون مترمکعب گاز از طریق بهینهسازی آزاد شود رقمی معادل میانگین کل ناترازی فعلی.
تسریع در پروژههای تزریق گاز به مخازن نفتی، اما با برنامهریزی منطبق بر مدیریت مصرف: تزریق مناسب گاز به میادین نفتی باید بهعنوان یک هدف راهبردی دنبال شود تا فرصتهای بازیابی نفت از دست نرود.
هزینه نسبی؛ بهینهسازی ارزانتر از افزایش تولید
براساس تحلیلها، هزینه آزادسازی هر واحد گاز از طریق بهینهسازی مصرف حدود ۷۵ درصد کمتر از هزینه تولید هر واحد جدید گاز است. این نسبت نشان میدهد سرمایهگذاری در طرحهای بازدهی و بهینهسازی، از منظر اقتصادی و زمانی بهصرفهتر بوده و میتواند سریعتر اثرات مثبت را بر تعادل بازار انرژی نمایان کند.
نتیجهگیری
ناترازی گاز به معضلی چندبُعدی تبدیل شده است: هم یک تهدید فوری برای تولید و صادرات و هم یک خسارت بلندمدت برای منابع زیرسطحی کشور. ادامه سیاستگذاریِ مبتنی بر تنها «افزایش عرضه» بدون اقدام هماهنگ برای کاهش تقاضا، اصلاح الگوی مصرف و بهکارگیری تکنولوژیهای بازده، به معنای پذیرش هزینههای سالانه سنگینی است که اقتصاد ملی، محیطزیست و حتی نسلهای آینده آنها را خواهند پرداخت.
در شرایطی که گزینههای افزایش تولید طولانیمدت و پرهزینهاند، بهینهسازی مصرف نه تنها کمهزینه و سریعتر قابل اجراست، بلکه میتواند راه را برای سودآوری پایدار بخش انرژی و بازپسگیری فرصتهای صادراتی کشور هموار سازد.
*بازنویسی:تحریریه پژواک کارفرما