چگونه رمزارز میتواند به نجات اقتصاد ایران کمک کند؟
با گسترش جهانی اقتصاد دیجیتال، رمزارز میتواند ابزاری مؤثر برای کاهش فشار تحریمها و تقویت تجارت خارجی ایران باشد؛ اما بدون چارچوب شفاف و نظارت متمرکز بانک مرکزی، این حوزه بیش از فرصت، ریسکهای جدی برای اقتصاد کشور ایجاد میکند.
با گسترش جهانی اقتصاد دیجیتال و رشد سریع داراییهای مبتنی بر بلاکچین، رمزارزها دیگر یک جریان حاشیهای نیستند، بلکه به یکی از بازیگران اصلی مبادلات مالی جهان تبدیل شدهاند. کشورها و بانکهای مرکزی در سراسر جهان در حال بازتعریف نقش خود در این زیستبوم نوظهور هستند؛ زیستبومی که اگر کنترل و مدیریت نشود، میتواند نظم مالی کشورها را به هم بزند، اما اگر به درستی هدایت شود، به ابزاری مؤثر برای کاهش وابستگی به نظام مالی سنتی و حتی مقابله با تحریمهای خارجی تبدیل خواهد شد.
در ایران، موضوع رمزارز در نقطه حساسی قرار دارد؛ نقطهای بین امید و نگرانی. از یک سو کارشناسان اقتصادی معتقدند که در شرایط تحریمهای بانکی، رمزارز میتواند به ابزار کارآمدی برای تسهیل تجارت خارجی و کاهش فشارهای مالی تبدیل شود. از سوی دیگر، نبود یک چارچوب شفاف و واحد موجب شده بخش بزرگی از فعالیتها در فضای غیررسمی و غیرشفاف شکل گیرد؛ فضایی که هم ریسک پولشویی و خروج سرمایه را افزایش میدهد، هم امکان سیاستگذاری هوشمند اقتصادی را محدود میکند و هم فرصتهای کشور را به هدر میدهد.
اقتصاددانان بر این باورند که بدون حکمرانی مالی دیجیتال، رمزارزها به تهدیدی برای اقتصاد کشور بدل میشوند. حسین صمصامی، اقتصاددان و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: «رمزارزها بخشی جداییناپذیر از نظام مالی جهان هستند و ایران نیز نمیتواند از این عرصه غافل باشد. اما تنها در صورتی که تمام تراکنشها و فعالیتهای رمزارزی تحت چتر نظارتی بانک مرکزی انجام گیرد، این حوزه به ابزاری مؤثر برای خنثیسازی تحریمها و تقویت اقتصاد کشور تبدیل خواهد شد.»
وی افزود: «خوشبختانه قانون، اختیارات کامل نظارتی را به بانک مرکزی داده است و این نهاد از نظر قانونی هیچ محدودیتی برای نظارت بر مبادلات رمزارزی ندارد. شرط اصلی تبدیل رمزارز از تهدید بالقوه به فرصت واقعی، شفافیت کامل تراکنشها و قرار گرفتن تمام فعالیتها در فضای رسمی و قانونی است.»
کارشناسان همچنین تأکید دارند که نبود چارچوب نظارتی شفاف میتواند زمینهای برای فرار سرمایه، کلاهبرداریهای مالی و بیثباتی اقتصادی ایجاد کند. تجربه جهانی نیز نشان میدهد کشورهایی که چارچوبهای نظارتی منسجم برای رمزارز ایجاد کردهاند، توانستهاند از آن به عنوان ابزار مالی و سپر اقتصادی در برابر فشارهای خارجی بهرهبرداری کنند، در حالی که کشورهایی که این حوزه را رها کردهاند با موجی از مشکلات مالی مواجه شدهاند.
به عبارت دیگر، رمزارز نه یک تهدید قطعی است و نه یک فرصت تضمینشده؛ بلکه ماهیت آن به کیفیت حکمرانی و نظارت بستگی دارد. در صورت اجرای مؤثر اختیارات قانونی بانک مرکزی، رمزارز میتواند به بازوی مهمی برای تجارت خارجی، کاهش وابستگی به ارزهای سنتی و تقویت اقتصاد ایران تبدیل شود. در غیر این صورت، ریسکهای پنهان آن بر فرصتهای اقتصادی کشور غلبه خواهد کرد.
این گزارش همچنین یادآور میشود که برای بهرهبرداری از ظرفیت رمزارز، ایجاد سامانههای نظارتی هوشمند، الزام تمام بازیگران به فعالیت در چارچوب قانونی و شفافیت تراکنشها ضروری است. بدون این زیرساختها، فعالیتهای رمزارزی در ایران میتواند به بستری برای خروج سرمایه و ناپایداری مالی بدل شود.
جمعبندی:
رمزارز در ایران میتواند هم تهدید و هم فرصت باشد. موفقیت در بهرهبرداری از این فناوری نوین، منوط به نظارت متمرکز، شفافیت تراکنشها و اجرای دقیق اختیارات قانونی بانک مرکزی است. در غیر این صورت، خطرات ناشی از فعالیتهای غیررسمی و غیرشفاف میتواند فرصتهای اقتصادی کشور را محدود و تهدیدهای مالی ایجاد کند.
*بازنویسی:تحریریه پژواک کارفرما