خزر استریم و بازتعریف جایگاه ایران در نظم جدید انرژی

در سایه اختلال در مسیرهای سنتی انتقال گاز روسیه به اروپا، طرح «خزر استریم» با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیکی و زیرساخت‌های موجود ایران، می‌تواند این کشور را به یکی از گره‌های کلیدی تجارت گاز در منطقه تبدیل کند؛ مشروط به آنکه پیش‌نیازهای دیپلماسی و سرمایه‌گذاری آن فراهم شود.

خزر استریم و بازتعریف جایگاه ایران در نظم جدید انرژی
پژواک کارفرما -

ایران به‌واسطه موقعیت جغرافیایی خاص خود، در نقطه اتصال شرق و غرب قرار گرفته و هم‌زمان از منابع گسترده انرژی و شبکه نسبتاً توسعه‌یافته خطوط لوله برخوردار است. این ترکیب کم‌نظیر، ظرفیتی ایجاد کرده که در شرایط عادی شاید به‌طور کامل دیده نمی‌شد، اما در نظم جدید انرژی، به یکی از مزیت‌های راهبردی کشور تبدیل شده است

تحولات سال‌های اخیر در عرصه بین‌المللی، به‌ویژه پس از تشدید تقابل میان روسیه و اروپا، نظم سنتی انتقال انرژی را با اختلال‌های جدی مواجه کرده است. روسیه که برای دهه‌ها یکی از تأمین‌کنندگان اصلی گاز اروپا به شمار می‌رفت، امروز تحت فشار‌های سیاسی، تحریمی و محدودیت‌های زیرساختی، ناچار شده مسیر‌های صادراتی خود را بازتعریف کند. در چنین شرایطی، مسیر‌های جنوبی و آسیایی بیش از گذشته اهمیت یافته‌اند و همین مسئله باعث شده نقش ایران دوباره در محاسبات انرژی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برجسته شود.

ایران به‌واسطه موقعیت جغرافیایی خاص خود، در نقطه اتصال شرق و غرب قرار گرفته و هم‌زمان از منابع گسترده انرژی و شبکه نسبتاً توسعه‌یافته خطوط لوله برخوردار است. این ترکیب کم‌نظیر، ظرفیتی ایجاد کرده که در شرایط عادی شاید به‌طور کامل دیده نمی‌شد، اما در نظم جدید انرژی، به یکی از مزیت‌های راهبردی کشور تبدیل شده است.

ایران؛ مسیر جایگزین در نظم جدید انرژی

در همین چارچوب، طرح «خزر استریم» بر استفاده هدفمند از این مزیت تمرکز دارد. این طرح بر انتقال و سوآپ گاز روسیه از مسیر ایران به بازار‌های جنوب، جنوب شرق و غرب آسیا استوار است؛ مسیری که هم از نظر جغرافیایی کوتاه‌تر و امن‌تر است و هم امکان بهره‌گیری از زیرساخت‌های موجود را فراهم می‌کند. بر اساس این ایده، ایران می‌تواند سالانه بیش از ۷۰ میلیارد مترمکعب گاز روسیه را دریافت و به کشور‌هایی صادر کند که با رشد فزاینده مصرف انرژی مواجه‌اند. تحقق چنین ظرفیتی، جایگاه ایران را از یک بازیگر حاشیه‌ای در تجارت انرژی، به یک بازیگر اثرگذار در معماری جدید انتقال گاز ارتقا می‌دهد. این تغییر صرفاً به معنای افزایش درآمد یا توسعه همکاری اقتصادی نیست، بلکه پیامد‌های ژئوپلیتیکی مهمی به همراه دارد و نقش ایران را در معادلات منطقه‌ای تثبیت می‌کند.

واقع‌گرایی خزر استریم و مزیت‌های مغفول‌مانده

آنچه خزر استریم را از بسیاری از طرح‌های کلی و بعضاً شعاری متمایز می‌کند، واقع‌گرایی آن است. این طرح بر ایجاد مسیر‌های پرهزینه و پرریسک جدید تکیه ندارد، بلکه بر استفاده از ظرفیت‌های موجود و تکمیل تدریجی آنها بنا شده است. ایران پیش از این نیز در برخی بخش‌های شبکه گاز منطقه، تجربه ایفای نقش ترانزیتی را داشته و همین تجربه عملی، امکان‌پذیری طرح را افزایش می‌دهد.

در صورت اجرای این مدل، ایران عملاً به یکی از گره‌های کلیدی در شبکه انتقال گاز منطقه تبدیل می‌شود؛ جایگاهی که نادیده گرفتن آن برای بازیگران بزرگ انرژی ساده نخواهد بود. چنین موقعیتی، به‌طور طبیعی قدرت چانه‌زنی ایران را افزایش می‌دهد و می‌تواند در بزنگاه‌های سیاسی و اقتصادی، به اهرمی مؤثر تبدیل شود؛ اهرمی که نه بر تهدید مستقیم، بلکه بر منطق وابستگی متقابل استوار است.

پیامد‌های منطقه‌ای و الزامات تحقق طرح

پیامد‌های خزر استریم به سطح منطقه و حتی فراتر از آن گسترش می‌یابد. کشور‌هایی مانند هند که از موتور‌های اصلی رشد اقتصاد جهانی محسوب می‌شوند، به‌شدت به دنبال تنوع‌بخشی به منابع و مسیر‌های تأمین انرژی خود هستند. حضور ایران به‌عنوان حلقه واسط انتقال گاز روسیه می‌تواند جایگاه تهران را در محاسبات انرژی دهلی‌نو ارتقا دهد و سطح همکاری‌ها را از تعاملات مقطعی به شراکت‌های پایدار سوق دهد.

در سطح منطقه‌ای نیز کشور‌هایی مانند عراق، پاکستان و عمان سال‌هاست با ناپایداری در تأمین گاز روبه‌رو هستند. ایفای نقش محوری ایران در این زنجیره می‌تواند روابط با همسایگان را از چارچوب صرفاً سیاسی، به همکاری‌های اقتصادی عمیق‌تر و مبتنی بر منافع مشترک منتقل کند؛ همکاری‌هایی که در عمل، هزینه تقابل را برای همه طرف‌ها افزایش می‌دهد.

خزر استریم نیازمند پیش‌نیاز‌هایی روشن است؛ از جمله دیپلماسی فعال انرژی، تصمیم‌گیری منسجم در داخل کشور و سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌ها. بدون این مؤلفه‌ها، این طرح نیز ممکن است به فهرست ایده‌هایی اضافه شود که تنها روی کاغذ باقی مانده‌اند. در مجموع، خزر استریم نمونه‌ای از راهکار‌هایی است که اگر به‌درستی دنبال شود، می‌تواند جغرافیای ایران را از یک مزیت بالقوه، به ابزاری واقعی برای افزایش قدرت و پیشرفت کشور تبدیل کند.

انتهای پیام
۷۴۴۳
دیدگاه
آخرین‌های اقتصادی
آخرین اخبار
پربازدیدها