اختصاصی/تحریریه پژواک کارفرما؛

تاب‌آوری مردم و مسئولیت مدیران در اقتصاد جنگی/تغییر مدیران اقتصادی؛ گامی برای اصلاح یا اختلاف؟

مسعود پزشکیان در نشست اخیر خود با مدیران دولتی تأکید کرد، کشور در شرایط جنگی به مدیرانی «نترس» نیاز دارد؛ در همین حال، موج تغییرات مدیریتی در شستا، وزارت اقتصاد و وزارت جهاد کشاورزی این پرسش را پررنگ‌تر کرده است که آیا این جابه‌جایی‌ها واقعاً در خدمت بهبود معیشت مردم انجام شده یا بازتابی از اختلافات سیاسی و مدیریتی در پشت درهای بسته است؟

تاب‌آوری مردم و مسئولیت مدیران در اقتصاد جنگی/تغییر مدیران اقتصادی؛ گامی برای اصلاح یا اختلاف؟
پژواک کارفرما -

در دوران جنگ و بحران، میدان اصلی سنجش کارآمدی حاکمیت، نه در شعارها و نشست‌های رسمی، بلکه در وضعیت معیشت مردم و ثبات اقتصادی دیده می‌شود. در این شرایط، هر تصمیم مدیریتی، مستقیم یا غیرمستقیم بر سفره خانوارها، بازار کار و امنیت روانی جامعه تاثیر می‌گذارد.

تغییرات اخیر مدیریتی درمجموعه‌هایی مانند شستا، وزارت اقتصاد و وزارت جهاد کشاورزی، در ظاهر با هدف تقویت مدیریت و هماهنگی بیشترعنوان می‌شود، اما این تردید را هم تقویت می‌کند که شاید بخشی از این تحولات، ریشه در اختلاف‌نظرهای سیاسی و مدیریتی داشته، نه صرفاً ضرورت‌های مرتبط با معیشت مردم.

مسعود پزشکیان، در جلسه اخیر خود با مدیران دولتی، بر این نکته تاکید کرده است که کشور در شرایط جنگی به مدیرانی نیاز دارد که «نترس» باشند؛ مدیرانی که از تصمیم سخت، مسئولیت‌پذیری و اقدام در لحظات خطیر واهمه نداشته باشند. پرسش اصلی این است که آیا انتصابات جدید در نهادهای کلیدی، با همین معیار سنجیده شده‌اند یا نه. آیا مدیران تازه‌منصوب، برنامه‌ای روشن برای کنترل قیمت‌ها، مدیریت بازار، تقویت تولید و کاهش فشار بر دهک‌های آسیب‌پذیر دارند؟ یا صرفاً چهره‌هایی هستند که با ترکیب جدید قدرت هم‌خوانی بیشتری دارند؟

در حوزه کشاورزی، وزارت جهاد کشاورزی در خط مقدم تامین امنیت غذایی قرار دارد. در وضعیت جنگی، هر گونه ناهماهنگی در تامین نهاده‌ها، خرید تضمینی، توزیع و تنظیم بازار محصولات اساسی، به سرعت به افزایش قیمت‌ها و کمبودها منجر می‌شود. جامعه‌ای که زیر فشار اقتصاد جنگی است، کوچک‌ترین خطای مدیریتی در این حوزه را با شدت بیشتری احساس می‌کند.

در مجموعه‌ بزرگی مانند شستا نیز که نقش پررنگی در بازار سرمایه، اشتغال و اقتصاد کلان دارد، ثبات و کیفیت مدیریت، مستقیماً در رفتار بازار و فضای کسب‌وکار منعکس می‌شود. بی‌ثباتی مدیریتی، تغییرات بدون نقشه راه و مدیریت سیاسی‌شده در این نهادها، علاوه بر تضعیف عملکرد اقتصادی، پیام منفی به جامعه می‌فرستد و بر اعتماد عمومی اثر می‌گذارد.

مهم‌ترین انتظار از مدیران در این شرایط، ساده‌سازی فرایندها، کاهش بروکراسی، هماهنگی میان دستگاه‌ها و جلوگیری از تصمیم‌های متناقض است. مردمی که تحت فشار جنگ قرار دارند، تاب تحمل آشفتگی اداری و بی‌مسئولیتی مدیریتی را ندارند و اگر احساس عمومی این باشد که جابه‌جایی‌ها بیشتر محصول رقابت‌های درون‌قدرت است تا دغدغه معیشت، امید اجتماعی آسیب می‌بیند و هزینه جنگ و بحران سنگین‌تر می‌شود.

به همین دلیل، مدیر دولتی در زمان بحران، نباید فقط مجری آیین‌نامه‌ها باشد. او باید بتواند در زمان کوتاه تصمیم بگیرد، اولویت‌ها را تشخیص دهد و موانع را از سر راه مردم بردارد. آنچه تعیین‌کننده است، کیفیت مدیریت در میدان عمل است. اگر مدیران بزرگ اقتصادی و اجرایی کشور نتوانند در شرایط سخت نقش واقعی خود را ایفا کنند، هزینه ناکارآمدی آنها مستقیماً بر دوش مردم خواهد افتاد. در مقابل، اگر مدیریت بحران با نگاه مسئولانه، شفاف و مردم‌محور همراه باشد، حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌توان از شدت آسیب‌ها کاست و مسیر عبور از بحران را هموارتر کرد.

انتهای پیام
۸۵۰۸
دیدگاه
آخرین‌های اقتصادی
آخرین اخبار
پربازدیدها