محاصره دریایی؛ تهدیدی که میتواند ایران را به هاب ترانزیتی منطقه تبدیل کند
محاصره دریایی، اگرچه تجارت ایران را با چالش مواجه کرده، اما همزمان توسعه کریدورهای زمینی را شتاب داده است؛ ظرفیتی که میتواند وابستگی به مسیرهای دریایی را کاهش داده و ایران را به هاب ترانزیتی شرق و غرب تبدیل کند.
محدودیتهای ایجادشده در مسیر تجارت دریایی ایران، اگرچه فشارهایی بر اقتصاد و تجارت خارجی کشور وارد کرده، اما همزمان ضرورت توسعه کریدورهای زمینی و تنوعبخشی به مسیرهای تجاری را بیش از گذشته آشکار کرده است؛ ظرفیتی که در صورت تداوم و تکمیل زیرساختها میتواند ایران را به یکی از محورهای اصلی ترانزیت در مسیرهای شرق ـ غرب و شمال ـ جنوب تبدیل کند.
فشار ناشی از محدودیتهای دریایی، وابستگی اقتصاد ایران به مسیرهای مشخص تجاری را بیش از گذشته نمایان کرده است. ایران طی سالهای گذشته بخش مهمی از تجارت خود را بر ظرفیتهای دریایی متمرکز کرده و کریدورهای زمینی و ریلی در اولویت پایینتری قرار داشتهاند. اکنون شرایط موجود، هرچند پرهزینه، ضرورت تغییر این رویکرد و استفاده گستردهتر از موقعیت جغرافیایی کشور را برجسته کرده است.
فشار اقتصادی و آشکار شدن یک آسیبپذیری قدیمی
محدودیت در مسیرهای تجاری دریایی، بهویژه در ارتباط با تنگه هرمز، میتواند تجارت خارجی ایران و بهخصوص صادرات نفت را با چالش مواجه کند. با این حال، مسئله فراتر از نفت است و به یک آسیبپذیری قدیمی در ساختار تجارت کشور بازمیگردد؛ وابستگی بیش از اندازه به یک مسیر مشخص برای جابهجایی کالا.
در شرایطی که مسیرهای دریایی ممکن است تحت تأثیر تحولات سیاسی و امنیتی قرار گیرند، داشتن مسیرهای جایگزین برای تجارت خارجی اهمیت دوچندان پیدا میکند. از این منظر، توسعه کریدورهای زمینی را میتوان یک «توفیق اجباری» دانست که در صورت تداوم، میتواند از یک واکنش اضطراری به یک مزیت راهبردی تبدیل شود.
ایران با مرز زمینی با هفت کشور، از ظرفیت قابلتوجهی برای توسعه حملونقل جادهای و ریلی برخوردار است. این ظرفیت میتواند بخشی از واردات و صادرات کشور را از مسیرهای زمینی عبور دهد و وابستگی تجارت خارجی به مسیرهای دریایی را کاهش دهد.
ایران در چهارراه کریدورهای منطقهای
موقعیت جغرافیایی ایران در نقطه اتصال شرق و غرب و شمال و جنوب، یکی از مهمترین مزیتهای کشور برای تبدیل شدن به هاب ترانزیتی منطقه است. با وجود این ظرفیت، استفاده از جایگاه ژئوپولیتیکی ایران تاکنون متناسب با اهمیت آن توسعه نیافته است.
در شرایط کنونی، چهار کریدور میتوانند نقش مهمی در کاهش آسیبپذیری تجارت ایران و تقویت جایگاه ترانزیتی کشور داشته باشند.
کریدور شرق ـ غرب؛ اتصال چین به ایران از مسیر آسیای میانه
کریدور ریلی چین به ایران از مسیر آسیای میانه یکی از مهمترین مسیرهای جایگزین است. این مسیر از شیآن چین آغاز میشود و با عبور از قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و ترکمنستان به ایران میرسد و طول آن حدود ۱۰ هزار و ۴۰۰ کیلومتر اعلام شده است.
فعال شدن منظم این مسیر میتواند زمان انتقال کالا را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد؛ بهگونهای که مسیر حدود ۳۰ روزه دریایی در صورت استفاده از حملونقل ریلی به حدود ۱۵ روز برسد.
مزیت این کریدور تنها کاهش زمان حمل نیست، بلکه ایجاد تنوع در مسیرهای تجاری و کاهش وابستگی به خطوط دریایی را نیز به دنبال دارد. در شرایط بیثباتی سیاسی و امنیتی، چنین تنوعی میتواند بخشی از ریسک تجارت خارجی ایران را پوشش دهد.
CPEC؛ مسیر شرقی برای دور زدن تنگه هرمز
کریدور اقتصادی چین ـ پاکستان (CPEC) نیز از دیگر ظرفیتهایی است که اتصال ایران به آن میتواند اهمیت راهبردی داشته باشد.
ارتباط ایران از طریق مسیر زمینی ریمدان ـ گوادر، امکان دسترسی به بنادر پاکستان را فراهم میکند و میتواند بهعنوان یک مسیر شرقی برای دور زدن تنگه هرمز مورد استفاده قرار گیرد.
این مسیر در صورت ایجاد زیرساختهای لازم میتواند در شرایط اختلال در مسیرهای شمالی یا غربی، بهعنوان یک خط پشتیبان تجارت خارجی ایران عمل کند. روابط ایران و پاکستان و سرمایهگذاری چین در این منطقه نیز ظرفیت مناسبی برای توسعه این مسیر ایجاد کرده است.
کریدور شمال ـ جنوب؛ مسیر ایران به روسیه و هند
کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب (INSTC) یکی دیگر از مسیرهایی است که با وجود سالها برنامهریزی، هنوز به شکل کامل فعال نشده است.
این کریدور با عبور از روسیه، جمهوری آذربایجان و ایران، امکان توسعه تجارت کشور با روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی را فراهم میکند. تکمیل آن علاوه بر متنوع کردن مسیرهای تجاری، میتواند درآمد قابلتوجهی از محل ترانزیت برای ایران ایجاد کند.
اهمیت کریدور شمال ـ جنوب از آن جهت است که ایران را به بازارهای شمالی و جنوبی متصل میکند و میتواند جایگاه کشور را در شبکه مبادلات منطقهای ارتقا دهد.
شلمچه ـ بصره؛ دروازه ایران به بازارهای غرب
در غرب کشور نیز خط ریلی شلمچه ـ بصره از ظرفیت بالایی برای توسعه تجارت برخوردار است. تنها ۳۲ کیلومتر از این مسیر در خاک عراق باقی مانده و تکمیل آن میتواند ایران را به شبکه ریلی عراق و از طریق آن به ترکیه و مدیترانه متصل کند.
این مسیر میتواند یکی از دروازههای اصلی ایران برای ورود به بازارهای غرب آسیا و حتی اروپا باشد. نزدیکی جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی ایران و عراق نیز ظرفیت مناسبی برای افزایش مبادلات دوجانبه و توسعه ترانزیت در این مسیر ایجاد کرده است.
از «کریدور تحمیلی» تا «کریدور استراتژیک»
توسعه کریدورهای زمینی میتواند وابستگی ایران به یک مسیر دریایی آسیبپذیر را کاهش داده و عمق راهبردی اقتصاد کشور را افزایش دهد. در این صورت، اختلال در یک مسیر مشخص دیگر نمیتواند بهتنهایی کل تجارت خارجی ایران را با بحران مواجه کند.
با این حال، این کریدورها نباید صرفاً بهعنوان راهکاری موقت برای عبور از شرایط بحرانی مورد استفاده قرار گیرند. حتی پس از بازگشت شرایط عادی در مسیرهای دریایی، حفظ و توسعه این مسیرها و تکمیل پروژههای نیمهتمام میتواند یک مزیت بلندمدت برای اقتصاد ایران باشد.
توسعه کریدورهای زمینی با کشورهای همسایه، علاوه بر کاهش آسیبپذیری تجارت خارجی، میتواند زمینه حضور و سرمایهگذاری قدرتهای اقتصادی مانند چین، هند و روسیه در زیرساختهای ایران را نیز فراهم کند.
از سوی دیگر، توسعه شبکه ریلی و جادهای، پایانههای مرزی و فرآیندهای گمرکی میتواند ایران را به یک شبکه چندوجهی حملونقل متصل کند؛ شبکهای که در آن مسیرهای ریلی، جادهای و دریایی در کنار یکدیگر فعالیت کنند و هیچ مسیر واحدی به گلوگاه تجارت خارجی کشور تبدیل نشود.
ضرورت تبدیل کریدورهای زمینی به راهبردی دائمی
اگر محدودیتهای دریایی ایجاد نشده بود، شاید توسعه کریدورهای زمینی و ریلی با چنین سرعتی در اولویت قرار نمیگرفت. با این حال، ایران در هر شرایطی نیازمند تبدیل شدن به یک هاب ترانزیتی در محورهای شرق ـ غرب و شمال ـ جنوب است و حتی پس از رفع محدودیتهای دریایی نیز باید این مسیرها را بهعنوان یک مزیت راهبردی حفظ کند.
آنچه امروز بهعنوان یک واکنش اضطراری به محدودیتهای تجاری آغاز شده، میتواند با سیاستگذاری صحیح به یک استراتژی کلان اقتصادی تبدیل شود. ایران در این مسیر تنها به دنبال جایگزینی برای مسیرهای دریایی نخواهد بود، بلکه میتواند شبکهای چندوجهی از مسیرهای ریلی، جادهای و دریایی ایجاد کند.
تکمیل زیرساختهای ریلی و جادهای، توسعه پایانههای مرزی، تسهیل فرآیندهای گمرکی و اتصال مؤثر کریدورهای منطقهای میتواند زمینه ایفای نقش بزرگتر ایران در تجارت و ترانزیت منطقه را فراهم کند.
در چنین شرایطی، تهدیدی که در ابتدا هزینههای سنگینی به اقتصاد کشور تحمیل کرده، میتواند به یک دارایی راهبردی تبدیل شود؛ داراییای که با تغییر شرایط سیاسی یا رفع محدودیتهای دریایی از بین نمیرود و در صورت ایجاد زیرساختهای لازم، برای سالها ظرفیت تجارت و ترانزیت ایران را تقویت خواهد کرد.
آینده این راهبرد به آن بستگی دارد که کریدورهای زمینی صرفاً راهکاری برای عبور از یک بحران مقطعی تلقی نشوند، بلکه به بخشی دائمی از نقشه راه تجارت خارجی کشور تبدیل شوند. در این صورت، ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیل شدن به یکی از حلقههای اصلی اتصال بازارهای شرق و غرب و شمال و جنوب استفاده کند.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما