قدرت خرید آب رفت؛ خریدهای روزمره هم سخت شد
افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید، الگوی مصرف خانوارها را تغییر داده و «کمتر خریدن، دیرتر خریدن و بیشتر تعمیر کردن» به رفتار تازه بسیاری از مردم تبدیل شده است.
افزایش قیمت کالاهای مصرفی در سالهای اخیر، فقط بازار را تغییر نداده، بلکه رفتار مصرفکنندگان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از کالاهایی که پیشتر بخشی از خریدهای معمول خانوارهای طبقه متوسط محسوب میشدند، امروز به خریدهایی تبدیل شدهاند که نیازمند پسانداز، مقایسه و برنامهریزی مالی هستند.
گوشی موبایل، لپتاپ، هدفون، اسپیکر، لوازم آشپزخانه، مبلمان و حتی لباس زمستانی برای بخشی از خانوارها دیگر کالاهایی نیستند که بتوان بهسادگی آنها را جایگزین کرد. در چنین شرایطی، الگوی مصرف نیز تغییر کرده و بسیاری از مردم به جای خرید کالای جدید، تعمیر، تعویض قطعه یا استفاده طولانیتر از وسایل قبلی را انتخاب میکنند.
موبایل؛ از خرید معمول تا هزینه سنگین
بازار گوشی موبایل یکی از روشنترین نمونههای این تغییر رفتار است. در گذشته، خرید یک گوشی میانرده برای بسیاری از خانوادهها با چند ماه پسانداز امکانپذیر بود و افراد معمولاً پس از چند سال گوشی خود را تغییر میدادند.
امروز اما قیمت گوشیهای اقتصادی قابل قبول میتواند به حدود ۲۰ تا ۵۰ میلیون تومان برسد و مدلهای میانرده نیز در محدوده چند ده میلیون تومان قیمت دارند. برای خانواری که بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف مسکن، خوراک، حملونقل و سایر هزینههای ضروری میکند، خرید چنین کالایی دیگر یک هزینه عادی محسوب نمیشود.
در نتیجه، عمر استفاده از گوشیها افزایش یافته، تعمیر باتری و صفحه نمایش بیشتر شده و بازار گوشیهای دست دوم نیز رونق گرفته است.
افزایش قیمت ابزارهای کار
همین روند در بازار لپتاپ نیز قابل مشاهده است. لپتاپ برای بسیاری از افراد دیگر صرفاً یک وسیله آموزشی یا کالای مرتبط با فناوری نیست، بلکه به ابزار اصلی کار و کسب درآمد تبدیل شده است.
دانشجویی که قصد یادگیری مهارت جدید دارد، برنامهنویسی که به دنبال گرفتن پروژه است یا فردی که میخواهد وارد بازار کار آنلاین شود، به یک لپتاپ مناسب نیاز دارد. با این حال، افزایش قیمت این کالا میتواند ورود افراد به فعالیتهای جدید اقتصادی را دشوارتر کند.
لپتاپی که چند سال قبل با حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان قابل خریداری بود، اکنون ممکن است دو برابر یا حتی بیشتر هزینه داشته باشد. در نتیجه، افزایش قیمت کالاهای دیجیتال تنها مصرف خانوار را تحت تأثیر قرار نمیدهد و میتواند بر فرصتهای اقتصادی و شغلی افراد نیز اثر بگذارد.
وسایل خانه؛ خرید فقط در زمان ضرورت
این تغییر رفتار به کالاهای دیجیتال محدود نمانده و به وسایل سادهتر زندگی روزمره نیز رسیده است. افزایش قیمت مواد اولیه، هزینه تولید و حملونقل باعث شده است بسیاری از خانوارها خرید کامل لوازم آشپزخانه را کنار بگذارند و تنها در صورت خرابی یک وسیله، برای جایگزینی همان کالا اقدام کنند.
در بازار لوازم آشپزخانه نیز فروشندگان از تغییر رفتار مشتریان خبر میدهند؛ بهطوری که به جای خرید برای تکمیل یا نوسازی وسایل خانه، بخش بیشتری از تقاضا به رفع نیازهای فوری اختصاص پیدا کرده است.
تعمیر مبل به جای خرید مبل جدید
بازار مبلمان نیز از این تغییر در الگوی مصرف بیتأثیر نمانده است. مبلمان که زمانی یکی از خریدهای مهم خانوارهای طبقه متوسط برای بهبود کیفیت زندگی محسوب میشد، برای بسیاری از خانوادهها اکنون کالایی است که جایگزینی آن به آسانی گذشته امکانپذیر نیست.
به همین دلیل، تعمیرات مبل رونق بیشتری گرفته است. تعویض پارچه، تعمیر فوم، رنگآمیزی چوب و بازسازی مبلمان قدیمی در مواردی جای خرید یک دست مبل جدید را گرفته است.
این تغییر در ظاهر ممکن است یک رفتار ساده مصرفی به نظر برسد، اما در واقع نشاندهنده کاهش توان خانوارها برای انجام خریدهای بزرگتر است؛ خانواری که پیشتر برای نوسازی خانه خرید جدید انجام میداد، اکنون تلاش میکند همان کالای موجود را برای مدت بیشتری قابل استفاده نگه دارد.

مسئله فقط گرانی نیست؛ کاهش قدرت خرید است
افزایش قیمت کالاهای مصرفی حاصل یک عامل واحد نیست، اما نرخ ارز یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر قیمتهاست. بسیاری از کالاهای دیجیتال مانند گوشی و لپتاپ بهصورت مستقیم وارداتی هستند و افزایش نرخ ارز بر قیمت آنها اثر میگذارد. در عین حال، کالاهای تولید داخل نیز از افزایش هزینههای وابسته به ارز بیتأثیر نیستند.
تولیدکننده مبلمان برای خرید چوب، پارچه و فوم با افزایش هزینه مواجه میشود، تولیدکننده لوازم آشپزخانه با رشد قیمت مواد اولیه روبهرو است و تولیدکننده پوشاک نیز هزینه بیشتری برای تأمین پارچه و حملونقل پرداخت میکند.
با این حال، در کنار افزایش قیمتها، مسئله مهمتر فاصله میان درآمد خانوارها و هزینه زندگی است. اگر قیمت کالاها با سرعت بیشتری نسبت به درآمد افزایش پیدا کند، حتی خریدهای نسبتاً کوچک نیز به تصمیمهایی دشوار تبدیل خواهند شد.
تغییر الگوی مصرف خانوارها
در چنین شرایطی، رفتار مصرفکننده نیز تغییر کرده است. مردم بیش از گذشته به جای انتخاب بهترین یا باکیفیتترین گزینه، به دنبال کالایی هستند که با توان مالی آنها تناسب داشته باشد.
برند در بسیاری از خریدها جای خود را به قیمت داده و خرید کالای جدید نیز در مواردی جای خود را به تعمیر و استفاده طولانیتر از کالای قبلی داده است. این تغییر را میتوان از تعمیرگاههای موبایل و کارگاههای مبل تا بازار پوشاک و فروشگاههای لوازم آشپزخانه مشاهده کرد.
در واقع، بخش قابل توجهی از خانوارها به جای افزایش کیفیت زندگی از طریق خرید کالاهای جدید، تلاش میکنند سطح فعلی زندگی خود را حفظ کنند. گوشی مناسب، لپتاپ، مبلمان و بسیاری از لوازم خانه ذاتاً کالاهای لوکس محسوب نمیشوند، اما افزایش قیمت آنها باعث شده برای بخشی از طبقه متوسط مانند گذشته در دسترس نباشند.
نتیجه این وضعیت را میتوان در سه رفتار خلاصه کرد: **کمتر خریدن، دیرتر خریدن و بیشتر تعمیر کردن.** تغییر الگوی مصرف خانوارها نشان میدهد مسئله فقط افزایش قیمت کالاها نیست؛ بلکه کاهش قدرت خرید و دشوارتر شدن حفظ سطح زندگی گذشته، بخش مهمی از رفتار اقتصادی امروز خانوارها را شکل داده است.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما