سیاست ارزی زیر فشار تحریم؛ ضرورت حفظ تجارت و مهار انتظارات تورمی
مدیریت بازار ارز در شرایط تحریم و تنشهای امنیتی، به ترکیبی از کنترل کوتاهمدت نوسانات، حفظ محرمانگی اطلاعات حساس و اصلاحات ساختاری نیاز دارد؛ رویکردی که بدون مهار نقدینگی و کسری بودجه، نمیتواند ثبات پایدار ایجاد کند.
مدیریت بازار ارز در شرایط تحریم، تنشهای سیاسی و نااطمینانیهای امنیتی، یکی از پیچیدهترین چالشهای سیاستگذاری اقتصادی است. در چنین وضعیتی، نوسانات ارزی تنها به تغییر قیمت دلار محدود نمیشود، بلکه از مسیر افزایش هزینه واردات، تشدید انتظارات تورمی، اختلال در تجارت خارجی و جابهجایی سرمایه، بر تولید، رشد اقتصادی و معیشت خانوارها اثر میگذارد.
در اقتصاد ایران نیز همزمانی تحریمهای خارجی، محدودیت دسترسی به منابع ارزی، تورم انباشته و فشارهای ناشی از ناترازیهای داخلی، مدیریت بازار ارز را دشوارتر کرده است. در این شرایط، سیاستگذار باید ضمن کاهش آثار شوکهای بیرونی، از گسترش نااطمینانی در داخل جلوگیری کند و زمینه تداوم تأمین کالاهای ضروری و فعالیت بنگاههای اقتصادی را فراهم سازد.
محرمانگی اطلاعات ارزی؛ ملاحظات امنیتی در برابر اعتماد بازار
یکی از مسائل مهم در مدیریت منابع ارزی، تعیین حدود انتشار اطلاعات مربوط به ذخایر خارجی کشور است. در شرایط تحریم، انتشار جزئیاتی مانند ترکیب داراییهای ارزی، محل نگهداری منابع و مسیرهای انتقال و تسویه وجوه میتواند مخاطراتی برای مدیریت این داراییها ایجاد کند. از این منظر، حفظ محرمانگی اطلاعات حساس میتواند بخشی از راهبرد حفاظت از منابع ارزی باشد.
با این حال، محدودیت در انتشار اطلاعات نباید به گسترش فضای شایعه و افزایش نااطمینانی در بازار منجر شود. هنگامی که فعالان اقتصادی از وضعیت کلی سیاست ارزی و جهتگیریهای بانک مرکزی اطلاع کافی نداشته باشند، احتمال شکلگیری انتظارات بیثبات و افزایش تقاضای احتیاطی بیشتر میشود.
ازاینرو، سیاستگذار باید میان حفاظت از اطلاعات راهبردی و ارائه اطلاعات معتبر درباره اهداف و چارچوب سیاستهای ارزی تعادل برقرار کند. اطلاعرسانی منظم درباره اولویتهای تخصیص ارز، ضوابط معاملات و برنامههای مدیریت بازار، بدون افشای جزئیات حساس، میتواند به کاهش ابهام و تقویت اعتماد فعالان اقتصادی کمک کند.
ابزارهای سخت و نرم برای مدیریت بازار ارز
بانک مرکزی در مواجهه با شوکهای ارزی میتواند از مجموعهای از ابزارهای کنترلی، سیاستهای مبتنی بر سازوکار بازار و اصلاحات مکمل استفاده کند. اثربخشی این ابزارها به شرایط اقتصادی، نحوه اجرا و مدت استمرار آنها بستگی دارد.
۱. ابزارهای سخت و کنترلهای مستقیم
محدودیت بر خروج سرمایه، اولویتبندی واردات، اعمال ضوابط بازگشت ارز حاصل از صادرات، سهمیهبندی منابع محدود و تشدید نظارت بر معاملات ارزی از جمله ابزارهایی هستند که در شرایط کمبود منابع یا افزایش شدید تقاضا مورد استفاده قرار میگیرند.
این سیاستها ممکن است در کوتاهمدت به مدیریت تقاضا و جلوگیری از خروج بیضابطه منابع کمک کنند، اما استمرار آنها بدون اصلاحات مکمل میتواند پیامدهایی مانند گسترش بازار غیررسمی، افزایش رانت ناشی از تفاوت نرخها و دشوارتر شدن فعالیتهای تجاری را به همراه داشته باشد. بنابراین، اجرای این محدودیتها باید متناسب با شرایط بازار، با ضوابط روشن و تا حد امکان با زمانبندی مشخص انجام شود.
۲. ابزارهای نرم و مبتنی بر سازوکار بازار
در کنار کنترلهای مستقیم، ابزارهایی مانند مداخله هدفمند در بازار ارز، بهبود سازوکار کشف قیمت، توسعه پیمانهای پولی دوجانبه، تهاتر کالا با شرکای تجاری و تنظیم هماهنگ سیاستهای پولی میتوانند به مدیریت نوسانات کمک کنند.
اطلاعرسانی معتبر نیز بخشی از این مجموعه است. اعلام شفاف قواعد تخصیص ارز و پرهیز از تغییرات ناگهانی مقررات، امکان برنامهریزی را برای واردکنندگان، صادرکنندگان و تولیدکنندگان افزایش میدهد و میتواند از تشدید رفتارهای هیجانی در بازار جلوگیری کند.
۳. اصلاحات مکمل برای تقویت ثبات ارزی
برخی عوامل مؤثر بر بازار ارز، مستقیماً به معاملات روزانه مربوط نیستند، اما در بلندمدت نقش تعیینکنندهای دارند. اصلاح ناترازی بودجه، کنترل رشد نقدینگی، کاهش وابستگی دولت به منابع بانکی، توسعه ابزارهای تأمین مالی و افزایش دسترسی پایدار به منابع ارزی از جمله این عوامل هستند.
در صورت تداوم ناترازیهای مالی و پولی، مداخلات کوتاهمدت ممکن است تنها نوسانات را برای مدتی محدود کاهش دهند؛ درحالیکه فشارهای بنیادی همچنان باقی میمانند. از این رو، مدیریت بازار ارز باید بخشی از یک برنامه هماهنگ برای اصلاح سیاستهای مالی و پولی باشد.
سه سناریو برای آینده بازار ارز ایران
آینده بازار ارز به مجموعهای از متغیرهای داخلی و خارجی وابسته است. بر همین اساس، میتوان سه سناریوی کلی را برای بررسی مسیرهای احتمالی پیشرو در نظر گرفت.
سناریوی نخست؛ تشدید تنشها و محدودیتهای تجاری
در صورت گسترش تنشهای نظامی و سیاسی، افزایش هزینه حملونقل و بیمه و اختلال در مسیرهای تجاری، دسترسی به درآمدهای صادراتی و انتقال منابع ارزی ممکن است دشوارتر شود. در چنین شرایطی، افزایش تقاضای احتیاطی و فشار بر بازار ارز محتمل است و سیاستگذار ممکن است ناچار به تشدید اولویتبندی مصارف ارزی شود.
در این سناریو، حفظ جریان تأمین ارز کالاهای اساسی، دارو و مواد اولیه تولید اهمیت بیشتری پیدا میکند. در عین حال، محدودیتهای گسترده و بدون برنامه میتوانند هزینه مبادلات را بالا ببرند و فعالیت بنگاههای وابسته به واردات را تحت فشار قرار دهند.
سناریوی دوم؛ تداوم نااطمینانی بدون تشدید فراگیر درگیریها
در این وضعیت، تنشها در سطحی ادامه مییابد که مانع شکلگیری ثبات پایدار در روابط تجاری و مالی میشود، اما اختلال فراگیری در مسیرهای اصلی تجارت رخ نمیدهد. نتیجه احتمالی، تداوم نوسانات ارزی و بالا ماندن هزینه مبادلات خارجی است.
در چنین شرایطی، مدیریت انتظارات تورمی، حفظ دسترسی بنگاهها به ارز مورد نیاز و جلوگیری از تغییرات ناگهانی مقررات اهمیت ویژهای دارد. سیاستگذار باید ضمن محافظت از منابع محدود، از ایجاد موانع غیرضروری در مسیر واردات مواد اولیه و صادرات نیز پرهیز کند.
سناریوی سوم؛ کاهش تنشها و بهبود دسترسی به منابع ارزی
کاهش محدودیتهای خارجی و بهبود روابط بانکی و تجاری میتواند زمینه دسترسی آسانتر به منابع حاصل از صادرات و کاهش هزینه انتقال ارز را فراهم کند. در این صورت، فرصت بیشتری برای اصلاح ساختار بازار ارز، کاهش شکاف میان نرخهای مختلف و افزایش شفافیت فراهم خواهد شد.
با این حال، بهبود درآمدهای ارزی بهتنهایی تضمینکننده ثبات پایدار نیست. چنانچه منابع جدید صرف افزایش بیضابطه واردات یا تثبیت دستوری و غیرپایدار نرخ ارز شود، مشکلات ساختاری ممکن است دوباره ظاهر شوند. استفاده مؤثر از این فرصت مستلزم تقویت انضباط مالی، افزایش بهرهوری و اصلاح تدریجی سازوکارهای ارزی است.
اصلاحات ساختاری؛ شرط ثبات پایدار بازار ارز
تجربه اقتصادهای درگیر بحرانهای ارزی نشان میدهد که تثبیت دستوری نرخ ارز یا اعمال محدودیتهای معاملاتی، بهتنهایی برای حفظ ارزش پول ملی کافی نیست. مدیریت پایدار بازار به مجموعهای از سیاستهای هماهنگ نیاز دارد که در آن، اقدامات فوری برای مهار نوسانات با اصلاحات تدریجی و حمایت از گروههای آسیبپذیر همراه شود.
کنترل رشد نقدینگی، کاهش کسری بودجه، محدود کردن تأمین هزینههای دولت از منابع بانکی و تقویت انضباط مالی، از مهمترین الزامات کاهش فشارهای داخلی بر بازار ارز هستند. در کنار این موارد، هماهنگی سیاستهای پولی و مالی و کاهش نااطمینانی درباره مقررات تجاری میتواند به بهبود فضای تصمیمگیری برای بنگاهها کمک کند.
از سوی دیگر، متنوعسازی مسیرهای تجاری، تسهیل بازگشت ارز صادراتی، پرهیز از تغییرات ناگهانی سیاستی و کاهش تدریجی شکاف نرخهای رسمی و آزاد میتواند هزینه مبادلات را کاهش دهد و انگیزه فعالیت در بازارهای غیررسمی را محدود کند.
در مجموع، ثبات بازار ارز نه صرفاً با مداخله مستقیم و نه تنها با اتکا به سازوکار بازار به دست میآید؛ بلکه حاصل ترکیب مدیریت کوتاهمدت بحران، سیاستگذاری قابل پیشبینی و اصلاحات ساختاری است. بدون مهار ناترازیهای داخلی و تقویت بنیانهای تولید و تجارت، هرگونه آرامش در بازار ارز در برابر شوکهای تازه آسیبپذیر خواهد ماند.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما