صادرات گاو شیری با «امضای طلایی»؛ ابزار تولید شیر چرا از کشور خارج میشود؟
در شرایطی که گرانی شیر و لبنیات فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده، مجوز صادرات گاو شیری با شرط تأیید یک فرد مشخص، ابهامهایی درباره نحوه صدور مجوز و احتمال خروج سرمایه دامی کشور ایجاد کرده است.
در شرایطی که افزایش قیمت شیر و لبنیات، هزینه تأمین اقلام غذایی را برای خانوارها افزایش داده، صدور مجوز صادرات گاو شیری بار دیگر بحث درباره نحوه مدیریت سرمایههای دامی کشور و سیاستهای تجاری دولت را مطرح کرده است.
بر اساس بخشنامه وزارت صنعت، معدن و تجارت، صادرات گاو شیری با کدهای طبقهبندی مشخص، بهصورت «مجاز مشروط» اعلام شده و این مجوز تا اطلاع ثانوی در سامانه EPL قابل اجراست. با این حال، یکی از نکات قابل توجه در این بخشنامه، مشروط شدن تأیید سیستمی صادرات به تأیید فردی مشخص با ذکر نام و کد ملی است.
این شیوه صدور مجوز این پرسش را ایجاد میکند که چرا فرآیندی که باید بر اساس ضوابط شفاف، معیارهای مشخص و سازوکارهای سیستمی انجام شود، به تأیید یک فرد گره خورده است. چنین ساختاری میتواند زمینه برداشتهای مختلف از مفهوم «امضای طلایی» و نگرانی درباره رانت یا اعمال سلیقه در فرآیند صادرات را ایجاد کند.
صادرات دام مولد؛ خروج سرمایه تولید
گاو شیری برخلاف بسیاری از کالاهای صادراتی، صرفاً یک محصول مصرفی نیست؛ بلکه بخشی از ظرفیت تولید شیر کشور محسوب میشود. از این منظر، صادرات دام مولد در شرایطی که بازار داخلی با افزایش قیمت محصولات لبنی مواجه است، میتواند در صورت تداوم و نبود سیاست مشخص، بر ظرفیت تولید داخلی اثر بگذارد.
کاهش جمعیت دام مولد میتواند به افت ظرفیت تولید شیر منجر شود و در نهایت فشار بیشتری بر زنجیره تأمین و قیمت محصولات لبنی وارد کند. به همین دلیل، تصمیم درباره صادرات چنین دامهایی نمیتواند صرفاً از منظر تجارت خارجی بررسی شود و باید آثار آن بر امنیت غذایی و تولید داخلی نیز مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، صنعت دامپروری برای تأمین نهادههایی مانند جو، ذرت و سویا به منابع ارزی قابل توجهی نیاز دارد. در چنین شرایطی، اگر دامهایی که با استفاده از این نهادهها پرورش یافتهاند از کشور خارج شوند، بخشی از منابعی که برای ایجاد ظرفیت تولید داخلی هزینه شده، عملاً در قالب صادرات دام از چرخه تولید کشور خارج خواهد شد.
ابهام در شروط صادرات
یکی دیگر از نکات قابل توجه در این بخشنامه، استفاده از عنوان «مجاز مشروط» بدون تشریح کامل شروط صادرات است. مشخص نبودن معیارهایی مانند تعداد دام قابل صادرات، نوع و نژاد دام، شرایط صادرکنندگان و شاخصهای مورد استفاده برای صدور مجوز، میتواند فضای تصمیمگیری را برای اعمال سلیقه باز بگذارد.
در چنین شرایطی، شفافیت در فرآیند صدور مجوز اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر قرار است صادرات گاو شیری مجاز باشد، باید ضوابط آن بهصورت روشن، عمومی و قابل ارزیابی اعلام شود تا همه فعالان اقتصادی از معیارهای یکسان برخوردار باشند.
زنجیرهای از مجوزها تا یک تأیید نهایی
از سوی دیگر، ارجاع موضوع از معاونت توسعه بازرگانی به سازمان توسعه تجارت، سپس گمرک و در نهایت منوط کردن فرآیند به تأیید یک فرد مشخص، میتواند روند صدور مجوز را پیچیدهتر کند. طولانی شدن این مسیر علاوه بر افزایش زمان انجام تجارت، احتمال افزایش هزینههای اداری و کاهش پیشبینیپذیری برای فعالان اقتصادی را به همراه دارد.
به نظر میرسد اگر هدف سیاستگذار، تسهیل تجارت در کنار حفاظت از سرمایههای دامی کشور است، بهتر است تأییدهای فردمحور جای خود را به معیارهای مشخص و سامانههای هوشمند بدهند. تعیین سقف صادرات، مشخص کردن نوع دام قابل خروج و تعریف شروط شفاف، میتواند هم امکان نظارت دولت را حفظ کند و هم از ایجاد رانت و تصمیمگیری سلیقهای جلوگیری کند.
در نهایت، مسئله فقط صادرات چند رأس گاو نیست؛ موضوع اصلی، نحوه مدیریت سرمایهای است که مستقیماً در تولید شیر کشور نقش دارد. در شرایطی که خانوارها با افزایش هزینه مواد غذایی مواجهاند، سیاست صادرات دام مولد باید با ملاحظات امنیت غذایی، ظرفیت تولید داخلی و شفافیت در فرآیند صدور مجوز همراه باشد.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما