وقتی بیمه فقط روی کاغذ است؛ کارگران بین هزینه سنگین دندانپزشکی و کشیدن دندان گرفتارند
هزینه بالای خدمات دندانپزشکی، محدودیت پوشش بیمه و ظرفیت ناکافی مراکز درمانی تأمین اجتماعی، بسیاری از کارگران و بازنشستگان را در برابر یک انتخاب تلخ قرار داده است؛ پرداخت هزینههای سنگین بخش خصوصی یا کشیدن دندانهایی که در صورت دسترسی به درمان مناسب، قابل حفظ هستند.
هزینههای سنگین دندانپزشکی در کنار محدودیت خدمات مراکز درمانی تأمین اجتماعی، دسترسی بسیاری از کارگران و بازنشستگان به درمان مناسب را دشوار کرده است؛ شرایطی که برای برخی بیمهشدگان به معنای انتخاب میان پرداخت میلیونها تومان برای درمان در بخش خصوصی یا کشیدن دندان قابل ترمیم است.
برای خانوارهای کمدرآمدی که بخش عمده درآمدشان صرف مسکن، خوراک، آموزش و سایر هزینههای ضروری میشود، درمان دندان دیگر یک هزینه قابل مدیریت نیست. عصبکشی، روکش، جراحی و خدمات ترمیمی در بسیاری از موارد هزینهای دارد که با درآمد ماهانه یک کارگر تناسبی ندارد و از سوی دیگر، ظرفیت و تنوع خدمات دندانپزشکی در مراکز ملکی تأمین اجتماعی نیز پاسخگوی تمام نیازهای بیمهشدگان نیست.
فاصله میان تعداد بیمهشدگان و ظرفیت درمانی
وضعیت درمان مستقیم تأمین اجتماعی در استان تهران، نمونهای از این شکاف را نشان میدهد. بر اساس دادههای آماری، از جمعیت حدود ۱۴.۵ میلیون نفری استان تهران، بیش از ۹.۵ میلیون نفر تحت پوشش تأمین اجتماعی هستند؛ جمعیتی که بخش قابل توجهی از آن را کارگران، بازنشستگان و خانوارهای کمدرآمد تشکیل میدهند.
در مقابل، شبکه درمان مستقیم تأمین اجتماعی در کل استان تنها شامل ۳۵ مرکز، شامل ۹ بیمارستان و ۲۶ پلیکلینیک و درمانگاه است. در مناطق پرجمعیت و حاشیهای تهران نیز دسترسی به مراکز ملکی با محدودیت بیشتری همراه است.
برای بسیاری از بیمهشدگان، مسئله تنها رایگان بودن یا نبودن خدمت نیست؛ بلکه امکان دسترسی به آن نیز اهمیت دارد. فاصله محل سکونت تا درمانگاه، هزینه رفتوآمد، ساعتها انتظار و در نهایت احتمال تکمیل ظرفیت، بخشی از هزینه واقعی درمان را تشکیل میدهد.
صفهای طولانی برای درمان
درمانگاههای تأمین اجتماعی در تهران، بهویژه مراکز پرتردد، هر روز شاهد مراجعه تعداد زیادی از بیمهشدگانی هستند که برای دریافت خدمات درمانی تلاش میکنند. در بخش دندانپزشکی، محدودیت تعداد پزشک، تجهیزات و ظرفیت پذیرش باعث شده است بخشی از بیماران با وجود داشتن بیمه، نتوانند خدمت مورد نیاز خود را در زمان مناسب دریافت کنند.
برای خانوادههایی که از مناطق حاشیهای به مراکز درمانی تهران مراجعه میکنند، این مشکل دوچندان است. مراجعه از ساعات ابتدایی صبح، انتظار در صف و احتمال بازگشت بدون دریافت خدمت، علاوه بر هزینه مالی، به معنای از دست دادن ساعات کاری و درآمد روزانه است.
در چنین شرایطی، حتی درمانی که از نظر بیمهای کمهزینه یا رایگان محسوب میشود، ممکن است برای یک خانوار کمدرآمد هزینههای جانبی قابل توجهی داشته باشد.
وقتی یک دندان ۲۲ میلیون تومان هزینه دارد
دندانپزشکی درمانی مرحلهای است و تأخیر در یک مرحله میتواند هزینه مراحل بعدی را افزایش دهد. دندانی که در مراحل اولیه با یک ترمیم ساده قابل حفظ است، در صورت ادامه پیدا کردن آسیب ممکن است به عصبکشی، بازسازی، روکش یا حتی جراحی نیاز پیدا کند.
یکی از مراجعهکنندگان به درمانگاه تأمین اجتماعی میگوید پس از معاینه و تصویربرداری، به او اعلام شده که دندانش به عصبکشی نیاز دارد، اما این خدمت در مرکز مورد مراجعه او ارائه نمیشود. پیگیری از مراکز خصوصی نیز با اعلام هزینه حدود ۱۲ میلیون تومان برای عصبکشی و ۱۰ میلیون تومان برای روکش همراه بوده است.
برای یک کارگر، پرداخت حدود ۲۲ میلیون تومان برای حفظ یک دندان، آن هم در شرایطی که هزینههای زندگی بخش عمده درآمد ماهانه را مصرف میکند، عملاً امکانپذیر نیست. نتیجه چنین شرایطی میتواند تصمیم به کشیدن دندانی باشد که در صورت دسترسی به درمان مناسب، قابلیت حفظ آن وجود دارد.
کشیدن دندان؛ آخرین انتخاب بیمهشدگان
برای برخی بیماران، مسئله حتی به درمانهای پیشرفته مانند ایمپلنت محدود نمیشود. هزینه ترمیم، عصبکشی و روکش نیز ممکن است به اندازهای باشد که بیمار ترجیح دهد یا ناچار شود دندان را بکشد.
این وضعیت برای سالمندان و افرادی که پیشتر چند دندان خود را از دست دادهاند، پیامدهای بیشتری دارد. از دست دادن دندان میتواند توانایی جویدن، تغذیه و در نهایت کیفیت زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد؛ اما وقتی هزینه جایگزینی دندان نیز خارج از توان مالی باشد، بیمار عملاً میان تحمل درد و از دست دادن دندان گرفتار میشود.
تأخیر حقوق؛ مانع دیگری برای درمان
مشکلات اقتصادی تنها به میزان درآمد محدود نمیشود. تأخیر در پرداخت دستمزد نیز میتواند درمان را متوقف کند.
برخی کارگران حتی زمانی که هزینه درمان را بهطور نسبی تأمینپذیر میدانند، به دلیل دریافت نکردن بهموقع حقوق قادر به پرداخت هزینه درمان نیستند. در این شرایط، درد و بیماری تا زمان دریافت دستمزد به تعویق میافتد و درمانی که ممکن است امروز سادهتر و ارزانتر باشد، در آینده به درمانی پیچیدهتر و پرهزینهتر تبدیل میشود.
از سوی دیگر، امکان پرداخت اقساطی در مراکز خصوصی نیز برای همه بیماران راهحل نیست؛ زیرا بسیاری از کارگران شرایط لازم برای دریافت این تسهیلات را ندارند یا درآمد نامنظم آنها اجازه پذیرش تعهدات مالی جدید را نمیدهد.
حق بیمه پرداخت میشود، اما دسترسی تضمین نمیشود
مسئله اصلی برای بخشی از بیمهشدگان تأمین اجتماعی، فاصله میان «داشتن پوشش بیمهای» و «دسترسی واقعی به درمان» است.
بیمهشدهای که حق بیمه پرداخت میکند اما برای دریافت خدمت تخصصی باید به مرکز دیگری مراجعه کند، ساعتها در صف بماند یا در نهایت به دلیل نبود ظرفیت به بخش خصوصی ارجاع داده شود، عملاً با هزینهای مواجه میشود که ممکن است توان پرداخت آن را نداشته باشد.
در چنین وضعیتی، محدودیت خدمات درمانی میتواند به تأخیر در درمان منجر شود و تأخیر نیز در حوزه دندانپزشکی معمولاً به معنای افزایش پیچیدگی و هزینه درمان است.
بحران دندانپزشکی؛ هزینهای که دیرتر خودش را نشان میدهد
مسئله سلامت دهان و دندان تنها یک موضوع درمانی نیست. وقتی خانوارهای کمدرآمد به دلیل هزینه بالا، درمان را به تعویق میاندازند، پیامد آن میتواند از دست رفتن تدریجی دندانها، اختلال در تغذیه و کاهش کیفیت زندگی باشد.
از سوی دیگر، افزایش هزینه درمان در بخش خصوصی در کنار محدودیت ظرفیت مراکز ملکی تأمین اجتماعی، فشار بیشتری بر خانوارهای کارگری وارد میکند. در این شرایط، حتی کارگران متخصص و دارای درآمد بالاتر نیز ممکن است برای پرداخت هزینههای چند ده میلیون تومانی یک دندان با مشکل مواجه شوند.
در نهایت، مسئله برای بسیاری از این بیمهشدگان دیگر انتخاب میان چند روش درمانی نیست؛ بلکه انتخاب میان تحمل هزینهای که از توانشان خارج است و کشیدن دندانی است که امکان حفظ آن وجود دارد. وقتی مسیر دسترسی به درمان ترمیمی مسدود باشد، دندان قابل نجات نیز میتواند به دندانی تبدیل شود که تنها راه باقیمانده برای آن، کشیدن است.
*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما