افتتاح بهجای بهرهبرداری/ وزارت راه و خطر حذف ایران از نقشه ترانزیت
در حالی که کشورهای همسایه با شتاب در حال تکمیل کریدورهای ترانزیتی جایگزین هستند، ناهماهنگی مزمن میان توسعه بندر و ریل، چابهار را به ظرفیتی معطل تبدیل کرده و افتتاحهای نمادین وزارت راه، بیش از آنکه گرهی باز کند، شرکای راهبردی ایران را دلسرد کرده است.
در شرایطی که رقابت ترانزیتی در منطقه به مرحلهای تعیینکننده رسیده، بندر چابهار همچنان درگیر وعدهها، افتتاحهای نمادین و پروژههای نیمهتمام است؛ وضعیتی که میتواند جایگاه ایران در کریدور شمال–جنوب را بهطور جدی تضعیف کند.
فرزانه صادق مالواجرد، وزیر راه و شهرسازی، از پیشرفت ۹۰ درصدی زیرسازی مسیر ریلی چابهار سخن میگوید و وعده اتصال ریل تا پایان سال را میدهد؛ اما همزمان اعتراف میکند که بخشی از پروژهها بهصورت «نمادین» افتتاح شدهاند. همین تناقض، تردیدهای جدی درباره تحقق بهرهبرداری واقعی و تجاری این مسیر ایجاد کرده است.
واقعیت آن است که ۱۰ درصد باقیمانده پروژه، سختترین بخش مسیر را شامل میشود؛ عبور از مناطق کوهستانی، تونلهای طویل و پلهای بزرگ که بهشدت زمانبر، پرهزینه و وابسته به تأمین تجهیزات است. تورم فزاینده و محدودیت منابع مالی نیز، تکمیل این گلوگاهها را با ابهام جدی مواجه کرده است.
مسأله فقط «اتصال فیزیکی ریل» نیست. تجربه پروژههای ریلی نشان میدهد فاصله معناداری میان اتصال خط و آغاز بهرهبرداری کامل باربری و مسافری وجود دارد؛ فاصلهای که شامل نصب سامانههای ایمنی، تستهای فنی، تجهیز ایستگاهها و آمادهسازی لجستیکی است. با توجه به زمان باقیمانده تا پایان سال، تحقق همه این مراحل بسیار خوشبینانه به نظر میرسد.
از سوی دیگر، توسعه بندر چابهار بدون هماهنگی همزمان با ریل، پسکرانهها و جادههای دسترسی، عملاً این بندر را به جزیرهای منزوی تبدیل کرده است. این عدم توازن، پیام روشنی برای شرکای خارجی از جمله هند دارد: تردید نسبت به عزم ایران برای تکمیل زنجیره لجستیک. نتیجه طبیعی چنین وضعیتی، حرکت بازیگران منطقهای به سمت مسیرهای جایگزین است.
به نظر میرسد وزارت راه بیش از آنکه رویکردی «شبکهمحور» و اقتصادی داشته باشد، گرفتار نگاه «پروژهمحور» و ثبت افتتاح در کارنامه مدیریتی شده است. در حالی که برای فعالان اقتصادی، اتصال نمادین ریل ارزشی ندارد و آنچه اهمیت دارد، عبور نخستین بار تجاری با ایمنی و صرفه اقتصادی است.
چابهار امروز نه به روبانبری که به تصمیمهای سخت، شفافیت زمانی و تمرکز بر بهرهبرداری واقعی نیاز دارد؛ در غیر این صورت، فرصت تاریخی ایران در رقابت ترانزیتی منطقه، بهآرامی اما قطعی، به سود رقبا از دست خواهد رفت.
*بازنویسی:تحریریه پژواک کارفرما