وقتی «مافیا» محصول سیاستگذاری غلط میشود، نه یک پدیده پنهان
رخلاف بسیاری از کشورها، در ایران مافیا نه در حاشیه، بلکه در متن معیشت مردم شکل گرفته؛ نتیجه سیاستهایی که خط قرمز زندگی روزمره را نادیده گرفته و هزینه تصمیمات کلان را به سفره مردم منتقل کردهاند.
«مافیا» واژهای بینالمللی است و تقریباً همه کشورهای دنیا، چه فقیر و چه ثروتمند، به نوعی با آن درگیرند؛ از مافیای مواد مخدر و اسلحه گرفته تا مافیای اقتصادی و نفت. اما نکته قابل تأمل اینجاست که در میان مافیاهای شناختهشده جهانی، کمتر با مفاهیمی مانند مافیای شکر، نهادههای دامی، گندم یا گوشت مواجه میشویم؛ در حالی که این واژهها در اخبار داخلی ایران بارها تکرار میشوند و عجیبتر آنکه هم مردم و هم مسئولان، از قدرت و نفوذ این مافیاها گلایه دارند.
پرسش اصلی این است که چرا دولت در ایران با مافیاهایی درگیر است که یا در دیگر کشورها اساساً وجود ندارند یا اگر هم باشند، آنقدر گسترده و اثرگذار نیستند که بتوانند بر سیاستهای کلان اقتصادی و معیشت مردم سایه بیندازند؟
پاسخ چندان پیچیده نیست. در بسیاری از کشورها، سیاستگذاری و بودجهبندی بهگونهای انجام میشود که معیشت مردم خط قرمز محسوب میشود و اجرای برنامههای کلان، خللی در زندگی روزمره شهروندان ایجاد نمیکند. به همین دلیل، دولتها میتوانند بر سیاستهای کلان تمرکز کنند و مردم نیز تا زمانی که فشار معیشتی احساس نکنند، حساسیت کمتری نسبت به تصمیمات کلان نشان میدهند.
بدیهی است که در اداره کشور، چه در حوزه داخلی و چه در عرصه روابط بینالملل، سیاستهایی وجود دارد که امکان تشریح کامل آنها برای افکار عمومی فراهم نیست و در سطح مدیریت کلان تعریف میشوند. اما تجربه نشان داده است که مردم زمانی نسبت به این سیاستها واکنش نشان میدهند که احساس کنند معیشتشان قربانی تصمیمات پشت پرده شده است.
در سالهای گذشته، تحریمهای اعمالشده از سوی آمریکا و اروپا شرایط خاصی را بر اداره کشور تحمیل کرد. دولتهای مختلف برای دور زدن تحریمها، مسیرهایی را انتخاب کردند که بهجای کاهش آسیبها، پدیدهای خطرناکتر به نام «کاسبان تحریم» را شکل داد. اصرار بر ادامه این مسیر، نهتنها تحریمها را بیاثر نکرد، بلکه هزینههای آن را چند برابر کرد و زمینه شکلگیری مافیاهای اقتصادی را فراهم آورد.
اکنون که دولت با حذف ارز ترجیحی تلاش کرده این چرخه معیوب را متوقف کند، طبیعی است که با مقاومت و کارشکنی روبهرو شود. کاسبان تحریم چنان اختاپوسوار در بدنه دستگاههای اجرایی نفوذ کردهاند که حتی برخی دولتمردان با احتیاط از آنها سخن میگویند. این شبکههای قدرت، بهواسطه نفوذ و منافع گسترده خود، اجازه هیچ اقدام اصلاحی را نمیدهند؛ مگر آنکه مسئولان، ملاحظات را کنار گذاشته و هزینه تصمیمات سرنوشتساز را بپذیرند.
در شرایط فعلی، سیاستگذاری اقتصادی و بودجهریزی باید بهگونهای انجام شود که در کالاهای مرتبط با معیشت مردم، زمینه شکلگیری مافیا از بین برود. در غیر این صورت، اصلاح سیاستها اجتنابناپذیر خواهد بود. آرامش ظاهری در کشورها لزوماً به معنای رضایت کامل مردم از عملکرد دولت نیست؛ بلکه اغلب نتیجه عبور نکردن حاکمیت از خط قرمزی به نام معیشت مردم است.
نمونه این واقعیت را میتوان در فرانسه مشاهده کرد. سالهاست مستعمرات این کشور خواهان استقلال هستند و حتی در داخل فرانسه نیز اختلافنظر جدی درباره حفظ آنها وجود دارد. با این حال، تنش اجتماعی گستردهای شکل نمیگیرد، زیرا هزینه این سیاستها از جیب مردم پرداخت نمیشود.
اما اگر روزی دولت فرانسه اعلام کند که برای تأمین بودجه این مناطق، قصد دارد هزینههای معیشتی مردم را افزایش دهد، بیتردید موجی از اعتراض و آشوب، بنیانهای سیاسی و فرهنگی این کشور را به لرزه درخواهد آورد.
داوود مختاریانی
*بازنویسی:تحریریه پژواک کارفرما