خلق پول بدون پشتوانه؛ نسخه تشدید تورم
پژواک کارفرما_محدودیتهای تجاری و خسارتهای ناشی از جنگ، با کاهش تولید و عرضه، زمینهساز فشارهای تورمی هستند؛ اما آنچه این فشارها را به تورمهای بسیار بالا تبدیل میکند، نحوه واکنش سیاستگذار در حوزه مالی و پولی است، در شرایطی که کسری بودجه از مسیر خلق پول تأمین شود، کاهش عرضه، جهش نرخ ارز و تشدید انتظارات تورمی در قالب چرخهای خودتقویتشونده به یکدیگر گره میخورند؛ بنابراین، پرهیز از پولیسازی کسری بودجه، پیششرط حفظ قدرت خرید خانوارها و صیانت از ثبات اقتصادی و اجتماعی است.
یک کارشناس اقتصادی با هشدار نسبت به تأمین کسری بودجه از طریق خلق پول گفت: در شرایطی که جنگ، محدودیت تجارت و کاهش درآمدهای ارزی ظرفیت تولید و عرضه کالا را تضعیف کرده است، چاپ پول بدون پشتوانه میتواند با تشدید تورم، اقتصاد را وارد چرخهای خودتقویتشونده از بیثباتی کند.
تبعات اقتصادی ناشی از جنگ تحمیلی سوم که به دلیل محدودیتهای تجاری، کاهش درآمدهای ارزی و افت تولید و عرضه کالا همراه بوده، اقتصاد ایران را در شرایطی ویژه قرار داده است به طوری که تأمین کسری بودجه دولت به یکی از مهمترین دغدغههای سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شده است.
در چنین شرایطی کارشناسان هشدار میدهند جبران کسری بودجه از مسیر خلق پول و افزایش نقدینگی، در اقتصادی که توان افزایش تولید را ندارد، نهتنها به رشد تورم و جهش قیمت داراییها منجر میشود، بلکه میتواند انتظارات تورمی را تشدید کرده و اقتصاد را در چرخهای از تورم، کاهش ارزش پول ملی و افت رفاه خانوارها گرفتار کند. در چنین شرایطی، پرهیز از پولیسازی کسری بودجه و حرکت به سمت انضباط مالی، شرط اصلی حفظ ثبات اقتصادی و قدرت خرید مردم عنوان میشود.
در این ارتباط علی رهبر پژوهشگر اقتصاد پولی و کارشناس اقتصادی در گفت و گو با ایرنا، به بیان تبعات ناشی از تامین کسری منابع دولت از مسیر خلق پول پرداخت که به شرح زیر است:
مهمترین خطر اقتصادی در شرایط فعلی چیست؟
خطر اصلی، همزمانی کاهش عرضه با رشد نقدینگی است. محدودیت واردات، فقط عرضه کالاهای خارجی را کاهش نمیدهد؛ بلکه به دلیل وابستگی تولید به مواد اولیه، قطعات و تجهیزات وارداتی، ظرفیت تولید داخلی را نیز محدود میکند. جنگ و نااطمینانی هم سرمایهگذاری، صادرات و درآمدهای دولت را کاهش میدهد.
اگر کسری بودجه در چنین وضعیتی با خلق پول بی رویه تأمین شود، پول بیشتری در برابر حجم کوچکتری از کالا و خدمات قرار میگیرد و فشار تورمی تشدید میشود.
چرا چاپ پول در این شرایط خطرناکتر است؟
وقتی تولید امکان افزایش دارد، بخشی از رشد تقاضا با عرضه بیشتر پاسخ داده میشود؛ اما در شرایط افت تولید و محدودیت تجارت، نقدینگی جدید عمدتاً به سمت کالا، ارز، طلا، مسکن و سایر داراییها میرود و قیمتها را افزایش میدهد.
پولیشدن کسری نیز فقط استقراض مستقیم دولت از بانک مرکزی نیست. تسهیلات تکلیفی، خرید اوراق دولت توسط بانکها، اضافهبرداشت بانکها، افزایش بدهی دولت و عملیات شبهبودجهای نیز ممکن است در نهایت پایه پولی و نقدینگی را افزایش دهد.
منظور از ورود تورم به پویاییهای خطرناک چیست؟
تداوم تورم بالا، رفتار مردم و بنگاهها را تغییر میدهد. تمایل به نگهداری پول ملی کاهش مییابد، تقاضا برای ارز و طلا بالا میرود و بنگاهها قیمتها را سریعتر با نرخ ارز و هزینههای آینده تطبیق میدهند. همزمان، هزینههای دولت و سرمایه در گردش بنگاهها افزایش مییابد. در این مرحله، تورم خود به عاملی برای بازتولید تورم تبدیل میشود و مهار آن دشوارتر خواهد شد.
نرخ ارز و کسری بودجه چگونه این چرخه را تقویت میکنند؟
کاهش درآمد ارزی و افزایش نااطمینانی، نرخ ارز را تحت فشار قرار میدهد. افزایش نرخ ارز نیز هزینه واردات، مواد اولیه و تولید داخلی را بالا میبرد.
از سوی دیگر، تأمین کسری با منابع پولی، تقاضای ارز و کالا را افزایش میدهد؛ افزایش قیمتها نیز هزینههای دولت را بالا برده و کسری را بزرگتر میکند. در نتیجه، کسری بودجه تورم را تشدید میکند و تورم نیز کسری بودجه را افزایش میدهد.
پیامدهای اجتماعی این وضعیت چیست؟
بیشترین فشار بر حقوقبگیران، بازنشستگان، مستأجران و خانوارهای فاقد دارایی وارد میشود. همراهشدن تورم با بیکاری، کاهش درآمد واقعی، کمبود کالا و افت خدمات عمومی میتواند نابرابری، احساس بیعدالتی و بیاعتمادی اجتماعی را افزایش دهد.
راهکار چیست؟
دولت نباید کاهش منابع واقعی اقتصاد را با افزایش پول جبران کند. تدوین بودجهای اضطراری و شفاف، تعویق مخارج غیرضروری، حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر و جلوگیری از تحمیل تعهدات بدون منبع به بانکها ضروری است.
کنترل دستوری قیمتها نیز بدون مهار کسری بودجه، نقدینگی و هزینه تولید، فقط به کمبود کالا و گسترش بازارهای غیررسمی منجر میشود.
بنابراین در جمع بندی باید گفت که محدودیت تجارت و خسارتهای جنگ، تولید و عرضه را کاهش میدهد؛ اما تبدیل این فشارها به تورم بسیار بالا، به واکنش سیاست مالی و پولی بستگی دارد. خلق پول برای جبران کسری، کاهش عرضه، جهش نرخ ارز و انتظارات تورمی را به یک چرخه خودتقویتشونده تبدیل میکند بنابراین پرهیز از پولیسازی کسری بودجه، ضرورتی برای حفظ قدرت خرید مردم و ثبات اجتماعی است.