هوش مصنوعی و زنگ خطر بازار کار ایران/ ۲۰درصد مشاغل در معرض تغییر
سهم بالای جوانان در بازار کار ایران همزمان با مواجهه بخشی از مشاغل با هوش مصنوعی مولد، ضرورت یک «انقلاب مهارتی» و سیاستگذاری پیشگیرانه را برجسته کرده است؛ مسیری که میتواند هوش مصنوعی را از تهدید بیکاری به موتور بهرهوری و عدالت شغلی تبدیل کند.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گزارش سیاستی خود درباره «هوش مصنوعی و آینده بازار کار» تأکید کرده است که هوش مصنوعی مولد الزاماً به بیکاری گسترده کوتاهمدت منجر نمیشود، بلکه بیش از هر چیز ماهیت مشاغل را دگرگون و مرز میان انسان و ماشین را بازتعریف میکند.
بسیاری از وظایف تکراری مانند پردازش داده، مکاتبات اداری و تولید محتوای آموزشی بهتدریج با کمک ابزارهای هوش مصنوعی انجام خواهد شد، اما این تحول به معنای حذف کامل شغلها نیست؛ بلکه ساختار آنها را تغییر میدهد.
شکاف جهانی در مواجهه با هوش مصنوعی
شواهد بینالمللی نشان میدهد که در اقتصادهای پیشرفته، هوش مصنوعی عمدتاً نقش مکمل نیروی انسانی را ایفا میکند و موجب افزایش بهرهوری میشود، اما در اقتصادهای در حال توسعه، از جمله ایران، خطر جایگزینی نیروی کار در مشاغل تکراری و قابلخودکارسازی جدیتر است.
بر اساس گزارش صندوق بینالمللی پول (۲۰۲۴)، حدود ۶۰ درصد مشاغل در اقتصادهای پیشرفته بهطور مستقیم با هوش مصنوعی مولد در ارتباطاند، در حالی که طبق برآورد مرکز پژوهشهای مجلس (۱۴۰۳)، این سهم در ایران حدود ۲۰ درصد است و در اغلب موارد اثر آن تکمیلی و تقویتی ارزیابی میشود.
جوانان؛ در مرکز فرصت و تهدید
در ایران، جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال بیش از ۲۸ درصد جمعیت فعال اقتصادی را تشکیل میدهند، اما نرخ بیکاری آنها حدود سه برابر میانگین کشور است.
این گروه با وجود دسترسی بالا به فناوری و تمایل به یادگیری مهارتهای دیجیتال، با دوگانگی ساختاری مواجهاند: از یکسو تقاضا برای مهارتهای سنتی کاهش یافته و از سوی دیگر، نظام آموزشی و سیاستهای اشتغالزایی هنوز آمادگی لازم برای اقتصاد مبتنی بر داده و هوش مصنوعی را ایجاد نکردهاند.
زنان و مشاغل اداری؛ بیشترین میزان مواجهه
یافتههای سازمان بینالمللی کار (۲۰۲۵) نشان میدهد که مشاغل اداری و دفتری بیشترین میزان تغییرپذیری در برابر هوش مصنوعی مولد را دارند و بیش از نیمی از وظایف آنها قابلیت خودکارسازی دارد.
همچنین زنان به دلیل تمرکز بالاتر در بخشهای اداری و آموزشی، بیش از مردان در معرض اثرات این فناوری قرار دارند؛ بهطوری که در سطح جهانی سهم زنان در گروه مشاغل با مواجهه بسیار بالا تقریباً دو برابر مردان گزارش شده است.
از اتوماسیون تا توانمندسازی نیروی کار
برخلاف تجربه انقلابهای صنعتی پیشین که بیشتر نیروی کار یدی را تحت فشار قرار میدادند، موج جدید اتوماسیون دانشی، مشاغل سفیدپوش و طبقات متوسط را هدف قرار داده است.
در پاسخ، بسیاری از کشورها بهجای محدودسازی فناوری، به سمت تنظیمگری مبتنی بر ریسک، توانمندسازی نیروی کار، بازآموزی مهارتها و استفاده مکمل از هوش مصنوعی حرکت کردهاند.
دولت؛ کارفرمای پیشگام در عصر هوش مصنوعی
در برخی کشورها، دولتها با بهکارگیری هوش مصنوعی در خدمات عمومی، نقش کارفرمای پیشگام را ایفا میکنند. این رویکرد ضمن ارتقای بهرهوری بخش عمومی، زمینه یادگیری عملی کارکنان و الگوسازی برای بخش خصوصی را فراهم میکند و پیام روشنی دارد: سازگاری با هوش مصنوعی یک مسئولیت نهادی است، نه صرفاً فردی.
چالش حکمرانی هوش مصنوعی در ایران
بررسی تحولات نهادی نشان میدهد که حکمرانی هوش مصنوعی در ایران هنوز به چارچوبی تثبیتشده نرسیده است. تأسیس و سپس انحلال «سازمان ملی هوش مصنوعی» و در مقابل، تدوین «قانون ملی هوش مصنوعی» در مجلس، بیانگر تلاشهایی پراکنده برای ساماندهی این حوزه است؛ با این حال، نبود سازوکار اجرایی و سیاستهای منسجم همچنان احساس میشود.
ضرورت یک سیاست ملی فعال
کارشناسان تأکید میکنند که تدوین سیاست ملی برای مواجهه با اثرات اشتغالی هوش مصنوعی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
راهاندازی نظام پایش مستمر اثرات فناوری بر بازار کار، بازتعریف سیاستهای مهارتآموزی با تمرکز بر مهارتهای مکمل هوش مصنوعی، توسعه اشتغال فناورانه جوانان و اصلاح مقررات بازار کار از مهمترین گامها در این مسیر عنوان میشود.
هوش مصنوعی؛ تهدید یا فرصت عدالت شغلی؟
در صورت بیتوجهی به سیاستگذاری فعال، هوش مصنوعی میتواند به افزایش بیکاری ساختاری جوانان تحصیلکرده، تشدید نابرابری جنسیتی و مهاجرت سرمایه انسانی منجر شود.
اما با رویکردی هوشمندانه، این فناوری میتواند به موتور افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت مشاغل و تحقق عدالت شغلی در اقتصاد ایران تبدیل شود؛ مسیری که نیازمند تصمیمهای سریع و دقیق امروز است.
*بازنویسی:تحریریه پژواک کارفرما