یک اقتصاددان و استاد دانشگاه شهید چمران اهواز؛

کوچک‌سازی دولت یک شعار غلط است؛ مسئله، کارآمدی است نه اندازه دولت

یک اقتصاددان و استاد دانشگاه شهید چمران اهواز، با انتقاد از روند خصوصی‌سازی و واگذاری صنایع مادر، تأکید کرد مشکل اقتصاد ایران «کوچک بودن دولت» نیست بلکه ناکارآمدی ساختاری و خصولتی‌سازی است؛ او نجات بنگاه‌هایی مانند ذوب‌آهن را در گرو نظارت تشکل‌های کارگری بر انتصاب مدیران دانست.

 کوچک‌سازی دولت یک شعار غلط است؛ مسئله، کارآمدی است نه اندازه دولت
پژواک کارفرما -

یک اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با انتقاد از روند خصوصی‌سازی در ایران، ریشه بسیاری از مشکلات صنایع بزرگ کشور را در شکل‌گیری پدیده «خصولتی‌سازی» و واگذاری‌های غیرکارشناسی دانست.

او با اشاره به واگذاری اخیر ذوب‌آهن اصفهان به بانک رفاه برای تسویه بدهی‌های تأمین اجتماعی گفت این روند، نمونه‌ای از تبدیل صنایع مادر به ابزار تسویه حساب‌های مالی است؛ در حالی که این بنگاه‌ها با سرمایه اجتماعی و نیروی کار گسترده شکل گرفته‌اند.

افقه تأکید کرد مسئله خصوصی‌سازی در ایران از همان ابتدا دچار انحراف ساختاری بوده و بدون توجه به تفاوت‌های نهادی، اجتماعی و اقتصادی کشور، نسخه‌های غربی به‌صورت تقلیدی اجرا شده‌اند؛ رویکردی که به گفته او نه‌تنها موفق نبوده بلکه زمینه‌ساز رانت، واگذاری‌های غیرشفاف و تضعیف تولید شده است.

نقد «خصوصی‌سازی تقلیدی»

این اقتصاددان معتقد است پس از جنگ تحمیلی، سیاست‌های اقتصادی وارداتی بدون بومی‌سازی اجرا شد و همین موضوع موجب شد خصوصی‌سازی به جای افزایش کارایی، به انتقال دارایی‌های عمومی به نهادهای شبه‌دولتی و گروه‌های ذی‌نفوذ تبدیل شود.

او افزود در بسیاری موارد، هدف خریداران نه توسعه تولید بلکه استفاده از دارایی‌های فیزیکی، زمین و اموال کارخانه‌ها بوده است؛ روندی که در نهایت به شکل‌گیری «خصولتی‌سازی» انجامیده است.

نقد شعار کوچک‌سازی دولت

افقه در بخش دیگری از سخنان خود با رد شعار «کوچک‌سازی دولت» گفت: با پیچیده‌تر شدن جوامع، دولت‌ها ناگزیر از گسترش خدمات هستند و مسئله اصلی نه اندازه دولت، بلکه «کارآمدی آن» است.

او افزود: در ایران به دلیل اتکای تاریخی به درآمد نفت و استخدام‌های غیرکارشناسی، دولت به ساختاری متورم و ناکارآمد تبدیل شده است؛ بنابراین راه‌حل، کوچک‌سازی نیست بلکه اصلاح ساختار و افزایش بهره‌وری دولت است.

مقایسه با مدل‌های جهانی

این استاد دانشگاه در تحلیل مقایسه‌ای خود با کشورهایی مانند چین و برخی کشورهای اروپای شرقی گفت: موفقیت این کشورها ناشی از وجود نهادهای کارآمد و هدف‌گذاری توسعه‌محور بوده است، در حالی که در ایران، اولویت‌های مدیریتی لزوماً توسعه‌ای نیست.

ذوب‌آهن؛ نماد بحران رد دیون

افقه واگذاری مجدد ذوب‌آهن را نتیجه «استیصال مالی دولت» دانست و گفت دولت به دلیل بدهی‌های انباشته، ناچار به واگذاری دارایی‌های استراتژیک شده است؛ بدون آنکه این تصمیم بر اساس منطق اقتصادی و کارشناسی اتخاذ شده باشد.

او افزود در این ساختار، مدیریت نهادهای بزرگ نیز همچنان تحت تأثیر انتصابات سیاسی است و همین موضوع باعث تداوم چرخه ناکارآمدی می‌شود.

راهکار پیشنهادی: نقش کارگران در نظارت بر مدیریت

این اقتصاددان در پایان تأکید کرد که نجات صنایع مادر مانند ذوب‌آهن تنها از مسیر اصلاح مدیریت امکان‌پذیر است.

به گفته او، تشکل‌های کارگری باید بر انتخاب مدیران ارشد این صنایع نظارت جدی داشته باشند و با مطالبه‌گری هدفمند، مانع انتصاب مدیران غیرمتخصص شوند؛ چرا که به باور او، پایداری تولید در ایران بیش از آنکه ساختاری باشد، به کیفیت مدیریت وابسته است.

*بازنویسی: تحریریه پژواک کارفرما

انتهای پیام
۸۹۱۱
دیدگاه
آخرین‌های اقتصادی
آخرین اخبار
پربازدیدها