اتاق اصناف تهران؛ از یک نهاد اجرایی به موتور محرک اقتصاد صنفی کشور

دکتر علی توسطی - رییس سابق اتاق اصناف تهران

اتاق اصناف تهران به‌عنوان بزرگ‌ترین نهاد صنفی کشور، با برخورداری از ۱۲۵ اتحادیه، حدود ۴۰۰ هزار واحد صنفی و ظرفیت‌های گسترده قانونی و اقتصادی، می‌تواند فراتر از یک مرجع اداری، به موتور محرک اقتصاد صنفی و یکی از بازیگران اثرگذار حکمرانی اقتصادی کشور تبدیل شود. با این حال، چالش‌هایی همچون ضعف در حکمرانی و برنامه‌ریزی راهبردی، عقب‌ماندگی در تحول دیجیتال، محدود ماندن خدمات به امور اداری، کم‌توجهی به توانمندسازی سرمایه انسانی، استفاده ناکافی از ظرفیت‌های اقتصادی اصناف، ضعف در پژوهش، شفافیت و نظام ارزیابی، مانع تحقق این جایگاه شده است. در آستانه انتخابات هیئت‌رئیسه اتاق اصناف تهران، این نهاد بیش از هر زمان دیگری به مدیریتی تحول‌گرا، آینده‌نگر و مبتنی بر داده نیاز دارد؛ مدیریتی که با تکیه بر ظرفیت نسل جدید مدیران صنفی، مسیر تبدیل اتاق به نهادی راهبردساز، دانش‌بنیان و توسعه‌گرا را هموار کند.

اتاق اصناف تهران؛ از یک نهاد اجرایی به موتور محرک اقتصاد صنفی کشور
پژواک کارفرما -

اتاق اصناف تهران به‌عنوان بزرگ‌ترین و اثرگذارترین نهاد صنفی کشور، از جایگاهی برخوردار است که هیچ‌یک از ۴۰۴ اتاق اصناف دیگر کشور با آن قابل مقایسه نیست. وجود حدود ۱۲۵ اتحادیه صنفی، نزدیک به ۴۰۰ هزار واحد صنفی، سهم قانونی ۲۰ درصدی از حق عضویت اتحادیه‌ها و همچنین تمرکز مهم‌ترین فعالیت‌های اقتصادی، تجاری و خدماتی کشور در پایتخت، مجموعه‌ای از ظرفیت‌های کم‌نظیر را در اختیار این نهاد قرار داده است.

علاوه بر این، مرجعیت تهران در برگزاری نمایشگاه‌های تخصصی و صنفی، صدور مجوز برای مجریان نمایشگاه‌ها و سایر ظرفیت‌های درآمدی پیش‌بینی‌شده در قانون نظام صنفی، این امکان را فراهم می‌کند که اتاق اصناف تهران نه‌تنها یک نهاد اداری، بلکه به مرکز تولید ثروت، توسعه خدمات و هدایت اقتصاد صنفی کشور تبدیل شود.

با وجود این ظرفیت‌های ارزشمند، واقعیت آن است که اتاق اصناف تهران هنوز فاصله قابل توجهی با جایگاه واقعی خود دارد.

بخش مهمی از این فاصله، ناشی از چالش‌های ساختاری و مدیریتی است که در سال‌های گذشته، فارغ از اشخاص و دوره‌های مدیریتی، استمرار داشته است.

مهم‌ترین چالش‌های مدیریتی

نخست؛ ضعف در حکمرانی و انسجام مدیریتی

اتاق اصناف تهران هنوز نتوانسته است از ظرفیت عظیم ۱۲۵ اتحادیه، یک شبکه منسجم و هم‌افزا ایجاد کند. تفاوت محسوس در کیفیت عملکرد اتحادیه‌ها، تصمیم‌گیری‌های جزیره‌ای و نبود راهبرد مشترک، موجب شده است بخش مهمی از توان صنوف به‌صورت پراکنده مصرف شود.

دوم؛ فقدان برنامه‌ریزی راهبردی

در بسیاری از موارد، تمرکز مدیریت بر انجام امور جاری، صدور مجوزها و حل مسائل روزمره بوده و برنامه‌ای جامع برای افق پنج تا ده سال آینده اقتصاد صنفی تدوین نشده است. در نتیجه، ارزیابی عملکرد نیز عمدتاً فاقد شاخص‌های دقیق و قابل سنجش است.

سوم؛ عقب‌ماندگی در تحول دیجیتال

در عصر اقتصاد هوشمند، بخش قابل توجهی از خدمات صنفی همچنان با شیوه‌های سنتی ارائه می‌شود. نبود بانک اطلاعاتی جامع، ضعف در تحلیل داده‌های صنفی و فقدان سامانه‌های هوشمند برای ارائه خدمات، آموزش، پایش بازار و تصمیم‌سازی، از مهم‌ترین چالش‌های موجود است.

چهارم؛ محدود شدن نقش اتاق اصناف به امور اداری

بخش زیادی از فعالان صنفی، اتاق اصناف را صرفاً مرجع انتشار نامه ها و یا رسیدگی به شکایات می‌دانند؛ در حالی که این نهاد باید به مرکز ارائه خدمات حرفه‌ای، مشاوره، آموزش، توسعه بازار و حمایت اقتصادی از اعضا تبدیل شود.

پنجم؛ ضعف در توانمندسازی سرمایه انسانی

مدیریت نوین بدون آموزش مستمر امکان‌پذیر نیست. آموزش مدیران اتحادیه‌ها، انتقال تجربیات، تربیت نسل جدید مدیران صنفی و آشنایی با فناوری‌های نوین، هوش مصنوعی و تجارت الکترونیک باید به یکی از مأموریت‌های اصلی اتاق تبدیل شود.

ششم؛ استفاده محدود از ظرفیت اقتصادی اصناف

جامعه ۴۰۰ هزار واحد صنفی تهران می‌تواند با ایجاد شبکه‌های خرید مشترک، توسعه برندهای صنفی، ساماندهی زنجیره تأمین، توسعه صادرات و ارائه خدمات مشترک، قدرت اقتصادی بسیار بیشتری پیدا کند؛ ظرفیتی که تاکنون تنها بخش کوچکی از آن فعال شده است.

هفتم؛ ضعف در پژوهش و سیاست‌گذاری

تصمیم‌گیری بدون پژوهش و داده، مدیریت را به سمت اقدامات مقطعی سوق می‌دهد. اتاق اصناف تهران به یک مرکز پژوهش، آینده‌پژوهی و رصد اقتصاد صنفی نیاز دارد تا سیاست‌ها بر پایه تحلیل علمی و اطلاعات واقعی تدوین شوند.

هشتم؛ ضعف در شفافیت و نظام ارزیابی

شفافیت، اعتماد می‌آفریند. انتشار منظم گزارش‌های عملکرد، رتبه‌بندی اتحادیه‌ها، سنجش رضایت اعضا و ارزیابی مدیران بر اساس شاخص‌های مشخص، از الزامات حکمرانی نوین است.

چشم‌انداز آینده

اتاق اصناف تهران باید از یک سازمان صرفاً اجرایی، به یک نهاد راهبردساز، توسعه‌گرا، درآمدزا و دانش‌بنیان تبدیل شود؛ نهادی که علاوه بر انجام وظایف قانونی، نقش فعال در توسعه اقتصاد صنفی، بهبود فضای کسب‌وکار، افزایش بهره‌وری و ارتقای کیفیت خدمات به فعالان اقتصادی ایفا کند.

برای تحقق این چشم‌انداز، چند اقدام راهبردی ضروری است:

* تدوین سند راهبردی توسعه اتاق اصناف تهران با افق ده‌ساله.

* استقرار حکمرانی داده و ایجاد بانک جامع اطلاعات اصناف.

* توسعه دولت الکترونیک و هوشمندسازی خدمات صنفی.

* ایجاد مرکز پژوهش و آینده‌پژوهی اقتصاد اصناف.

* راه‌اندازی آکادمی آموزش مدیران و فعالان صنفی.

* طراحی نظام رتبه‌بندی اتحادیه‌ها و اعتبارسنجی واحدهای صنفی.

* توسعه منابع درآمدی قانونی و کاهش وابستگی به درآمدهای سنتی.

* گسترش تعامل مؤثر با دولت، مجلس، شهرداری، دانشگاه‌ها و بخش خصوصی.

* حمایت از نوآوری، شرکت‌های دانش‌بنیان و استارت‌آپ‌های حوزه اصناف.

* تقویت نقش اتاق اصناف تهران به‌عنوان نماینده مؤثر بخش صنفی در فرآیندهای تصمیم‌سازی اقتصادی کشور.

سخن پایانی

اگر اتاق اصناف تهران بتواند از ظرفیت‌های بی‌بدیل خود به‌درستی بهره‌برداری کند، نه‌تنها بزرگ‌ترین نهاد صنفی کشور، بلکه الگوی حکمرانی اقتصادی اصناف در سطح ملی خواهد بود.

تحقق این هدف مستلزم مدیریتی تحول‌آفرین، شفاف، پاسخگو، آینده‌نگر و مبتنی بر مشارکت واقعی اتحادیه‌ها و فعالان صنفی است. آینده اقتصاد صنفی تهران، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند مدیریانی توانمند است که از اداره روزمره  اتاق عبور کرده و توسعه پایدار، نوآوری و توانمندسازی اصناف را به مأموریت اصلی خود تبدیل کند.

البته با توجه به تقارن زمانی برگزاری انتخابات هییت رییسه اتاق اصناف تهران و حضور چهره های جوان، تحصیل‌کرده و با تجربه در بین روسای اتحادیه های صنفی تهران دستیابی به این اهداف دور از دسترس نیست.

انتهای پیام
۹۴۶۷
دیدگاه
آخرین اخبار
پربازدیدها