خاموشی دوساعته، خسارت چندمیلیونی؛ مسئول جبران کیست؟
تداوم خاموشیها و نوسان برق، علاوه بر اختلال در زندگی روزمره، خسارتهای سنگینی به لوازم خانگی و تجهیزات مشاع ساختمانها وارد کرده است؛ حالا این پرسش جدی مطرح است که در شرایط ناترازی برق، مسئول جبران این زیانها کیست و آیا سازوکار فعلی پاسخگوی خسارت خانوارهاست؟
همزمان با تداوم خاموشیها و تشدید مشکلات ناشی از ناترازی برق، این پرسش مطرح است که هزینه آسیبهای واردشده به وسایل و تجهیزات منازل و ساختمانها بر عهده چه کسی است و آیا سازوکار فعلی جبران خسارت، پاسخگوی زیان خانوارهاست؟
محمدرضا احدی، فعال مدنی، در یادداشتی اختصاصی که برای ایلنا ارسال کرده، با انتقاد از پیامدهای اقتصادی و اجتماعی خاموشیها بر خانوارها، بر ضرورت تعیین سازوکاری روشن برای جبران خسارتهای ناشی از قطعی و نوسان برق تأکید کرده است.
احدی در این یادداشت مینویسد:
قطعی برق برای بسیاری از خانوادهها با خاموش شدن چراغ خانه آغاز میشود، اما همیشه با وصل شدن برق پایان نمییابد. گاهی پس از بازگشت جریان، پمپ آب ساختمان از کار افتاده، یخچال روشن نمیشود، تلویزیون تصویر ندارد یا آسانسور در میان طبقات متوقف میماند. آنچه برای شبکه برق ممکن است یک «خاموشی دوساعته» باشد، برای یک خانواده میتواند به چندین میلیون تومان هزینه تعمیر یا حتی خرید وسیلهای تازه تبدیل شود.
این خسارتها در شرایطی رخ میدهد که بخش بزرگی از جامعه با کاهش قدرت خرید، دستمزدهای ناکافی و افزایش مستمر هزینههای زندگی روبهروست. برای خانوادهای که بخش قابل توجهی از درآمد ماهانهاش صرف اجارهخانه، خوراک، درمان و آموزش میشود، خرابی ناگهانی یک پمپ آب یا یخچال، حادثهای ساده و قابل چشمپوشی نیست؛ بلکه میتواند تعادل اقتصادی کل خانواده را برهم بزند.
محافظ برق؛ راهحل کامل نیست
بسیاری از شهروندان برای محافظت از وسایل برقی خود از محافظ استفاده میکنند و تصورشان این است که با خرید یک محافظ، خطر نوسان برق برطرف شده است. اما محافظ برق، در بهترین حالت، تنها بخشی از خطرهای ناشی از نوسان و تغییرات ولتاژ را کنترل میکند و نمیتواند جایگزین شبکه پایدار، تجهیزات استاندارد و مدیریت اصولی وصل مجدد برق شود.
قطع و وصلهای پیدرپی، بازگشت ناگهانی جریان و جهشهای لحظهای ولتاژ میتواند به تجهیزات حساس آسیب بزند؛ بهویژه وسایلی که موتور یا برد الکترونیکی دارند. پمپهای آب، یخچالها، فریزرها، کولرها، تلویزیونها و تجهیزات آسانسور از جمله وسایلی هستند که در برابر چنین شرایطی آسیبپذیرند.
از سوی دیگر، همه محافظهای موجود در بازار از کیفیت و استاندارد یکسان برخوردار نیستند. برخی مصرفکنندگان به دلیل محدودیت مالی، ناچارند ارزانترین محصول را خریداری کنند؛ محصولی که ممکن است توان لازم برای حفاظت از وسیله برقی را نداشته باشد. بنابراین نمیتوان تمام مسئولیت حفاظت را به مصرفکننده واگذار کرد و سپس در صورت خرابی وسیله، او را مقصر دانست.
آسانسور؛ مسئلهای فراتر از یک وسیله برقی
در ساختمانهای چندطبقه، آسیب دیدن تجهیزات آسانسور پیامدهای گستردهتری دارد. خرابی برد، درایو، تابلو فرمان یا تجهیزات الکتریکی آسانسور، رفتوآمد سالمندان، بیماران، کودکان و افراد دارای معلولیت را دشوار میکند. در برخی موارد نیز ساکنان از خرابی کابلها یا تجهیزات مرتبط با آسانسور خبر میدهند که تشخیص دقیق علت آن نیازمند بررسی فنی و گزارش متخصصان است.
نکته مهم این است که هزینه تعمیر آسانسور معمولاً بهصورت مشاع میان ساکنان تقسیم میشود. در ظاهر، سهم هر واحد ممکن است قابل مدیریت به نظر برسد، اما در ساختمانی که ساکنان آن کارگر، بازنشسته یا خانوارهای کمدرآمد هستند، همین هزینه نیز میتواند به یک بحران تبدیل شود.
وقتی پمپ آب و آسانسور همزمان دچار مشکل میشوند، ساکنان یک ساختمان با دو نیاز اساسی مواجهاند: دسترسی به آب و امکان رفتوآمد ایمن. اینجا دیگر سخن از آسایش نیست؛ سخن از حداقلهای زندگی است.
خاموشی برنامهریزیشده اما خسارت غیرقابل پیشبینی
ممکن است گفته شود بخشی از خاموشیها از قبل اعلام میشوند. اما اعلام خاموشی، بهتنهایی به معنای جلوگیری از خسارت نیست. بسیاری از شهروندان از زمان دقیق قطع و وصل برق اطلاع ندارند یا امکان جدا کردن همه وسایل از برق، بهویژه پمپ آب و تجهیزات آسانسور را ندارند.
از سوی دیگر، حتی اگر زمان خاموشی اعلام شود، زمان بازگشت برق و کیفیت جریان هنگام وصل شدن همیشه برای مصرفکننده قابل پیشبینی نیست. بنابراین شهروندی که طبق برنامه مصرف خود را مدیریت کرده، نباید در برابر خسارت ناشی از بازگشت جریان، کاملاً بیپناه بماند.
مسئله مهمتر، تفاوت میان «خاموشی» و «نوسان» است. ممکن است برق قطع شود، اما خسارت اصلی هنگام وصل مجدد یا در اثر نوسانهای متوالی رخ دهد. تشخیص منشأ خسارت نیز برای مصرفکننده عادی آسان نیست و گاهی او را میان شرکت توزیع برق، تعمیرکار، بیمه و مدیر ساختمان سرگردان میکند.
یک خرابی کوچک برای مردم، یک بحران بزرگ اقتصادی است
در شرایط فعلی، هزینه تعمیر یا جایگزینی لوازم خانگی با درآمد بسیاری از خانوادهها تناسب ندارد. قیمت یک پمپ آب خانگی میتواند چندین میلیون تومان باشد. تعمیر برد یخچال، تلویزیون یا ماشین لباسشویی نیز بسته به برند و نوع خرابی، هزینه قابل توجهی به خانواده تحمیل میکند.
خرید یخچال یا تلویزیون جدید برای بسیاری از خانوارها نیز دیگر یک هزینه مصرفی معمولی نیست؛ بلکه ممکن است معادل چندین ماه یاحتی بیش از یک سال پسانداز آنان باشد.
برای کارگری که درآمدش پیش از رسیدن به پایان ماه تمام میشود، خرابی یک پمپ آب تنها به معنای پرداخت هزینه تعمیر نیست. ممکن است هزینه رفتوآمد، خرید قطعه، اجرت تعمیرکار، هزینه موقت اسکان یا حتی دور ریختن مواد غذایی فاسدشده نیز به آن اضافه شود.
به همین دلیل، خسارت ناشی از قطعی و نوسان برق را نباید صرفاً یک مشکل فنی دانست. این مسئله مستقیماً با معیشت، سلامت، رفاه و امنیت اقتصادی خانوارها ارتباط دارد.
مسئولیت اجتماعی و ضرورت جبران خسارت
وجود سامانههای ثبت خسارت و بیمه مشترکان برق میتواند گامی مثبت باشد، اما زمانی مؤثر است که مردم واقعاً بتوانند از آن استفاده کنند. فرایند جبران خسارت باید ساده، سریع، شفاف و قابل دسترس باشد. اگر شهروند برای دریافت خسارت ناچار شود مدارک متعدد تهیه کند، تعمیرگاه مجاز پیدا کند، در مهلت کوتاه پرونده تشکیل دهد و مدتها منتظر پاسخ بماند، بسیاری از خانوادهها از پیگیری منصرف خواهند شد.
همچنین لازم است درباره دامنه پوشش بیمه، بهصورت روشن اطلاعرسانی شود. مردم باید بدانند:
چه نوع خسارتهایی مشمول جبران است؛
خسارت ناشی از نوسان هنگام وصل مجدد برق چگونه بررسی میشود؛
تجهیزات مشاع ساختمان مانند پمپ آب و آسانسور چه وضعیتی دارند؛
برای ثبت درخواست چه مدارکی لازم است؛
مهلت ثبت خسارت چقدر است؛
و در صورت رد درخواست، مسیر اعتراض کدام است.
نباید مسئولیت آسیبپذیری شبکه و تجهیزات، بهطور کامل به دوش مصرفکننده گذاشته شود. شهروندان هزینه برق مصرفی خود را پرداخت میکنند و حق دارند از شبکهای پایدار و ایمن برخوردار باشند.
چند پیشنهاد عملی:
برای کاهش فشار خاموشیها بر مردم، میتوان چند اقدام مشخص را در دستور کار قرار داد:
۱. جبران خسارت برای خاموشیهای طولانی و تکرارشونده:
برای خاموشیهایی که از حد مشخصی بیشتر میشوند یا در فاصله کوتاه چند بار تکرار میشوند، سازوکار تخفیف در قبض یا پرداخت خسارت در نظر گرفته شود.
۲. ایجاد مسیر ویژه برای خسارت تجهیزات ضروری:
خرابی پمپ آب، یخچال، تجهیزات گرمایشی و سرمایشی و آسانسور باید در اولویت رسیدگی قرار گیرد؛ زیرا این وسایل با زندگی روزمره و سلامت مردم ارتباط مستقیم دارند.
۳. تعیین تکلیف تجهیزات مشاع ساختمان:
پمپ آب، تابلو برق و تجهیزات آسانسور ساختمانها باید در دستورالعملهای جبران خسارت، جایگاه روشن و بدون ابهام داشته باشند.
۴. سادهسازی فرایند ثبت خسارت:
ثبت درخواست باید از طریق یک سامانه واحد، با امکان بارگذاری تصویر، فیلم و گزارش تعمیرکار انجام شود و نتیجه بررسی در مدت زمان مشخص به متقاضی اعلام شود.
۵. نظارت بر بازار محافظ و قطعات برقی:
استاندارد محافظهای برق باید جدیتر کنترل شود و برای تعمیرات ضروری، نرخنامه شفاف و قابل نظارت وجود داشته باشد تا مردم در روزهای پس از خاموشی قربانی قیمتهای نامتعارف نشوند.
۶. اطلاعرسانی دقیق و بهموقع:
اعلام برنامه خاموشی باید از مسیرهای رسمی، با ذکر زمان قطع و وصل، انجام شود. اطلاعرسانی دیرهنگام، علاوه بر ایجاد اختلال، امکان پیشگیری از خسارت را نیز از مردم میگیرد.
خاموشی نباید به خاموشی زندگی تبدیل شود
هیچ خانوادهای مخالف مدیریت مصرف برق نیست. مردم بهتر از هر کسی میدانند که انرژی باید درست مصرف شود و در شرایط دشوار، همکاری اجتماعی ضروری است. اما همکاری مردم نباید به معنای پذیرفتن بیقیدوشرط تمام خسارتها باشد.
خانوادهای که با درآمد محدود زندگی میکند، نقشی در فرسودگی شبکه، کمبود سرمایهگذاری یا ناترازی تولید و مصرف نداشته است. او فقط مصرفکنندهای است که برای روشنایی، آب، نگهداری مواد غذایی و رفتوآمد ایمن به برق نیاز دارد.
خاموشی ممکن است اجتنابناپذیر باشد، اما بیپناه گذاشتن مردم در برابر خسارت، اجتنابناپذیر نیست. اگر قرار است جامعه هزینه مدیریت ناترازی برق را تحمل کند، باید سازوکاری عادلانه نیز برای جبران خسارتهای آن وجود داشته باشد.
چراغ خانهها که خاموش میشود، نباید زندگی مردم هم از حرکت بایستد.