خوزستان در آستانه سومین سال دولت؛
چرا خوزستان ثروتمند، رفاه ندارد؟/آیا نگاه پارلمانی استاندار با الزامات حکمرانی خوزستان همخوان است؟
خوزستان با برخورداری از یکی از بزرگترین ظرفیتهای اقتصادی کشور، همچنان با چالشهایی مانند فقر، بیکاری، معیشت و ضعف زیرساختها دستوپنجه نرم میکند. در آستانه سومین سال فعالیت دولت، تناسب شیوه مدیریت فعلی با مختصات و ظرفیتهای خاص خوزستان بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده، بهویژه آنکه استاندار خوزستان پیش از این نماینده مجلس بوده و اکنون باید با تکیه بر تجربه مدیریتی خود، از عهده الزامات پیچیده مدیریت اجرایی و اقتصادی استانی با این حجم از صنایع و ظرفیتهای ملی برآید، اما آیا تجربه و نگاه پارلمانی برای مدیریت چنین استانی با مختصات و ویژگیهای پیچیده، کفایت میکند؟
محمد هادیقنوات: خوزستان با برخورداری از یکی از بزرگترین ظرفیتهای اقتصادی کشور، همچنان با چالشهایی مانند فقر، بیکاری، معیشت و ضعف زیرساختها دستوپنجه نرم میکند. در آستانه سومین سال فعالیت دولت، تناسب شیوه مدیریت فعلی با مختصات و ظرفیتهای خاص خوزستان بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده، بهویژه آنکه استاندار خوزستان پیش از این نماینده مجلس بوده و اکنون باید با تکیه بر تجربه مدیریتی خود، از عهده الزامات پیچیده مدیریت اجرایی و اقتصادی استانی با این حجم از صنایع و ظرفیتهای ملی برآید، اما آیا تجربه و نگاه پارلمانی برای مدیریت چنین استانی با مختصات و ویژگیهای پیچیده، کفایت میکند؟
هفته دولت، بیش از آنکه فرصتی برای ارائه گزارش عملکرد دستگاههای اجرایی باشد، میتواند زمان مناسبی برای بازخوانی مسیر طیشده، شناسایی نقاط ضعف و ارائه پیشنهادهایی برای اصلاح روندها باشد. خوزستان در این میان نمونهای قابل تأمل است؛ استانی که پس از تهران یکی از بالاترین سهمها را در تولید ناخالص داخلی کشور دارد و میزبان نفت، گاز، فولاد، پتروشیمی و دهها بنگاه بزرگ اقتصادی دیگر است، چرا همچنان درگیر مسائل جدی در حوزه فقر، اشتغال، معیشت، زیرساخت و توسعه است و چرا میان ظرفیت اقتصادی خوزستان و کیفیت زندگی مردم این استان چنین فاصلهای وجود دارد؟
طرح برخی نقدها درباره وضعیت خوزستان نه به معنای تخریب دولت است و نه مخالفت با مدیریت استان؛ بلکه تلاشی رسانهای برای انتقال بخشی از دغدغههای افکار عمومی، فعالان اقتصادی و صنایع استان به مجموعه دولت است. خوزستان به دلیل جایگاه ویژه خود در اقتصاد ایران، استانی نیست که بتوان مسائل آن را صرفاً در چارچوب یک مدیریت استانی دید.
خوزستان از نظر منابع طبیعی و ظرفیت اقتصادی، استان فقیری نیست. بنابراین بخشی از مسئله به کیفیت حکمرانی، نحوه هماهنگی دستگاهها، شناخت دقیق مسائل استان، شیوه تصمیمگیری و البته نوع مواجهه مدیران با مختصات پیچیده و متفاوت خوزستان بازمیگردد. ممکن است مدیری از تواناییهای مدیریتی لازم برخوردار باشد، اما با ساختار صنایع استان، روابط میان شرکتهای بزرگ و دستگاههای اجرایی، پیچیدگیهای اجتماعی و اقتصادی یا اقتضائات تاریخی خوزستان به اندازه کافی آشنا نباشد.
و در چنین شرایطی، استاندار بهعنوان نماینده عالی دولت در استان، نقشی فراتر از پیگیری مطالبات خوزستان از تهران دارد و آن ایجاد هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، صنایع بزرگ، شرکتهای اقتصادی، نهادهای ملی و ظرفیتهای انسانی استان است، بهگونهای که مجموعه این ظرفیتها در یک مسیر مشترک برای حل مسائل خوزستان قرار گیرند.
پس مسئله لزوماً صلاحیت فردی استاندار نیست؛ بلکه تناسب جنس مدیریت با مختصات پیچیده و صنعتی خوزستان است. استاندار خوزستان پیش از این سابقه نمایندگی مجلس را داشته است؛ تجربهای ارزشمند که طبیعتاً با ادبیات و اقتضائات پارلمانی همراه است، اما اداره استانی مانند خوزستان بیش از هر چیز به نگاه اجرایی، اقتصادی و توسعهمحور نیاز دارد.
به نظر میرسد پررنگ بودن نگاه پارلمانی در مدیریت استان میتواند در تعامل با صنایع و بنگاههای بزرگ اقتصادی که بخش مهمی از ظرفیت خوزستان را تشکیل میدهند، چالش ایجاد کرده است.
این مجموعهها برای حل مسائل خود به ارتباط مستمر، هماهنگی بین دستگاهی، تصمیمگیری اجرایی و رابطهای مبتنی بر اعتماد با مدیریت عالی استان نیاز دارند.
مسئله رسانه این نیست که میان استانداری و صنایع استان داوری کند یا از پیش حکمی درباره عملکرد یک مدیر صادر کند. وظیفه رسانه آن است که وقتی بخشی از فعالان اقتصادی، صنایع و افکار عمومی استان از چالشهایی در ارتباط با مدیریت سخن میگویند، این صدا را نیز منعکس کند.
توجه به سرمایه انسانی؛ یک مطالبه جدی
یکی از مطالبات جدی خوزستان، توجه بیشتر به سرمایه انسانی استان است. خوزستان فقط نفت، گاز، فولاد و پتروشیمی نیست؛ مدیر، متخصص، کارآفرین و نیروی انسانی توانمندی نیز دارد که سالها در همین صنایع تجربه اندوختهاند.
استفاده از مدیران خوزستانی نباید با بومیگرایی افراطی اشتباه گرفته شود. معیار اصلی باید شایستهسالاری باشد، اما بومی بودن نیز نباید به یک امتیاز منفی تبدیل شود. اگر مدیری خوزستانی از دانش، تجربه و توانایی لازم برای اداره یک مجموعه بزرگ برخوردار است، طبیعی است که انتظار میرود در فرآیند انتخاب مدیران، فرصت برابر با سایر گزینهها داشته باشد.
همچنین «نگاه ملی» نباید به معنای نادیده گرفتن ظرفیتهای یک استان باشد. خوزستان بخشی از سرمایه ملی ایران است و استفاده از مدیران توانمند خوزستانی، در صورت احراز شایستگی، میتواند مصداق نگاه ملی باشد.
سخن پایانی
خوزستان امروز بیش از هر چیز به مدیریت نتیجهگرا، توسعهمحور و آشنا با پیچیدگیهای استان نیاز دارد؛ مدیریتی که بتواند علاوه بر مطالبهگری از تهران، ظرفیتهای موجود در داخل استان را نیز فعال کند و میان دولت، صنایع، بخش خصوصی، نخبگان و جامعه محلی یک زبان مشترک برای توسعه ایجاد کند.
هفته دولت میتواند آغاز چنین بازنگریای باشد؛ نه با تغییرات شتابزده و نه با نفی همه اقدامات انجامشده، بلکه با پذیرش این واقعیت که هیچ مدیریتی از نقد و اصلاح بینیاز نیست.
دولت چهاردهم در آستانه سومین سال فعالیت خود فرصت دارد با نگاهی دقیقتر به خوزستان بنگرد؛ استانی که سهم بزرگی در اقتصاد ایران دارد. اگر هفته دولت فرصتی برای ارائه دستاوردهای دولت و تقویت عملکرد آن است، شنیدن نقدهای منصفانه و توجه به دیدگاههای متفاوت نیز باید بخشی از این فرصت باشد.