مناطق آزاد بدون هویت اقتصادی؛ حلقه مفقوده جذب سرمایه در ایران
در حالی که برند اقتصادی به یکی از ارکان اصلی رقابت در اقتصاد جهانی تبدیل شده، بسیاری از مناطق آزاد ایران همچنان فاقد هویت و برند مشخص هستند؛ ضعفی پنهان اما اثرگذار که جذب سرمایهگذاری، توسعه تجارت و نقشآفرینی بینالمللی این مناطق را با چالش جدی مواجه کرده است.
در اقتصاد جهانی امروز، رقابت دیگر تنها به منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی یا مشوقهای مالی محدود نمیشود. «برند اقتصادی» بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای جذب سرمایه، توسعه تجارت و جلب اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی شناخته میشود؛ مؤلفهای که بسیاری از مناطق آزاد موفق جهان، آن را پیشنیاز توسعه خود قرار دادهاند.
مناطق آزاد پیشرو پیش از ارائه زیرساختهای فیزیکی یا معافیتهای مالی، با تعریف یک هویت اقتصادی شفاف و قابلفهم، جایگاه خود را در زنجیره ارزش جهانی مشخص میکنند. این برند اقتصادی، تصویری روشن از مأموریت، مزیتهای رقابتی و نقش منطقه در اقتصاد بینالملل ارائه میدهد و به سرمایهگذاران امکان میدهد در کوتاهترین زمان، تصمیمی آگاهانه و مطمئن اتخاذ کنند.
این در حالی است که بسیاری از مناطق آزاد کشور همچنان با اقتصادی بدون برند فعالیت میکنند؛ وضعیتی کمسروصدا اما عمیقاً اثرگذار که مسیر توسعه این مناطق را محدود کرده است. نبود برند اقتصادی، نهتنها فرآیند جذب سرمایه را تضعیف میکند، بلکه توان بازاریابی بینالمللی، دیپلماسی اقتصادی و تعامل با شرکتهای چندملیتی را نیز بهشدت کاهش میدهد.
برند اقتصادی صرفاً یک شعار تبلیغاتی یا تصویرسازی ظاهری نیست، بلکه روایت منسجم و قابلاعتمادی از مأموریت، مزیت رقابتی و افق توسعه یک منطقه است. زمانی که یک سرمایهگذار خارجی نتواند در چند دقیقه درک روشنی از جایگاه یک منطقه آزاد در بازار جهانی به دست آورد، تصمیمگیری او یا به تعویق میافتد یا بهطور کامل منتفی میشود. تجربه جهانی نشان میدهد مناطق آزادی که از برند اقتصادی قوی برخوردارند، حتی در شرایط نوسانات اقتصادی یا بحرانهای بینالمللی، قادر به حفظ جریان سرمایه و تجارت هستند.
یکی از ضعفهای اساسی مناطق آزاد ایران، فقدان هویت تخصصی و متمایز است. در حالی که مناطق آزاد موفق جهان خود را بهعنوان هاب لجستیک، قطب فناوری، مرکز صادرات صنعتی یا دروازه بازارهای منطقهای معرفی میکنند، بسیاری از مناطق آزاد کشور ترکیبی پراکنده از فعالیتهای صنعتی، تجاری، گردشگری و مسکونی را بدون اولویت و محور مشخص دنبال میکنند. این پراکندگی، پیام اقتصادی مناطق را مخدوش کرده و امکان برندسازی مؤثر را از بین برده است.
بر اساس مطالعات بینالمللی، مناطق آزاد دارای برند اقتصادی قوی تا ۴۰ درصد بیشتر از مناطق بدون برند موفق به جذب سرمایهگذاری میشوند. در ایران اما با وجود برخورداری برخی مناطق آزاد از زیرساختهای فیزیکی مناسب یا معافیتهای مالی قابل توجه، نبود برند اقتصادی موجب شده این مزیتها اثرگذاری لازم را نداشته باشند و جذابیت سرمایهگذاری به شکل محسوسی کاهش یابد.
ضعف برند اقتصادی، دیپلماسی اقتصادی و تبلیغات بینالمللی مناطق آزاد را نیز تحت تأثیر قرار داده است. در نبود هویت مشخص، تولید محتوای حرفهای، حضور هدفمند در نمایشگاههای جهانی و تعامل مؤثر با سرمایهگذاران خارجی عملاً کارکرد خود را از دست میدهد. نتیجه این وضعیت، غیبت مناطق آزاد ایران از ذهن تصمیمگیران اقتصادی منطقه و جهان و از دست رفتن فرصتهای سرمایهگذاری است.
این خلأ حتی در داخل کشور نیز محسوس است. رقابت ناسالم میان مناطق آزاد، شباهت وعدهها و فقدان تمایز، اعتماد سرمایهگذاران داخلی را کاهش داده و سرمایهگذاری را با تردید و احتیاط همراه کرده است. در چنین فضایی، منابع اقتصادی و انسانی بهدرستی هدایت نمیشوند و اثربخشی سیاستهای توسعهای کاهش مییابد.
کمال ابراهیمی کاوری، کارشناس مناطق آزاد، معتقد است که راهکار اصلی، حرکت به سمت «برندسازی اقتصادی مبتنی بر راهبرد» است؛ برندی که از دل نقشه راه توسعه، مزیتهای واقعی، مأموریت مشخص و چشمانداز روشن هر منطقه شکل بگیرد. این برند باید بتواند یک داستان اقتصادی معتبر و قابلاعتماد روایت کند؛ داستانی که نشان دهد هر منطقه آزاد چه نقشی در صادرات، لجستیک، فناوری یا اتصال به بازارهای منطقهای ایفا میکند.
ایجاد برند اقتصادی قوی، نیازمند هماهنگی میان سیاستگذاری، زیرساختها، مزیتهای واقعی و استراتژی بازاریابی بینالمللی است. این فرآیند مستلزم برنامهریزی بلندمدت، تحلیل بازار، شناخت رقبا و تعریف مزیتهای رقابتی متمایز است. تجربه مناطق موفق نشان میدهد برندسازی صحیح میتواند حتی در شرایط تحریم یا رکود اقتصادی، جریان سرمایه، صادرات و همکاریهای بینالمللی را حفظ کند.
در نهایت، تا زمانی که مناطق آزاد ایران به روایت اقتصادی منسجم، معتبر و شناختهشده دست نیابند، حتی بهترین قوانین و مشوقها نیز قادر نخواهند بود آنها را به مقصدی جذاب برای سرمایهگذاری تبدیل کنند. ضعف هویت، پراکندگی مأموریتها و نبود برند اقتصادی، همچنان بزرگترین مانع توسعه مناطق آزاد کشور به شمار میرود.
*بازنویسی:تحریریه پژواک کارفرما